سلام دوستان کفایت هستم همسفر
« معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد، از شومی شیطان شد»
این شعر مولانا، در نگاه آقای مهندس دژاکام، میتواند معنای خیلی زیبایی برای مسیر مسافر در کنگره داشته باشد؛ یعنی انسانی که مدتی زندگیاش از تعادل خارج شده، کمکم به سامان و آرامش میرسد.
در مسیر درمان، مسافر از آشفتگی و نابسامانی به سمت نظم، تعادل و آرامش حرکت میکند. به نظرم ارتباط این شعر با کنگره در این است که هدف فقط رهایی از اعتیاد نیست؛ هدف، رسیدن انسان به تعادل و تغییر درونی است.
و این تغییر زمانی رخ میدهد که ما در فشار زندگی و مشکلات زیاد مانده باشیم و راه را گم کرده باشیم و خیلی چیزها را از دست داده باشیم.
اگر بخواهم راجع به زندگی خودم بگویم، به چیزی که فکر نمیکردم، تغییر بود؛ چون مسافرم عشق به زندگی، به خانه خودم و حتی فکر کردن را هم از من گرفته بود. اوایل آمدن من به کنگره، تنها هدفم مصرف نکردن مسافرم بود. اصلا فکر نمیکردم روزی برسد و من اینقدر تغییر کنم و به خاطر خودم و آرامش خودم به کنگره بیایم.
و فهمیدم همهچیز با تغییر امکانپذیر است و گاهی برای ساختن یک زندگی تازه، باید از افکار و باورهای قدیمی عبور کنیم و قدمبهقدم ساختار جدیدی در وجود خود بسازیم.یعنی حرکت و حرکت یعنی زندگی.تغییر، بخشی از قانون زندگی است؛ هیچ موجودی در هستی ثابت باقی نمیماند.
منبع: سیدی تغییر
نویسنده: همسفر کفایت رهجو راهنما همسفر زینب(لژیون یکم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
76