English Version
This Site Is Available In English

برداشت سالم به اندازه یافتن مسیر مهم است

برداشت سالم به اندازه یافتن مسیر مهم است

جلسه یازدهم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنما محترم مسافر مجید، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه: «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» شنبه ۲7 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در مورد دستور جلسه ی وادی پنجم در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست  توام با رفتن و رسیدن است.
در مورد دستور جلسه ی دوم ،تولد پنج سالگی و آزاد مردی آقا قربان است در جهان خاکی که ما زندگی می کنیم می دانید که ما سه جهان داریم جهان خاکی، جهان  خواب و جهان ذهنی من نمی خواهم بحث را زیاد باز کنم چون وقت نداریم شما هم مطالعه کردید و همه مطلع هستید.
در این جلسه سفر اولی زیاد نیست همه ماشالله خدمت گذاریم و شال دارند و سفر دومی هستند اندازه انگشتان دست سفر اولی هست، انشالله که بتوانیم در این مسیر که هستیم خوب تفکر کنیم تا سفر اولی ها برداشت خوبی داشته باشند و به دردشان بخورد.
بزرگترین تفکر که در زندگی کردیم این بود که آمدیم، حرکت کردیم ولی این کافی نیست بلکه مسیر طولانی است شما تفکر کردید آمدید و حرکت کردیدو توام به رفتن و رسیدن است ما به چه می خواهیم برسیم به رهایی، به حال خوش ،خروج از تاریکی ها و رسیدن به روشنایی و خروج از ظلمت، نفرت، کینه ،حسادت و رسیدن به عشق ،محبت .
همه ی ابزارهای آن هم در اختیار ما هست و همه ی آموزش ها مثل جزوات، کتاب، آموزش های الهی که از طریق مهندس به ما می رسد و هدف اصلی ما رسیدن به رهایی و رسیدن به حال خوش است.


خیلی از بچه ها تفکر می کنند‌و حرکت می کنند ولی متاسفانه به هدف نمی‌رسند.
من در لژیون به بچه‌ها می‌گویم که الان اگر پنج نفر هستید دو ماه دیگر دو نفر از شما در لژیون نیست پس سعی کنید جز آن سه نفری باشید که می‌مانند و همیشه گفته ام  تا روزی که به رهایی نرسیده اید  و یا سه چهار ماه نیامده‌اید منیت برندارید بچه هایی بودند که روی سه دهم و چهار دهم از مسیر خارج شدند و به هیچ کجا نمی رسند سفر را کرده‌اند  ولی هیچ به دست نیاورده اند .

پس قدر صندلی که روی آن نشسته اید  را بدانید این هفته تعطیلات کنگره است معلوم نیست که بعد از این تعطیلات اجازه این را داریم که روی این صندلی بنشینیم یا نه .
بچه های سفر اولی را دیده اید که خیلی بهتر از همه سفر کردند و آمدن و تعریف کردن و رنگ و روی آنها باز شده و حالشون خوب شده است و ارزش های مالی ،کاری و خانوادگی و خیلی چیزهای دیگه رو به دست آوردند ولی در پنج یا شش ماه برگشت خوردند و هیچی به‌دست نیاوردند و تازه چیزی رو هم ازدست دادندو بچه هایی که از کنگره می‌روند حالشان خراب‌تر از  قبل از این است که به کنگره آمدن پس انشالله که بتوانیم چیزی برداشت کنیم و به آن چیزی که هدفمان هست برسیم .
شما از اینجا میخواهید  حرکت کنید وبه تبریز  بروید، شما به قزوین یا زنجان  برسید هیچ فرقی نمی کند.
انشالله جزء بچه هایی باشید که تا موقعی که در سفر اول هستید در این اتوبوس که نشسته اید ،وسط راه پیاده  نشوید و تا آخر راه بیاید اگر ذره ای کوتاهی‌و سستی کنیم هیچکس اینجا منتظر هیچکس نخواهد شد چرا که بهترین تفکر را کرده اید حرکت انجام داده اید و از خیلی ها بهتر سفر کرده اید ولی هیچی به دست نیاورده اید.
برای اینکه به هدفت برسی و به رهایی برسی هیچکس به هیچکس نمیتواند کمک کند فقط خودت میتوانی به خودت کمک کنی اگر زرنگ باشید خودتان گلیم خودتان را از آب بیرون میکشید.
اگر برادر لژیونی روی پنج دهم و یک سی سیاز سفر خارج شد  شما هیچ کاری نمیتوانی برای او انجام دهید ببخشید که این را  می‌گویم رفت که به جهنم که رفت شما نمیتوانی برای به هدف رسیدن کسی به او کمک کنید.
دقت کنید به هیچ کس، هیچ کسی نمیتواندکمکی بکند امیدوارم بچه ها قدر این جایگاهی  که هستند را بدانند و به هدفی که دارند برسند و خدمت کنند و به رهایی برسند.
من هم 5 سال رهایی آقا قربان را تبریک میگویم از آقا ناصر و آقا پیمان تشکر می کنم و من کسب تکلیف کردم و در این جایگاه قرار گرفتم، و از قربان تشکر می کنم بابت 5 سال خدمت خالصانه که داشته است و انواع جایگاه های خدمتی را گذرانده و انشالله بتواند با تلاش و کوشش خودبتواند شال راهنمایی را دریافت نماید و همچنین همسفرش هم بتواند شال را دریافت کند، به همسفرش هم تبریک میگویم که ایشان هم خدمتگذار هستند.
خیلی ممنون و متشکرم از همگی شما.

سخنان مسافر قربان:

خدارو شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و برای دوستانی که تجربه پنج سال رهایی را ندارند دعا می کنم که بتوانند این تجربه را به دست بیاورند حس خیلی خوبی است.

روزی که من به کنگره آمدم تولد  3 سالگی یکی از بچه ها بود و من با خودم گفتم مگر می‌شود یکی سه سال مواد مصرف نکند! تا اینکه که سفر کردم.
  از راهنمای تازه واردین که آن موقع بودند چون آن موقع در  تاریکی بودم یادم نمی‌آید چه کسی بود فقط یادشان می‌کنم و از ایشان تشکر می‌کنم .
اصلاً در ذهن من نمی‌گنجید که مثلاً قربان یک روزی بخواهد جشن بگیرد و اصلاً بتواند رها بشودخداراشکر با روش DST و روش آقای مهندس دژاکام، یک جاده آسفالت با باند پهن و بدون دست انداز سفر می‌کنیم  فقط کافی است به تابلوهای راهنمایی که همان راهنما به ما‌راه را نشان می‌دهد نگاه کنیم و تند تند پله‌های آزادمردی ده سال ،پانزده سال را پشت سر بگذاریم.
از راهنمایم آقا ناصر که برای من در سفر اول خیلی زحمت کشیدن تشکر میکنم، از آقا پیمان عزیز خیلی تشکر می کنم ،از آقا مجید تشکر می کنم
آقا مجید برای من پیام تولدم را فرستادن که همان چیزی بود که در دل من بود و من آن را سر لوحه  زندگیم میکنم
خیلی ممنونم از ایشان بابت زحماتی که برای من کشیدند و اینکه خدا را شکر می‌کنم که پس از هجده روز ورود به سفر دوم خدمتگذار شدم و الان  پنج سال و دو ماه است خدمتگذار کنگره هستم به همه دوستانی که در سفر اول هستن و رها میشوند پیشنهاد می‌کنم که حتماً خدمت کنند.
در‌ دوره راهنمایی  آقا ناصر که سن‌شان پایین‌تراز من بودو اصلاً من را  تحویل نمی‌گرفت ، می‌گفتن تو خودت آمدی باید کاری کنی تا خدمت بیاید دنبالت و خدماتی که توی این پنج سال انجام دادم خودشان به سمت من آمدن و خدا را شکر می‌کنم ،بابت تمام این خدمت‌ها که اگر نبود قربانی هم نبود از دوستانی که آمدند و در جشن شرکت کردند سپاسگزارم

سخنان راهنمای همسفر:

سلام دوستان سهیلا هستم راهنمای یک همسفر

از جناب مهندس و خانواده عزیزشان سپاسگزارم خدارا شاکرم که در این جایگاه هستم.
به راهنمای بزرگوار آقا مجید، تبریک می گویم به مریم عزیز و گل دخترشان تبریک می گویم به ایجنت و مرزبانان شعبه تبریک می گویم و به تمام همسفرها و مسافران تبریک می گویم امیدوارم این تولد ها پرتکرار باشد .
اگر در مورد مریم عزیز بخواهم بگویم مریم خیلی خوش قلب و مهربان است دو یا سه ماه است که وارد لژیون ششم شده و فرمان بردار است برایش بهترین ها را آرزو دارم و امیدوارم با خدمتی که انجام می‌دهند و خواسته درونیش که شال راهنمایی را در گردنش ببینم، ممنونم که به صحبت های من گوش دادید.

سخنان همسفر:

سلام دوستان مریم هستم همسفر

خدا را شاکرم که روزی ما کرد که در این جایگاه قرار بگیریم و از جناب مهندس و خانواده محترم‌شان سپاس گذارم که این بستر را برای ما فراهم کردند و از مرزبانان و ایجنت و همسفرها و گروه مسافران تشکر می‌کنم و همچنین از همسفرانی که امروز مشارکت کردند ممنون هستم و امیدوارم که تک تک شما این جایگاه را تجربه کنید.
  همچنین از راهنمای اولم خانم شهره عزیز خیلی ممنونم و در ادامه مسیر از خانم فریبای عزیز تشکر می کنم که با آموزش های این دو عزیز،پای‌بند به  کنگره شدم و در ادامه مسیر در لژیون خانم سهیلا قرار گرفتم امیدوارم که برکت خدماتی که صادقانه انجام میدهند  در زندگی آنها جاری و ساری باشد.
من امروز صبح فکر می کردم که آقای مهندس برای هر موضوعی یک ضلع تشکیل می‌دهند که یک مثلث بدست می آید .
من امروز  فکر می کردم که چقدر قشنگ است من سه تا راهنما داشتم امیدوارم که امسال با تلاش خودم بتوانم راهنما شوم و توفیق خدمت به تک تک همسفرها را داشته باشم و در ادامه مسیر بتوانم برای قربان همسفر خوبی باشم.
همیشه این آرزوی بزرگ را دارم و برای ایشان دیده بانی را تصویر سازی می کنم امیدوارم که این جایگاه را هم با تلاشی که دارند تجربه کنند و به جایگاه های بالاتر برسند.
فقط امروز یک حسرتی برای من است که در این قاب قشنگ من شال راهنمایی ندارم و امیدوارم خدا تا این توفیق خدمت را نیز به من بدهد ممنونم از تک تک شما عزیزان.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .