English Version
This Site Is Available In English

عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد

عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد

جلسه هفتم از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره‌۶۰ نمایندگی اردستان به استادی اسیسانت همسفر سحر، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری موقت همسفر ظریفه با دستور جلسه «عدالت، آیا تمام افراد در کنگره با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: 

  خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. درواقع دلتنگ تک‌تک شما بودم و خیلی خوشحالم که فرصتی شد که بتوانم امروز از این زاویه هم از شما آموزش بگیرم. شعبه جدید را خدمت شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم. ان‌شاءالله که هر کدام از شما با حرکت درست و جهان‌بینی قوی‌ خود بتوانید نقش خوبی را ایفا کنید. امیدوارم روزی این شعبه ورودی و پذیرش بیشتری داشته باشد و افراد بیشتری جذب شوند؛ ولی این به تک‌تک ما بستگی دارد که نقش خودمان را در این مسئله انجام بدهیم. از تک‌تک اعضاء، خدمتگزاران و همچنین ایجنت همسفر زهرا بابت خدمات ارزشمندشان سپاسگزارم. خدا را شکر می‌کنم که خداوند توفیق داده در مسیر تغییر قرار بگیریم و این چیز کمی نیست. در جلسه هماهنگی راهنمایان هم گفتم که آموزش‌هایی که ما در کنگره می‌گیریم خیلی از افراد آرزویشان است که در مسیرشان قرار بگیرد، پس قدردان باشیم. این را هم درواقع عرض می‌کنم که ان‌شاءالله ظرفیت‌ تک‌تک ما در دریافت آموزش‌ها بیشتر شود. وقتی ظرفیتمان بیشتر شود، دریافت بالاتر می‌رود، وقتی دریافت بالاتر برود، مسیر بهتری برای ما باز می‌شود و انجام‌های بهتری خواهیم داشت.

دستور جلسه امروز در مورد عدالت است. همان‌طور که به تیتر دستور جلسه نگاه می‌کنیم می‌بینیم که حالت سؤالی دارد. چند وقت پیش در صحبت‌های دیده‌بان محترم دکتر امین می‌خواندم که ایشان فرموده بودند: «زمانی که می‌خواهیم پاسخ سؤالی را بدهیم، خیلی مهم است که در مورد آن مسئله به حد کافی تفکر کنیم و در مورد واژه‌های آن سؤال هم فکر کنیم.» هرچه که به معنای بهتر و درست‌تری از واژه‌های آن سؤال پی ببریم، بیشتر به حقیقت می‌رسیم. من از تجربه خودم می‌گویم، قبل از اینکه به کنگره ورود پیدا کنم؛ چون مطمئناً امروز سفر اولی هم داریم و شرایطی که همه ما تقریباً یکسان داشتیم. یکی از مواردی که برای خود من قبل از ورود به کنگره به اشتباه معنا کرده بودم، معنای عدالت بود و خیلی از این کلام استفاده می‌کردم که در مورد من بی‌عدالتی شده و هیچ عدالتی نیست. یعنی هر کسی را می‌دیدم که شرایطش بهتر از من است، سریع در ذهن من نقش می‌بست که در مورد این شخص عدالت انجام شده؛ ولی برای من عدالتی وجود ندارد. این طرز فکر منجر به این شد که احساس ناامیدی پیدا کنم. چرا؟ چون فکر می‌کردم عدالت یعنی اینکه همه شرایط خوب، یکسان و مثل من را داشته باشند. چرا یکی تواناتر و یکی ضعیف‌تر باشد؟ یکی ثروتمندتر و یکی فقیرتر باشد؟ همیشه با خودم این مسائل را داشتم.

 فکر می‌کنم اولین جلسه‌ای بود که وارد لژیون راهنمایم شدم، موضوع عدالت مطرح شد و من همیشه از این قضیه به زیبایی یاد می‌کنم و می‌گویم بزرگ‌ترین درس من در کنگره این بود که عدالت را آموزش گرفتم و جواب خیلی از سؤال‌هایم را پیدا کردم. آن روزی که از راهنمایم یاد گرفتم که سحر، در هر شرایطی که هستی، عین عدالت است. در هر جایگاه و حس و حالتی که داری، حس‌هایی که در تو ایجاد شده، اگر کنار یک مصرف‌کننده‌ای، اگر شرایط خاصی داری، این عین عدالت است. وقتی این‌ کلمات را می‌شنیدم و معنای عدالت را از زبان راهنمایم شنیدم که عدالت یعنی هر چیزی درواقع در جای خودش باشد، آن موقع جواب سؤالم را گرفتم و همیشه می‌گویم این بهترین آموزشی بود که درواقع من گرفته بودم و این خیلی مهم بود. به این فکر می‌کردم که در کنگره چطور است؟ الان شما فکر کنید کسی که به‌عنوان یک تازه‌وارد، وارد کنگره می‌شود، همه چیز برایش عین عدالت و یکسان است. راهنما، آموزش، صندلی و فضایی به او می‌دهند که بیاید، بنشیند و آموزش بگیرد؛ اما در ادامه عملکرد، تلاش و حرکت آن همسفر است که جایگاهش را در مسئله عدالت برایش درواقع رقم می‌زند. پس ما نمی‌توانیم بگوییم چرا فلان همسفر دیرتر آمده؛ ولی رهایی گرفته، چرا دیرتر آمده؛ ولی فعالیت بیشتری دارد، بیشتر در خدمت‌ها قرار گرفته، چرا فلان راهنما این اتفاق برایش افتاده است.

همیشه این را بدانیم که هر کسی به میزان تلاش خودش، درواقع در زمین خودش بذری را که می‌کارد برداشت می‌کند. من نمی‌توانم حنظل را بکارم و انتظار برداشت خرما داشته باشم. پس کسی را قضاوت نکنیم که چرا شما در این جایگاه هستید یا چرا سهم من بود، چرا عدالت در کنگره وجود ندارد. از استاد امین یاد گرفتم که دانش ما نسبت به مسائل خیلی کم است و اگر من این را بفهمم و باور داشته باشم، هیچ‌وقت نصفه‌نیمه در مورد کسی که چیزی از آن نمی‌دانم قضاوت نمی‌کنم و عدالت شخص را زیر سؤال نمی‌برم؛ بنابراین کتاب را سعی کنیم، کتاب را دیدید، یک رمانی هست یا کتابی هست. اگر کتاب را باز کنید و از نصفه مطالبش را بخوانید، آن مطالبی که می‌خوانید یک‌دفعه برایتان سؤال پیش می‌آید که درواقع چرا این اتفاق افتاده و سریع در ذهن خودتان قضاوت می‌کنید؛ ولی زمانی که برمی‌گردید اول کتاب را می‌خوانید و متوجه می‌شوید چه مسائلی پشت پرده بوده، کمتر قضاوت می‌کنید و این علمی است که ما در کنگره آموزش می‌گیریم؛ بنابراین اگر چیزی را ما احساس می‌کنیم، باز هم تکرار می‌کنم، چیزی را احساس می‌کنیم که عدالت در موردش انجام نشده، آن دانش اندک و ناآگاهی ما است و بدانیم که عدالت یعنی اینکه هرچیزی و هرکسی در جایگاه خودش باشد. آن وقت است که به صحبت آقای مهندس می‌رسیم که آیا نابینایان با بینایان برابرند؟ آیا کسانی که تلاش می‌کنند با کسانی که تلاش نمی‌کنند برابرند؟ آیا دانایان با نادانان برابرند و به این مسئله کمک می‌کند که ما خیلی بهتر به مفهوم عدالت پی ببریم.

 یک مسئله‌ای که در آخر صحبت‌هایم می‌خواستم مطرح کنم این است که عدالت در کنگره یا هر جای دیگری فرقی نمی‌کند، من مثال کنگره را می‌زنم، به‌شدت با تعادل مرتبط است. یعنی اینکه من اگر بخواهم عدالت برای من درست انجام بشود و درست در جایگاه قرار بگیرم؛ باید خودم را به تعادل نزدیک‌تر کنم. تعادل را ما با آموزش درست و اصولی پیدا می‌کنیم. آیا ما آموزش درست نمی‌گیریم؟ چه آموزشی بهتر از آموزش‌های کنگره؟ چه اصولی بهتر از اصول کنگره؟ ما وقتی قوانین زندگی را از آقای مهندس، استاد امین، راهنمایان یاد می‌گیریم، آیا مشکلاتمان را راحت‌تر نمی‌توانیم حل کنیم؟ این می‌شود آن آموزش‌هایی که ما نیاز داریم تا به آن مسئله تعادل نزدیک‌تر بشویم. آن وقت هست که در شرایطی قرار می‌گیریم که عدالت را قطعاً متوجه می‌شویم و بیدار بشویم که عدالت برای همه ما یکی هست و یک مثالی می‌زنم؛ چه زمانی که در کنار یک مصرف‌کننده سختی کشیدیم و در تاریکی بودیم، عین عدالت بود و این باورش برای ما بعد از مدت‌ها در کنگره به وجود می‌آید. چه الان که همه ما با حس خوب در کنگره حضور داریم، تعدادی خدمت می‌کنیم، تعدادی تازه سفر را شروع کردیم، این هم عین عدالت است؛ بنابراین این خیلی مسئله مهمی است که به درستی معنا کنیم تا دچار اشتباه نشویم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و همسفر جواد
تایپیست: همسفر ستاره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازه‌واردین همسفر اعظم
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .