جسله دوم از دوره چهل و هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر منصور، نگهبانی مسافر علی رضا و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه «عدالت آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابرند. » در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۵/۱۸ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، منصور هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بعد از حدود بیست روز، دوباره شعبه تشکیل شد، کنگره بازگشایی شد و توفیقی حاصل شد تا در اینجا بنشینیم، هم خدمت کنیم، هم آموزش بگیریم و هم انرژی مثبت دریافت نماییم. واقعاً دور بودن از کنگره دلتنگی میآورد. فکر میکنم حداقل برای نود و نه درصد از ما اینگونه است که وقتی مدتی از کنگره دور هستیم، زمان سخت و کند میگذرد.
من قبل از اینکه در رابطه با دستور جلسه صحبت کنم، حدود یک دقیقه راجع به تعطیلات صحبت میکنم. در این حدود هشت، نه سالی که در کنگره حضور دارم، فکر میکنم حدود سه سال است که به این شکل شده است؛ یعنی پانزده روز در فروردینماه تعطیلی داریم و پانزده روز هم در مردادماه تعطیل هستیم. قبلاً به این شکل نبود؛ قبلاً فقط روز اول فروردین و روز عاشورا تعطیل بود و ۳۶۳ روز دیگر را باید میآمدیم.
برای شخصی مثل من، مثلاً میپرسیدند: «کجا میروی؟» میگفتیم: «کلاس داریم.» میگفتند: «چه کلاسی است دوم و سوم فروردین؟» یا مثلاً روز تاسوعا میآمدیم؛ واقعاً وضعیت به همین صورت بود.
بخش زیادی از علت این تصمیم این است که آقای مهندس به این نتیجه رسیدند که این پانزده روز تعطیلی برای خود مسافر یک آزمون است تا مشخص شود چند مرده حلاج است، چه چیزی یاد گرفته و چقدر میتواند به آموزههایش عمل کند.
در رابطه با دستور جلسه: «عدالت؛ آیا در کنگره همه با هم برابرند؟»
عدالت یک تعریف فلسفی و اجتماعی دارد که فکر میکنم همه ما آن را میدانیم؛ اینکه عدالت یعنی هر چیزی در جای خودش قرار گیرد و هر حقی به اندازه شایستگی به صاحبش برسد. اینکه ما دقیقاً به همه افراد یکسری امکانات یا چیزها را به مساوات و به طور برابر تقسیم کنیم، لزوماً به معنای عدالت نیست.
چرا؟ چون انسانها تواناییهایشان یکسان نیست، مسئولیتهایشان یکی نیست و نیازهایشان با هم تفاوت دارد. پس عدالت یعنی اینکه ما به اندازه شایستگی هر فرد، او را از آنچه باید به او تعلق گیرد، بهرهمند سازیم. این مفهوم عدالت در کنگره است.
به قول آقای مهندس، اگر به «روز الست» برگردیم، همانجا که خداوند با شیطان مباحثهای دارد، شیطان دو چیز را نپذیرفت. ما پنج اصل دینی داریم که میگویند باید درباره آنها تحقیق کرد. شیطان دو مورد از آنها را نپذیرفت که یکی از آنها «عدالت» بود.
از آن اصول، سه مورد را پذیرفت؛ یعنی توحید و معاد را قبول داشت و میگفت خدا هست، اما عدالت را نپذیرفت و به خداوند گفت: «تو مرا گمراه کردی و سر من کلاه گذاشتی؛ من هم بر سر راه انسانها مینشینم و همه را فریب میدهم.» که البته داستان آن بسیار مفصل است و نمیخواهم وارد جزئیاتش شوم.
حال اینکه میپرسیم: «آیا در کنگره همه با هم برابریم؟» همه میگوییم خیر. من میخواهم این موضوع را شفاف کنم که چرا خیر و چه میشود که برابر نیستیم.
من فکر میکنم انسانها، که این بحث بیشتر در کنگره مطرح است اما شاید در بیرون از کنگره هم همینطور باشد، به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته اول کسانی هستند که میگویند: چگونه خدمت کنند؟ چه کاری انجام دهند؟ و چگونه میتوانند به همنوع خود خدمت نمایند.
دسته دوم کسانی هستند که میگویند: چه چیزی عاید من میشود؟ اگر اینجا بیایم، به اصطلاح چه سودی برای من دارد؟
این دسته دوم همیشه طلبکار هستند و فکر میکنند مشکل از بیرون است و خودشان هیچ ایرادی ندارند. واقعیت این است تا زمانی که انسان فکر کند مشکل بیرون از وجود خودش است، هیچ تلاشی برای رفع ایراد و اصلاح رفتار خود انجام نمیدهد؛ و وقتی این تلاش را نکنی، هیچ تغییری آغاز نمیشود.

نه اینکه بگویم تغییری صورت نمیگیرد، بلکه اصلاً آن تغییر شروع نمیشود، چون تو اصلاً پذیرای آن نیستی؛ زیرا همیشه مشکل را به بیرون نسبت دادهای و به درون خود مراجعه نکردهای و هیچگاه با خود نگفتهای که: «خیر، این مشکل از درون من است.»
واقعیت این است که این حالت دقیقاً مانند زمانی است که انسان مواد مخدر مصرف میکند. در دوران مصرف، انسان مانند کسی است که در یک شب تاریک و بدون وجود ماه قرار گرفته است. در چنین شرایطی حتی اگر گرگ درندهای هم کنارش باشد، متوجه آن نمیشود، چون تاریکی محض است.
برای اینکه ما از این حالت خارج شویم، بیشتر از دو راه وجود ندارد:
۱. فرمانبردار باشیم از غیر خود، نه فرمانبردار از نفس خود که به قول استاد امین، تباهی و سیاهی میآورد.
۲. خدمت بکنیم.
این بحث خدمت که مطرح میشود، در ادامه به تعادل و سپس به عدالت میرسد؛ زیرا عدالت از «عدل» و «تعادل» میآید.
چرا در سفر دوم گاهی میبینیم برای برخی از ما حس و حال سفر اول وجود ندارد؟ چرا اینگونه است؟ برای اینکه اگر ما در سفر دوم خدمت نگیریم و خدمت نکنیم، در همان سطح باقی میمانیم و به اصطلاح، مانند آب راکد، تبدیل به مرداب و گنداب میشویم.
نیروهای تاریکی به برخی افراد اجازه رهایی نمیدهند و به برخی دیگر اجازه خدمت نمیدهند. گاهی پیش میآید، که امیدوارم برای هیچکس اتفاق نیفتد، مسافر میآید و به پله سهدهم میرسد، اما سر پله سهدهم برمیگردد و دوباره مصرف میکند.
چرا این اتفاق برایش میافتد؟ برای اینکه به من اجازه خدمت داده شده بود تا بروم و خدمت کنم، اما من از این فرصت استفاده نکردم و نیامدم آن خدمت را انجام دهم.
من مطالب زیادی یادداشت کرده بودم و دوست داشتم درباره آنها صحبت کنم. یک بحثی که میخواهم بگویم این است که اینگونه افراد، آدمهای منفی هستند.
میگویند با آدمهای منفی و ناامید معاشرت نکنید. چرا؟ چون این افراد برای هر راهحلی، یک مشکل دارند! نه اینکه برای هر مشکلی راهحل داشته باشند، بلکه برای هر راهحلی که شما ارائه دهید، یک مشکلتراشی میکنند.
چنین فردی ناامید و مأیوس است و وقتی با او در ارتباط باشی، روی خود انسان هم اثر میگذارد.
اصولاً آقای مهندس میفرمایند در کنگره، «صراط مستقیم» یک راه است. عبارتی هست که میگوید: «راههای رسیدن به خدا به تعداد انسانهاست.» خیر، اینگونه نیست. صراط مستقیم یک راه است، البته وسیع است؛ یکی کند میرود و یکی تند میرود.
چرا نمیگویند «طریق مستقیم» یا «سبیل مستقیم»؟ برای اینکه «صراط» جمع بسته نمیشود و نشاندهنده یک راه واحد است، اما «طریق» میتواند راههای مختلف باشد. میگویند صراط مستقیم، چون تنها یک راه است.
در پایان میخواهم توصیه بهخصوصی به مسافران سفر اول داشته باشم. هرچند شاید شما بگویید قوانین کنگره سخت است، اما به نظر من این قوانین را اگر میخواهید، بخواهید؛ و اگر هم نمیخواهید، باز هم حتماً بخواهید! در هر دو صورت این قوانین را پذیرا باشید.
انسان اگر این سختی را پذیرفت، به آن نقطه تعادل و به آن عدل میرسد. عدل برای کسی که این قوانین را رعایت و اجرا کند، یعنی رهایی؛ یعنی رسیدن به تعادل، و انشاءالله معنای آن این میشود که گل رهایی را از دست آقای مهندس دریافت کند.
امیدوارم همهمان در کنگره بمانیم، در این مسیر خدمت کنیم و خودمان نیز انشاءالله به تکامل برسیم.متشکرم.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر عادل ((لژیون سوم ))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
88