به نام خدا

لطفاً خودتان را معرفی کنید:
محمد هستم، مجرد، متولد سال 59،متولد و ساکن سه راه آذری.
فرزند چندم خانواده بودی؟
فرزند دوم از یه خانواده 6 نفری.
از کی کشتی را شروع کردی؟
از موقعی که به یاد دارم عاشق کشتی بودم. از نه و ده سالگی و دوران ابتدایی با کشتی عجین شدم و در همان محل خودمان شروع به کشتی گرفتن کردم.البته این را هم بگم که فوتبال هم بازی میکردم، حتی در تیمهای باشگاهی تهران هم بازی میکردم،اما فوتبال ورزشی نبود که من را ارضا کند. علاقه من به کشتی در حدی بود که بعد از بازی فوتبال به سالن کشتی میرفتم و دوستانم که از علاقه و استعداد من به کشتی آگاه بودند به دنبال من میآمدند و مرا با خود به باشگاه میبردند.
کمی هم از سوابق و مقامهایی که بدست آوردهاید بگویید.
چندین سال پیاپی قهرمان تهران، قهرمان جام همبستگی تهران و حتی دورهای برای تیم ملی هم انتخاب شدم و چند مقام و قهرمانی دیگر...
این مقامها رو در چه سنی بدست آوردهاید؟
دقیقاً خاطرم نیست ولی حدوداً فکر میکنم چهارده سال سن داشتم.
تا چه مقطعی درس خواندهاید و اصلاً اهل درس بودید؟
خیلی اهل درس خواندم نبودم ولی تونستم دیپلمم را بگیرم.
در چه سبکی کشتی میگرفتید و چه وزنی؟
سبک آزاد و از 46 کیلو شروع کردم و به مرور زمان به اوزان بالاتر رفتم و تا 66 کیلو که بالاترین وزنم بود در نوسان بودم. ولی دوران طلایی ورزش خودم را در 46 کیلو میدانم. یادمه که در اون دوران آرزو میکردم که به وزن 50 کیلو برسم تا بتوانم از رده نونهالان به نوجوانان بیایم. چون حداقل وزن برای رده سنی نوجوانان 50 کیلو بود.
چه شد که به استفاده از مواد نیرو زا رو آوردی؟
در جواب سوال شما باید بگم که حالا با علمی که درکنگره بدست آوردهام میفهمم که آن موقع با اینکه زندگی و شرایط خوبی داشتم ولی برای رسیدن به اهدافم به دنبال راه میانبر میرفتم و دوست داشتم یک شبه ره صد ساله رو طی کنم. من اولین بار در وزن 50 کیلو برای اینکه عملکرد بهتری نسبت به دیگر کشتیگیران داشته باشم از مواد نیروزا استفاده کردم.

مگه از شما تست دوپینگ نمیگرفتند؟
خیر، چون آن زمان به اندازه امروز آزمایشات دوپینگ آنقدر پیشرفته نبود و رشتههایی دیگری مثل دوچرخهسواری در اولویت بیشتری بود تا کشتی.
از کی این آمپولهای نیروزا رو مصرف میکردی؟
اگر بخواهم حقیقت را بگویم در طول این 17،18 سالی که کشتی میگرفتم فقط دو سال اول شروع ورزشم واقعاً پاک کشتی گرفتم و مابقی این دوران را به این جهت که جهانبینی از ورزشی که انجام میدادم نداشتم فقط به دنبال راهی بودم که به حریفانم فائق بیایم ولی اکنون در کنگره آموختهام که باید ورزش کنیم تا سالم زندگی کنیم. در درجه اول سلامت روح و روان اهمیت دارد و در آخر سلامت جسم. زیرا همه ما میدانیم و شنیدهایم که عقل سالم در بدن سالم است.
این آمپولها را کسی برایت میزد یا خودت تزریق میکردی؟
آن اوایل نه ولی بعد از چند بار تزریق دیگر ترسم ریخت و خودم این کار را انجام میدادم. حتی به جایی رسیده بودم که قبل از کشتی تو رختکن یا هر جایی که امکانش بود این کار را انجام میدادم و بعد به تشک کشتی یا سر تمرین میرفتم.
از این دوران خاطرهای هم داری؟
بله، خاطرم هست برای مسابقهای به اراک رفته بودیم من قبل از شروع مسابقه چند تا آمپول یه خودم زدم که باعث شد بدنم قفل کند و حریفی رو که میتونستم تو حالت عادی کشتی رو ازش ببرم من را به راحتی زمین میزد و من هم هیچ کاری نمیتوانستم انجام بدهم. تازه در تایم دوم بود که کمی حالم جا آمد و با اینکه آخر کشتی را از او هم بردم، ولی این قضیه برایم خیلی سنگین تمام شد.
شده بود این مواد نیروزا رو مصرف نکنی و خماری این مواد را هم داشته باشی؟
بله و به شدت هم از خماری این مواد میترسیدم چون دیگه بدنم نسبت به این آمپولها شرطی شده بود، اگر مصرف نمیکردم انرژی برای کشتی گرفتن نداشتم و این خیلی برایم بد میشد.
چه شد که به مواد مخدر رو آوردی؟
دقیقاً خاطرم نیست کی و چطور اما یادم هست که وقتی اولین بار تریاک مصرف کردم انرژی مضاعفی به دست آوردم و این شروعی بود برای مصرف مواد مخدر...
اگه از آن دوران خاطرهای داری برای خوانندگان وبلاگ ما تعریف کن.
این را بگم که من در راهآهن مشغول به کار بودم و آنجا کشتی هم میگرفتم، سال 87 برای مسابقات انتخابی کراچی باید به مشهد میرفتم، من با یکی از دوستانم که راننده قطار بود به مشهد رفتم. دوست من هم مصرف کننده بود و چون آن قسمتی که راننده و کمک راننده قطار آنجا هستند کاملاً جدا از سایر واگنهای قطار است با دوستم به راحتی در آنجا شیشه مصرف کردیم و به مشهد رفتیم و آنجا بود که با شیشه هم آشنا شدم.
در کل به چه موادی اعتیاد داشتی؟
در ابتدا که آمپولهای تقویتی و هورمون و بعد هم تریاک و شیشه، مقطعی هم قرص ترامادول
چه شد که با کنگره 60 آشنا شدی؟
به واسطه یکی از آشناهایمان که از راهنماهای کنگره 60 بود با این NGOآشنا شدم. البته این را هم بگویم که من اوایل ورودم به کنگره سفر خوبی نداشتم، اما بعد از مدتی به این باور رسیدم و نسبتاً سفر خوبی را ادامه دادم و به پایان سفر اول رسیدم.
در پایان اگر صحبتی با خوانندگان وبلاگ ما دارید بفرمائید.
همانطور که قبلاً هم گفتم چون من دید درستی از ورزشی که میکردم نداشتم و در واقع جهانبینیای در این ورزش کردنم نبود راه درستی را در پیش نگرفتم هرچند که در ظاهر ورزش میکردم و ورزش حرفهای هم انجام میدادم راهم به بیراهه ختم شد، ولی با ورودم به کنگره به واسطه آموزشهایی که یاد گرفتم و سه ضلع جسم،روان و جهانبینی خود را درمان کردم و آموختم که باید ورزش کنم تا سالم زندگی کنم، نه به هر قیمتی ورزش کنم. من از قعر تاریکیها یک گوهر بیرون آوردم، گوهری گرانبها، گوهری از جنس علم و دانایی، از جنس شناخت و حرکت به سوی ارزشها. و این گوهر را کسانی به دست میاورند که به عمق تاریکیها رفته و با آموزشی که دیدهاند از آن به سلامت خارج شدهاند. من به واسطه مصرف مواد مخدر از ورزش دور شدم و شرایط خانوادگیم هم بهم ریخته بود اما به یاری خدا و علم کنگره و سعی و تلاش خودم اعتیادم درمان شد و الان به جایی رسیدهام که دوره مربیگری درجه 3 آسیا رو میگذرونم.
در آخر هم از آقای مهندس دژاکام به واسطه این علمی را که بدست آورده و آن را به رایگان در اختیار دیگرانی چون من قرار دادند تشکر میکنم. از خانوادهام ممنونم که در طول چند سال اعتیادم آنها را از خود رنجاندم. از راهنمای خودم آقای مهدی تاجیک که راهنماییهایشان همیشه برایم کارگشا بود و از همه مسافران و همسفرانی که در این سفر کمکم کردند نهایت تشکر را دارم.
محمد هستم مسافر، آنتی ایکس مصرفی: شیشه و تریاک، مدت سفر اول: 14 ماه
روش درمان: DST، داروی درمان: OT، راهنما: آقای تاجیک، رهایی: 5 ماه و 4 روز،
رشته ورزشی: کشتی
از اینکه در این مصاحبه شرکت نمودید از شما سپاسگذاریم.
مصاحبهکنندگان: امیر حسین رستمی، علی اربابی
ارسال گزارش از طریق لینک ارسال خبر سایت توسط: مسافر علی اربابی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1553