جلسه سیزدهمین از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی ، نگهبانی مسافر نصرت الله و دبیری مسافر محمدعلی با دستور جلسه《 عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ 》یکشنبه 18 مردادماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان،مهدی هستم یک مسافر
خیلی خوشحالم که یک بار دیگر این توفیق نصیب من شد که در این جایگاه خدمت کنم. از آقای نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه امروز درباره عدالت است و در ادامه این سؤال مطرح میشود که:
آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟
یک جمله کلیدی در کنگره داریم که میگوید: درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان، و در مسیر رسیدن به تعادل، عدالت جایگاه بسیار مهمی دارد.
اگر به مثلثی که در پشت سر من قرار دارد نگاه کنیم، یک ضلع آن معرفت است، یک ضلع عمل سالم و قاعده مثلث عدالت است.
معرفت هم میتواند در جهت خیر باشد و هم در جهت شر. آن معرفتی که در جهت خیر شکل میگیرد، در نهایت میتواند به عمل سالم منجر شود.
یادم هست زمانی که تازه وارد کنگره شده بودم، گاهی با اطرافیانم بحث میکردم. آنها میگفتند: تو هنوز تریاک مصرف میکنی، پس چطور میگویی داری درمان میشوی؟
از دیدگاه آنها، کاری که من انجام میدادم اشتباه بود؛ اما در واقع، برای من عمل سالم بود. چرا؟ چون من به یک معرفت جدید درباره درمان اعتیاد رسیده بودم و فهمیده بودم که روش درمان، با چیزی که در جامعه بهعنوان ترک اعتیاد شناخته میشود، متفاوت است.
ممکن است از دیدگاه عموم، کسی که به کمپ میرود یا سمزدایی میکند، تصور کند کار درستتری انجام میدهد؛ اما ما در کنگره بین عمل اشتباه، عمل خیر، عمل نیک و عمل سالم تفاوت قائل میشویم. عملی که در مسیر رسیدن من به تعادل قرار میگیرد، برای من عمل سالم است و همین حرکت است که میتواند مرا به عدالت نزدیک کند.
وقتی افراد وارد کنگره میشوند، در ابتدا همه تازهوارد هستند. آقای مهندس تأکید میکنند که حتی از نام خانوادگی و جایگاه اجتماعی افراد استفاده نکنیم.
اینجا ممکن است یک نفر دکتر باشد، یک نفر مهندس باشد و فرد دیگری تحصیلات دانشگاهی نداشته باشد؛ اما همه در کنار هم مینشینند و آموزش میبینند، چون آمدهایم علم عام را یاد بگیریم.
این یکی از جلوههای عدالت است.
در ابتدای ورود، برای همه افراد شرایط یکسانی وجود دارد؛ اما از آن نقطه به بعد، مسیر افراد با یکدیگر متفاوت میشود.
پلههای ۲۱ روزه، سیدیهایی که فرد مینویسد، خدمتهایی که انجام میدهد و آموزشهایی که دریافت میکند، بهتدریج جایگاه او را مشخص میکنند.
اینجاست که شاید یک نفر جایگاه بالاتری پیدا کند و یک نفر هنوز در جایگاه قبلی باشد. این تفاوت، بیعدالتی نیست؛ بلکه نتیجه عملکرد و حرکت خود افراد است.
مثلاً ممکن است فردی بعد از یک یا دو سال خدمت، در آزمون راهنمایی شرکت کند و قبول شود، اما شخص دیگری با وجود اینکه همزمان وارد کنگره شده، هنوز به آن جایگاه نرسیده باشد.
اینجا فرد میتواند خودش را مقایسه کند؛ اما این مقایسه دو نتیجه دارد:
یا جهانبینی و آموزش او به اندازهای هست که دوباره تلاش و کوشش کند و خودش را به آن جایگاه برساند، یا ناامید شود و از کنگره فاصله بگیرد.
من خودم یادم هست که حدود چهار سال پیش، از اولین نفراتی بودم که در کرج شروع به رفتن به لژیون رژیم غذایی و توجه بیشتر به تغذیه کردم. خیلی از افراد بعد از من آمدند و همین مسیر را ادامه دادند. حتی شاید اولین سیدیهایی که چند سال پیش نوشتم، درباره تغذیه سالم بود.
|پس عدالت فقط در حرف نیست؛ عدالت در اجرای قوانین و نتیجه عملکرد ما خودش را نشان میدهد.
مثلاً در لژیون DST وقتی صحبت از درمان سیگار میشود، استاد به مسافر میگوید که نمیتوانی دوگانهسوز باشی و باید سیگار را هم طبق روش درمان کنار بگذاری. اگر فرد قانون را رعایت نکند، نمیتواند انتظار داشته باشد همان نتیجهای را بگیرد که فردی با رعایت قوانین گرفته است.|این عدالت است که قوانین در اختیار همه قرار گرفتهاند، اما نتیجه عملکرد افراد بر اساس میزان استفاده آنها از این قوانین متفاوت میشود.
یک مثال دیگر میزنم.
فرض کنید دو تعمیرکار داریم و هر دو یک جعبه ابزار کامل در اختیار دارند. یک نفر بلد است از تمام ابزارها استفاده کند و میتواند یک گیربکس را در دو ساعت باز کند، تعمیر کند و دوباره ببندد.
اما نفر دوم استفاده از ابزارها را بلد نیست و شاید چند روز هم طول بکشد تا بتواند همان کار را انجام دهد.
آیا ابزارها برای این دو نفر متفاوت بودهاند؟خیر
جعبه ابزار در اختیار هر دو نفر قرار گرفته است؛ تفاوت در میزان آموزش، دانش و استفاده آنها از ابزارهاست.در زندگی هم قوانین الهی در اختیار همه انسانها قرار گرفته است. اما اینکه هرکس چقدر از این قوانین استفاده کند، به خودش بستگی دارد.
گاهی انسان میپرسد:چرا من در این خانواده به دنیا آمدم؟چراشرایط زندگی من اینگونه است؟
چرا فلانی چنین شرایطی دارد و من ندارم؟
|آقای مهندس مثال زیبایی درباره سیبهای روی درخت میزنند؛ همه سیبها یک شکل و یک اندازه نیستند. انسانها هم در ظاهر و شرایط زندگی با یکدیگر متفاوتاند.
|اما اگر عمیقتر نگاه کنیم، چیزی که برای همه انسانها بهصورت مساوی وجود دارد، فرصت حرکت، آموزش و تلاش برای رسیدن به تعادل است.
کنگره ۶۰ هم فقط بخشی از مسیر زندگی من است؛ اما چیزی که میتواند جایگاه مرا تغییر دهد، سعی، تلاش و کوشش خود من است.
هرچقدر در مسیر درست بیشتر حرکت کنم، آموزش ببینم، قوانین را اجرا کنم و عمل سالم داشته باشم، به تعادل و در نتیجه به عدالت نزدیکتر میشوم.حتی در یک جایگاه خدمتی، وقتی یک راهنما میبیند که رهجویش تلاش میکند، آموزش میگیرد و قوانین را اجرا میکند، طبیعی است که از او خوشنودتر باشد.
پس عدالت به این معنا نیست که همه انسانها در تمام مراحل زندگی دقیقاً یک نتیجه یکسان داشته باشند.
عدالت یعنی فرصت و قوانین در اختیار همه باشد و هرکس بر اساس عملکرد، انتخاب، آموزش و تلاش خودش نتیجه بگیرد.
در کنگره همه با یک عنوان وارد میشوند و همه فرصت آموزش دارند؛ اما ادامه مسیر و رسیدن به جایگاههای مختلف، به حرکت خود فرد بستگی دارد.
در نهایت، اگر بخواهم عدالت را در یک جمله خلاصه کنم، میتوانم بگویم:
عدالت یعنی هرکس نتیجه حرکت خودش را دریافت کند و برای رسیدن به جایگاه بهتر، بهجای مقایسه و گلایه، تلاش و کوشش بیشتری داشته باشد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

انتشار:مسافر فخرالدین
- تعداد بازدید از این مطلب :
74