اولین شروع به کار انداختن عقل حس است، عقل که به عنوان ساختار میتواند فرمان صادر کند تحت تأثیر حس عمل میکند؛ یعنی اگر عقلی داشته باشیم که رشد نکرده باشد و بخواهد مسائل بزرگتر را حل کنید اصطلاحاً قاط میزند آدمی که تو کار خودش مانده است چطوری میتواند مسائل جهان را حل کند، تفاوت عقل کلی و جزئی در این است عقل جزئی مسائل کوچک را میتواند تجزیه و تحلیل کند و عقل کلی مسائل بزرگتر را حل میکند؛ مثلاً یک چرخ گوشت خانگی میتواند چهل کیلو گوشت را خورد کند ولی چرخ گوشت صنعتی یک گاو درسته را خورد میکند کاری که با چرخ صنعتی انجام میشود را اگر بخواهیم با چرخ خانگی انجام دهیم ممکنه چرخ دندهها خورد بشود.
ما گفتیم مسائل دو سر دارد یکی درون ما و یکی بیرون ما، خیلیها در روانشناسی عوامل را در بیرون جستجو میکنند و میگویند همه چیز در محیط و اجتماع یا در گذشته انسان است مثلاً در بچگی اذیت شده و روی آن تأثیر گذاشته است؛ ولی ما میگوئیم نه محیط را میشود تغییر داد نه گذشته را میشود عوض کرد مخصوصاً زمانی که تو کار خودمان هم ماندیم، ما در کنگره به قسمت درون کار داریم حس در انسان جاذبه و دافعه بوجود میآورد و خارج از این نیست؛ وقتی حس در انسان بوجود میآید از حالت خنثی خارج میشویم یا گرایش پیدا میکنیم یا دور میشویم.
حسی که در مصرف کننده است آلوده است و یک قسمت از حس شخص اشتباه کار میکند به همین دلیل به او میگویند نباید فکر خودت را اجرا کنی باید آن چیزی که راهنما میگوید انجام بدهی اگر خواسته و حس درون من وجود نداشته باشد آن محیط و آن اجتماع و آن بستر با تمام قدرت خود قادر نیستند وضعیتی را برای من بوجود بیاورند به عبارتی اگر درون من خواسته مصرف مواد وجود نداشته باشد اگر تمام اجتماع و مواد فروشها یا ساقیها متحد شوند نمیتوانند مرا معتاد کنند؛ باید دو تا مطلب را کنار هم داشته باشیم ۱- تدبیر و تفکر داشته باشیم۲- حس پالایش شود، حس اگر تحتالشعاع نیروهای تخریبی و بازدارنده قرار بگیرد حتماً آلوده میشود.
خلاصه سیدی: حس۱و۲
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (دبیر و عضو لژیون سردار)
نویسنده، ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا (ز) رهجوی راهنما همسفر ملیحه (عضو لژیون سردار و نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
126