English Version
This Site Is Available In English

یا از آموزگار می‌آموزی یا از روزگار

یا از آموزگار می‌آموزی یا از روزگار

امروز جلسه دهم از دوره اول با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر سردار و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» در تاریخ دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر. قبل از این‌که بخواهم درباره دستور جلسه صحبت کنم، از ایجنت محترم، آقا مهدی، آقا محسن، نگهبان و دبیر تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و از شما آموزش بگیرم. در مورد دستور جلسه "عدالت و برابری" باید بگویم قبل از ورود به کنگره با مفهوم عدالت و برابری تا حدودی آشنا بودم؛ اما نه در حدی که بتوانم به‌درستی تشخیص بدهم که عدالت چگونه برقرار می‌شود و چه کسی در چه جایگاهی قرار دارد. زمانی که در حال سفر بودم و وارد کنگره شدم، تصور می‌کردم کسانی که استاد یا راهنما هستند، به نوعی در این‌جا استخدام شده‌اند و به عنوان شغل در کنگره فعالیت می‌کنند. نمی‌دانستم ساختار کنگره چگونه است و جایگاه‌ها بر چه اساسی شکل گرفته‌اند.

به‌مرور زمان که وارد لژیون آقا مهدی شدم و آموزش گرفتم، متوجه شدم هر شخصی که در کنگره۶۰ به جایگاهی رسیده، نتیجه تلاش و عملکرد خودش بوده است. آقا مهدی همیشه در لژیون می‌گفتند: ما در کنگره یک "پکیج" داریم، نوشتن سی‌دی، حضور در پارک و به‌موقع آمدن، اگر این موارد در کنار هم نباشند، شخص به خواسته‌اش نمی‌رسد. من این موضوع را در سفر خود به‌خوبی تجربه کردم. اگر یکی از این موارد را ناقص انجام می‌دادم، به طور مثال سی‌دی نمی‌نوشتم، به‌موقع نمی‌آمدم یا دارویم را درست مصرف نمی‌کردم، آقا مهدی اجازه نمی‌دادند وارد لژیون شوم. این موضوع برای تنبیه من نبود، بلکه بیشتر برای خودم بود؛ چون قرار بود به درمان و حال خوب برسم.

سه جمله و مثال از آقا مهدی همیشه در ذهنم مانده است. یکی از آن‌ها این است که یا از آموزگار می‌آموزی یا از روزگار. اگر من، به عنوان یک مسافر، در طول سفر خود به حرف راهنما گوش بدهم، سی‌دی بنویسم، به‌موقع بیایم و بروم، صبح زود از خواب بیدار شوم و دارویم را به‌موقع مصرف کنم در واقع از آموزگار می‌آموزم؛ اما اگر به حرف راهنما گوش ندهم، بی‌نظمی کنم و سفرم را درست انجام ندهم، قطعاً از روزگار آموزش می‌گیرم. روزگار ممکن است این آموزش را از طریق مسائل مالی، مشکلات زندگی یا حتی مسائل سخت‌تر به انسان بدهد. این جمله همیشه در ذهن من هست که خدایا شری برسان که در آن خیر من باشد. این نگاه باعث می‌شود؛ حتی اتفاقات سخت زندگی را هم به عنوان فرصتی برای آموزش ببینم.

امروز دومین جلسه‌ای است که در شعبه حسن‌آباد حضور دارم و حس خوبی نسبت به این شعبه دارم. امیدوارم بتوانم در این شعبه خدمتگزار خوبی باشم و تمام توانم را برای خدمت بگذارم. البته این را هم می‌دانم که کنگره به حضور یک نفر وابسته نیست. اگر من نباشم، چرخ کنگره۶۰ همچنان به حرکت خودش ادامه می‌دهد. اگر امروز اینجا بیست نفر باشیم و حتی هر بیست نفر هم نباشند، باز هم شعبه حسن‌آباد برقرار خواهد بود. بنابراین اگر در این شعبه خدمت می‌کنم، در درجه اول برای خودم است. هر چیزی که اینجا یاد می‌گیرم، اگر بتوانم در زندگی‌ام کاربردی کنم، در واقع به خود کمک کرده‌ام.

همین مفهوم برابری و عدالت را من در خانه هم آموزش می‌دهم. من سه دختر دارم و خدا را شکر می‌کنم که سه دختر به من داده است. وظیفه من این است که بین آنها تفاوتی نگذارم و عدالت را رعایت کنم؛ به شکلی که نه از حد بگذرد و نه نسبت به هیچ‌کدام کم‌لطفی شود. باید یاد بگیرم چگونه با هر سه نفر به‌درستی رفتار کنم و هر کدام را در جایگاه خودش ببینم. این آموزش‌ها را من کجا می‌آموزم؟ در کنگره ۶۰. این‌که به‌موقع بیایم، به‌موقع بروم، نظم داشته باشم و به قوانین احترام بگذارم و آموزش‌هایی را که می‌گیرم در زندگی به کار ببرم. به نظر من عدالت و برابری فقط یک موضوع برای صحبت کردن در جلسه نیست؛ چیزی است که باید در رفتار روزمره، در خانواده و در تمام مراحل زندگی‌ اجرا شود.

در ادامه دریافت نشان پیمان وادی هشتم مسافر حسن رهجوی راهنما مسافر مهدی

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
مسافران نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .