دهمین جلسه از دوره هفتادو یکم سری کارگاههای آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابنسینا ، به استادی راهنمای محترم مسافر جمشید، نگهبانی مسافر محمد، دبیری مسافر امیر با دستور جلسه "عدالت: آیا در کنگره همه افراد با هم برابرند؟"و در ادامه تولد پنجمین سال رهایی مرزبان محترم مسافر محمد درتاریخ شنبه 17 مرداد ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷:۰۰ اغاز به کار نمود.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان جمشید هستم، یک مسافر. خدای را شاکرم که پس از دو هفته، توفیق داد تا در خدمت شما باشم. از آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان، همچنین از ایجنت محترم، مرزبانان گرامی و نگهبان عزیزم سپاسگزارم که فرصت خدمت به من دادند. در این جلسه، دربارهٔ دو موضوع گفتوگو شد: نخست، مفهوم عدالت و اینکه آیا در کنگره همچنان همه با یکدیگر برابر هستند یا نه، و دوم، جشن آزادمردی مرزبان محترم، آقای محمد هست. انشاءالله که این جشن را با شور و اشتیاق ویژهای برگزار خواهیم کرد. دربارهٔ عدالت: واژهٔ «عدالت» در نگاه نخست شاید این تصور را در بسیاری از انسانها ایجاد کند که اگر چیزی در شرایطی وجود دارد، باید به طور مساوی میان همه تقسیم شود. به این میگویند عدالت. مثلاً فرض کنید در یک کارخانه، مدیر، معاون، سرپرست، کارگر ماهر و کارگر ساده وجود دارند. اگر بخواهیم عدالت را به این شکل معنا کنیم، همهٔ این افراد باید در پایان ماه حقوقی برابر بگیرند. یا در خانه، اگر غذایی تهیه شود، بر اساس این تعریف، باید به یک کودک سهساله و یک انسان سیساله به یک اندازه غذا داده شود. اما به این مفهوم «مساوات» میگویند، یعنی تقسیم کردن به طور مساوی؛ در حالی که معنای عدالت چیز دیگری است. در فلسفه گفته میشود که عدالت یعنی هر چیز و هر کسی در جای خود باشد. اما این پرسش مطرح است که از کجا معلوم که کسی یا چیزی در جای خود قرار دارد یا نه؟ در ادامه بیان میشود که تلاش انسانهاست که باعث تغییر در جایگاه درونی آنان میشود و تغییر جایگاه درونی، موجب تغییر در جایگاه بیرونی انسان میگردد. به عنوان نمونه، در همین کنگره یا دوست عزیزی که امروز برای رهایی از درتشریف آورده است، کسی به شغل یا نوع مصرف ،دیگری کاری ندارد. همه با هم برابرند عدالت میگوید: کسی که سر وقت آمده و سه جلسه تازه واردین را کامل کرده، باید پس از چند جلسه راهنما انتخاب کند؛ اما آن که غیبت داشته و به حرف راهنما گوش نسپرده، باید بماند و جبران کند.

در سفر دوم نیز، از زمان قطع مواد تا رسیدن به خودشناسی، هر کس بیشتر تلاش کرده، خود را شناخته و گره،های درونی را گشوده، و به جایگاه بالاتردرونی رسیده است. در ظاهر نیز، سفر دومی سر کار میرود، کارش را انجام میدهد و به خانه میرود، اما نیم ساعتی هم در لژیون شرکت میکند. برخی کارشان را زودتر تعطیل میکنند و به خدمت میآیند؛ نگهبان میایستند و در بخشهای خدمتی شرکت میکنند. عدالت در اینجا چه میگوید؟ آیا این دو نفر باید در یک جایگاه باشند؟ آیا از نظر حال درونی، هر دو باید یکسان باشند؟ برداشت من از این جلسه این است که آقای مهندس این دستور جلسه را مطرح کردهاند تا من خود را با دیگران مقایسه نکنم. من ده سال «هر کسی در هر جایگاهی که قرار دارد، بر اساس زحمت و تلاشی که میکشد، جایگاه خود را به دست میآورد.» دربارهٔ جلسه بیشتر از این سخن نمیگویم. بخش دوم جلسه، جشن آزادمردی آقای محمد عزیز است. او با لبخندهای زیبای خود شناخته میشود. محمد سواد خواندن و نوشتن نداشت و به همین دلیل چیزی نمینوشت. اما من سختگیری میکردم. با این حال، ایشان کاری کردند که هر بار به یادش میافتم، لذت میبرم. سواد خود را بالا برد، تلاش کرد، یاد گرفت و شروع به نوشتن سیدی کرد. تغییرات او دقیقاً از همان زمان آغاز شد. کاش تصویری از گذشتهٔ ایشان در کنار امروزشان داشتیم؛ چون تفاوت بسیار چشمگیر است این تولد را به خود آقای محمد عزیز، خانوادهٔ محترمشان، در درجهٔ اول به آقای مهندس و خانوادهٔ گرامیشان، همچنین به راهنمای سفر اول ایشان، آقای ، به راهنمای نیکوتین، آقا حشمت عزیز، تبریک میگویم. این افتخار را به خانوادهٔ کنگرهای و به خودشان تبریک میگویم.ممنونم که توجه کردید.

سخنان و آرزوی مسافر محمد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر، آرزوی من هم این است که هر مسافرعزیز که وارد کنگره میشه به درمان برسه و هیچ همسفری نا امید از این در بیرون نرود. نخست، خدای خود را سپاس میگویم که امروز توفیق یافتم تا این جایگاه را تجربه کنم. هزاران بار خدا را شکر که پس از پنج سال، موفق شدم جشن تولد بگیرم و این تولد با شال مرزبانی همراه است. نمیدانستم چرا این سالها نتوانستم تولد بگیرم و حکمت آن چه بود، اما امروز دریافتم که زمانش باید فرا میرسید. خدا را هزاران بار سپاسگزارم. از آقای مهندس و خانم آنی تشکر میکنم؛ از آقای مهندس سپاسگزارم که چنین بستری فراهم آورد تا من، محمد، بتوانم به رهایی برسم و زندگی کنم. خدا را هزاران بار شکر میکنم. از همه عزیزانی که در شعبهٔ ابنسینا زحمت میکشند، ممنونم که چراغ این شعبه را روشن نگاه میدارند تا کسانی مثل منه محمد بیایند و به درمان برسند. از حسنآقای عباسی تشکر میکنم که راهنمای سفر اول من بودند. سپاسگزارم از لطف ایشان که امروز نیز تشریف آوردند و خوشحالم کرد. از استاد عزیز، آقا حشمت، سپاسگزارم که در درمان ترک سیگار بسیار به من کمک کردید. اگر شما نبودید، شاید هرگز وارد لژیون سیگار نمیشدم. امیدوارم خیر و برکت زحماتتان به زندگیتان بازگردد. از استاد بزرگوار، آقا جمشید، نیز سپاسگزارم. پس از پایان دورهٔ حسنآقا، افتخار داشتم که به محضر شما بیایم. از همه عزیزانی که در این جشن شرکت کردند، سپاسگزارم؛ بهویژه از راهنمای همسفرم، خانم اعظم و خانم مینا، که کمک کردند زندگیمان سروسامان بگیرد و زیبا شود.از همه شما آموزش دیدم؛ ازآقا محمدباقر (ایجنت محترم)، و گروه مرزبانی کمال تشکر را دارم.
سخنان راهنمای همسفر:
خدا را شاکرم که برای نخستین بار در این جایگاه قرار گرفتم. از آقای مهندس و خانوادهاش تشکر میکنم که امکان همراهی با مسافران، بال پرواز گرفتن، آموزش دیدن و تجربهٔ این حال خوش را برای ما فراهم کردند.این تولد را به راهنمایان محترم، آقای حسن، و پسران گرامیشان آقا ابراهیم، آقا اسماعیل و آقای الیاس، و نیز به خانم لیلای عزیز تبریک میگویم. این دستور جلسه واقعاً برازندهٔ همهٔ تولدهاست و عین عدالت است که این عزیزان در این جایگاه قرار گرفتهاند، چون واقعاً خدمتگزارند. خانم لیلا از فرمانبرداران لژیون هستند و همواره در بخش صوتی، سرداری و امور مالی حضور و خدمت دارند. امیدوارم اجر خدمتتان به زندگیتان بازگردد و در ادامهٔ مسیر، شالهای زیبای راهنمایی نصیبشان شود و بهترین دریافتها را در هر جایگاه خدمتی داشته باشند. این عزیزان را تشویق کنید.
سخنان همسفر:
سلام دوستان لیلا هستم همسفر.خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم و از آقای مهندس و خانم آنی و خانوادهٔ محترمشان تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند. از مسافرم بسیار سپاسگزارم که همیاری کرد و زندگیمان را دگرگون ساخت. از خانم مینا، آقا جمشید، آقا حشمت، از مرزبانان بخش مسافران وهمسفران ،کمال تشکررا دارم که ما را حمایت میکنند تا به حال خوب برسیم. ممنونم که به صحبت های بنده گوش دادید.
تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
96