English Version
This Site Is Available In English

عدالت به معنای یکسانی نیست

عدالت به معنای یکسانی نیست

جلسه سیزدهم از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان با استادی مسافر علیرضا نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (عدالت آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابرند) در روز یکشنبه ۱۸مردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر 

خدا را شاکرم که در این جایگاه نشستم و از تجربهٔ شما درس می‌گیرم؛ امیدوارم تعطیلات به همگی خوش گذشته باشد. از آقا مسعود سپاسگزارم که این دستور جلسه را در اختیارم گذاشت و از علی‌آقا، نگهبان جلسه، تشکر میکنم.

دستور جلسهٔ عدالت، آیا در کنگرهٔ شصت همه با هم برابرند و عدالت دارند؟ 

این عدالت از عقل می‌آید. گمان نمیکنم که ما عدالت را فقط اینجا یاد گرفته باشیم؛ در گذشته ودر تاریکی‌ها، نمی‌دانستیم که عدالتی هست یا نه؟ در نتیجه مین‌شستیم و می‌گفتیم: «خدایا، چرا فلانی ماشین دارد و ما نداریم؟ چرا آن خانه را دارد و ما نداریم؟» همیشه حسابِ مردم را می‌کردیم، اما نمی‌ایستادیم از خود بپرسیم: «علیرضا، تو چه کردی؟ آیا راهی را که باید میرفتی، رفتی؟ آیا صبح زود پا میشدی و به مغازه میرفتی، یا تا ساعت ده میخوابیدی؟ وقتی کار را شروع می‌کردیم، ظهر شده بود و وقتی باید می‌رفتیم، دیر بود؛ اما طرفِ مقابل صبح زود رفته، مغازه را باز کرده، آب و جارو زده و کارش را انجام داده. معلوم است که عدالت برابر نیست؛ هیچ عدالتی برابر نیست. عدالت را خودمان رقم می‌زنیم: با کار، با فکر، با رفتار وبا هر آنچه که هستیم. این عدالت را خودمان می‌سازیم، به طور مثال رانندهٔ کامیون، شبانه‌روز در جاده‌ها رانندگی می‌کند و یک ماه از خانه دور است و آخر سال ماشینِ دیگری هم می‌خرد و زیر دستِ شاگردش می‌گذارد. اما من، علیرضا، همکارِ او هستم؛ تا چهار بعدازظهر می‌خوابم، کارهای بانکی و دارایی را رها میکنم و آخر سال دو ماشین را می‌فروشم چون درآمد ندارم. آیا میتوانم بگویم عدالت نیست که او یکی دیگر خرید و من دو تا فروختم؟

کنگرهٔ شصت به ما می‌گوید: آیا در ای‌نجا نیز عدالت یکسان است؟ خیر. من هنوز سی‌دی ننوشته‌ام؛ چهل تا باید ببرم، اما فقط بیست تا نوشته‌ام. با راهنما به تهران میروم؛ هم آبروی او را می‌برم، هم سیدی‌هایم ناقص می‌مانند. همان‌جا قطع مصرف می‌شوم؛ سه ماه فرصت می‌گیرم، اما سیدیها را کامل نمیکنم و از کنگره دور میشوم. این عدالت است؟ نه. باید در راهِ مستقیم، با فکرِ درست، سرنوشتِ خود را بسازیم تا عدالت به‌درستی جاری شود؛ عدالت را خودمان به خودمان مید‌هیم؛ در نتیجه من که سی دی ننوشته‌ام با کسی که سی‌دی‌هایش تکمیل است با هم برابر نیستیم. عدالت، صبحِ زود پا شدن است؛ کار کردن است؛ رنج کشیدن است. هر کاری را درست انجام دهی، عدالتش را میگیری؛ و اگر خطا کنی، باز هم نتیجه‌اش را می‌بینی. پس عدالت به معنای یکسانیِ همه نیست؛ هر کس به اندازهٔ تلاش خود، نتیجه میگیرد.

در زمان گذشته می‌گفتیم: «خدایا، چرا به او دادی و به من ندادی؟» اما نمی‌اندیشیدیم که او شبانه‌روز تلاش کرده، زحمت کشیده است اما من پشتِ منقل نشسته بودم و فقط آرزو می‌کردم.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم 

تنظیم وارسال مرزبان خبری مسافر نریمان 

مسافران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .