امروز یکشنبه جلسه چهاردهم از دوره یازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان به استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر علی اکبر با دستور جلسه "عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶٠ با هم برابرند؟ " 18 مرداد 1405 ساعت ١٧ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
ممنون و سپاسگزارم از نگهبان محترم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. خیلی خوشحالم که بعد از مدتها دوباره در جمع دوستان قرار گرفتم و میتوانم از بودن در کنار شما آموزش بگیرم.
با توجه به تعطیلات اخیر، میخواهم صحبتم را از اتفاق دیروز شروع کنم. دیروز فراخوان دادیم که دوستان بیایند و در تمیز کردن شعبه کمک کنند. از همان دیروز ذهن من درگیر این موضوع بود که چرا تعداد افرادی که در این برنامه حضور پیدا کردند، کم بود؟ علتش چه میتواند باشد؟
شاید لازم است کمی بیشتر درباره جایگاه خدمت و اهمیت آن صحبت کنیم. هر کسی در هر جایگاهی که خدمت میکند، در این مقطع زمانی باید بتواند اثر خدمت خودش را ببیند و آن را درک کند.
من خودم کسی بودم که شاید در گذشته حاضر نبودم حتی یک هزار تومانی از جیبم بدهم، چه برسد به اینکه بیایم و اینجا کاری را بدون چشمداشت انجام بدهم. روز اولی که وارد کنگره شدم، حتی فکر میکردم شاید اینجا به افراد پول میدهند یا شاید عدهای میآیند و مواد مصرف میکنند!
اما وقتی معجزه روش DST را با تمام وجودم حس کردم، فهمیدم که پرونده گذشتهام همینجا باید بسته شود. آنقدر حالم خوب شده بود که دلم میخواست باعث حال خوب دیگران هم بشوم.
البته برای رسیدن به این نقطه، باید از خیلی چیزها عبور میکردم. اولین بار که وارد مسیر خدمت شدم، شاید بیشتر به خاطر رودربایستی با راهنمایم بود. اما به مرور متوجه شدم که خدمت کردن، بخشی از فرآیند درمان و آموزش من است.
«خدمت، یک قسمت از درمان است.»
شاید شخصی که دم در شعبه ایستاده و به افراد خوشامد میگوید، در ظاهر چیزی دریافت نکند؛ اما اگر با دل خودش خدمت کند، حال خوب را تجربه میکند. این حس را نمیتوان فقط با حرف توضیح داد؛ باید بیایید، کمک کنید و از انرژی جمع بهره ببرید تا خودتان آن را احساس کنید.
اینجا دعای خیر خانوادههای خودمان هم وجود دارد. اما کسی میتواند این انرژی و حال خوب را دریافت کند که خودش قدمی بردارد و در این جمع حضور داشته باشد.
اما در مورد دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ برابرند؟» هم میخواهم کمی صحبت کنم.
آیا عدالت یعنی اینکه همه افراد در همه شرایط کاملاً برابر باشند؟ به نظر من، خیر.
حتی اگر دو نفر در یک شرایط ظاهراً مشابه قرار بگیرند، باز هم نمیتوان گفت شرایط و جایگاه آنها کاملاً یکسان است. هر انسانی ویژگیها، تواناییها، گذشته و مسیری متفاوت دارد و هر کس در جایگاهی قرار میگیرد که متناسب با آموزش و تلاشی است که انجام داده است.
برای توضیح این موضوع، میتوانم کنگره ۶۰ را به یک مدرسه تشبیه کنم. همانطور که یک دانشآموز کلاس اول با دانشآموز کلاس پنجم از نظر سطح آموزش و تجربه برابر نیست، در کنگره هم افراد در مراحل مختلف آموزش قرار دارند.
کسی که مدتها آموزش گرفته، مسئولیت پذیرفته، خدمت کرده و برای به دست آوردن یک جایگاه تلاش کرده است، طبیعی است که جایگاه متفاوتی داشته باشد.
اینطور نیست که یک شخص وارد کنگره شود و بعد از مدتی، بدون طی کردن مسیر آموزش و خدمت، صرفاً به خاطر گذشت زمان یک جایگاه به او داده شود و بگوییم حالا شما راهنما شوید.
بنابراین کسی که تلاش کرده، آموزش گرفته و خدمت کرده و به جایگاهی رسیده، جایگاهش با یک تازهوارد یا یک مسافر سفر اول یکسان نیست.
حتی در مورد نگهبان هم همین موضوع وجود دارد. شما رأی میدهید و شخصی انتخاب میشود و نگهبان میشود. پس جایگاهها در کنگره بر اساس یک ساختار مشخص، آموزش، تلاش، مسئولیتپذیری و انتخاب افراد شکل میگیرند.
به نظر من، عدالت به معنای این نیست که همه چیز برای همه افراد یکسان باشد؛ عدالت یعنی هر چیز و هر کس در جایگاه درست خودش قرار بگیرد.
در تمام ساختارهای کنگره ۶۰ این نظم و عدالت را میتوان دید و همین ساختار است که باعث میشود آموزشها به شکل صحیح منتقل شوند.
.jpeg)
نگارش : مسافر مهدی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
62