آنکس که بر خویشتن خویش فرمانروایی کند از هر فرمانروایی قدرتمندتر است
وقتی سیدی گره قدرت را گوش کردم، احساس کردم موضوع قدرت، چیزی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که در نگاه اول به ذهنم میرسد. ما معمولاً قدرت را در داشتن جایگاه، امکانات، توانایی تصمیمگیری یا تأثیرگذاری بر دیگران میبینیم؛ اما در این آموزش، نگاه من به مفهوم قدرت تغییر کرد. به این فکر کردم که شاید بزرگترین قدرت انسان، توانایی کنترل دیگران نباشد، بلکه توانایی کنترل خودش باشد.
انسان ممکن است بتواند دیگران را قانع کند، بر کسی تأثیر بگذارد یا حتی در جایگاهی قرار بگیرد که دیگران از او حرفشنوی داشته باشند؛ اما اگر نتواند خشم، ترس، حسادت، منیت، توقع و خواستههای خودش را مدیریت کند، آیا واقعاً قدرتمند است؟ این سؤال برای من خیلی تأملبرانگیز بود.
به نظرم یکی از گرههای بزرگ انسان، همینجاست؛ اینکه گاهی چیزی را که از جنس منیت است، با قدرت اشتباه میگیریم. دوست داریم دیده شویم، تأیید شویم، حرفمان پذیرفته شود و احساس کنیم مهم هستیم. شاید حتی خودمان هم متوجه نباشیم که در بعضی رفتارها، به دنبال اثبات قدرت خود هستیم؛ اما هرچه بیشتر آموزش میگیرم، بیشتر متوجه میشوم که قدرت واقعی نیاز به نمایش ندارد.
انسانی که از درون به آرامش و دانایی رسیده باشد، برای اثبات خودش احتیاجی به تحقیر دیگری ندارد. برای اینکه خودش را بالا ببرد، دیگری را پایین نمیآورد. لازم نیست همیشه آخرین حرف را او بزند؛ چون ارزش خودش را وابسته به تأیید دیگران نمیبیند. برای من، گره قدرت یادآوری این نکته بود که هر چیزی که در اختیار انسان قرار میگیرد، میتواند یک امتحان هم باشد. داشتن اختیار، دانش، توانایی یا حتی یک جایگاه، زمانی ارزشمند است که ظرفیت استفاده درست از آن را داشته باشیم.
گاهی یک موقعیت میتواند قسمتهای پنهان شخصیت ما را آشکار کند. ممکن است در شرایط عادی فکر کنیم صبور هستیم، متواضع هستیم یا اهل قضاوت نیستیم؛ اما وقتی در موقعیتی قرار میگیریم که قدرت تصمیمگیری داریم، تازه میبینیم درونمان چه میگذرد. این نگاه برای من در جایگاه خدمتیام هم قابل لمس است، اما احساس میکنم اصل موضوع خیلی فراتر از خدمت است؛ چون هر انسانی در زندگی خودش بارها در موقعیت انتخاب و قدرت قرار میگیرد.
شاید قدرت واقعی این باشد که وقتی میتوانم جواب بدهم، سکوت را انتخاب کنم؛ وقتی میتوانم قضاوت کنم، کمی بیشتر فکر کنم؛ وقتی میتوانم خواسته خودم را به دیگری تحمیل کنم، به حق و آرامش او هم توجه داشته باشم. در واقع، قدرت زمانی زیباست که همراه با محبت و دانایی باشد. از این سیدی یاد گرفتم که گرههای درونی، یکشبه باز نمیشوند. همانطور که برای ساختن جسم سالم، زمان و تمرین لازم است، برای ساختن شخصیت و بالا بردن ظرفیت هم باید به مرور آموزش ببینم و در زندگی به کار بگیرم.
شاید هر بار که بتوانم یک واکنش اشتباه را اصلاح کنم، یک قدم از منیت فاصله بگیرم یا در شرایط سخت، عمل سالمتری انجام بدهم، در حال باز کردن یکی از گرههای درونی خودم هستم. امروز احساس میکنم قدرت واقعی یعنی انسان آنقدر درونش محکم باشد که برای قوی بودن، نیاز نداشته باشد دیگری را ضعیف کند و شاید زیباترین شکل قدرت این باشد که انسان بتواند خودش را تغییر دهد؛ چون تغییر دادن دیگران شاید آسان به نظر برسد؛ اما تغییر دادن خود، شجاعت، آگاهی و حرکت میخواهد.
این سیدی برای من یک تلنگر بود تا بیشتر به خودم نگاه کنم و ببینم کجاها قدرت را با منیت اشتباه گرفتهام و کجاها هنوز برای اثبات خودم تلاش میکنم. امیدوارم بتوانم به مرور، به جایی برسم که قدرت را نه در بر دیگران بودن؛ بلکه در بر خود بودن تجربه کنم. قدرتی که با محبت همراه نباشد، ممکن است ویرانگر شود؛ اما قدرتی که با دانایی و عمل سالم همراه شود، میتواند سازنده باشد و من میخواهم یاد بگیرم که قبل از هر چیز، فرمانروای درون خودم باشم.
منبع: سیدی گره قدرت
نویسنده: مرزبان همسفر معصومه
رابطخبری: مرزبان همسفر ساناز
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
24