چهارمین جلسه از دوره دهم لژیون سردار خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی ارغوان تهران، با استادی مسافر الهام، نگهبانی مسافر سمانه و دبیری مسافر فاطمه، با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من»، روز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز به کار میکند.
سخنان استاد:
سلام دوستان، الهام هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که امروز این فرصت را دارم تا در خدمت شما باشم و چند دقیقهای درباره وادی پنجم، تأثیر آن روی من و ارتباطش با لژیون سردار با هم گفتوگو کنیم.
وادی پنجم به من میگوید که: «در جهان ما، تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.» ما از وادی اول تا وادی چهارم، مسیر راه، نقشه راه و چگونگی تفکر کردن را آموزش دیدهایم؛ اما اکنون که وارد وادی پنجم شدهایم، باید تفکرات خود را به مرحله عمل درآوریم.
انسان برای اینکه به موضوع یا هدفی دست پیدا کند، ابتدا در ذهن خود درباره آن تفکر و اندیشه میکند، سپس آن را به زبان میآورد و در نهایت آن را عملی میکند. میان تفکر تا عمل، راهی طولانی و سخت وجود دارد، اما این راه شدنی است. ما میتوانیم با ارتقای سطح آموزش، اطلاعات، آگاهی و همچنین تزکیه و پالایش، تفکرات خود را به مرحله اجرا درآوریم.
برداشت من از این وادی این است که اگر من بهترین آموزشها را ببینم، بهترین کتابها را بخوانم و حتی مسیر درست را بشناسم، اما آنها را عملی و اجرایی نکنم، هیچ تغییری در زندگی من رخ نخواهد داد. این وضعیت مانند آن است که شخصی یک کیلوگرم طلا داشته باشد، اما آن را زیر خاک پنهان کند؛ وقتی از آن طلا استفادهای نشود، تفاوتی با خاک ندارد و سودی به همراه نخواهد داشت.
همه ما میدانیم که کنگره ۶۰ با عشق، خدمت و بخشش رشد کرده است؛ اما من باید ابتدا به خودم نگاه کنم. آیا این ویژگیها در وجود من هست؟ آیا عشق در وجود من هست که بخواهم آن را به دیگران ببخشم؟ آیا روحیه خدمتگزاری یا بخشش در من وجود دارد؟ آیا میتوانم از مال و سرمایهای که دارم بگذرم و بخشی از آن را به دیگران ببخشم؟ قطعاً تمام این ویژگیهای مثبت باید در وجود انسان شکل بگیرد تا بتواند آنها را به دیگران منتقل کند.
زمانی که تصمیم میگیریم در این مسیر سهمی داشته باشیم، در واقع تفکرات خود را به بخش عملی تبدیل کردهایم. در وادی پنجم درباره قناعت و پسانداز نیز صحبت شده است. طبق آموزشها، قناعت به معنای خساست نیست؛ بلکه به معنای درست مصرف کردن، استفاده بهینه از امکانات، اسراف نکردن و کسب بهترین بهره از کمترین امکانات است.
وقتی قناعت را یاد میگیریم، میتوانیم به مرحله پسانداز برسیم. برای مثال، اگر وسیلهای داریم، طبق عادت یا تمایل شخصی، فوراً به دنبال خرید مجدد آن نرویم، بلکه قناعت کنیم و پول آن را نگه داریم. پسانداز یعنی اگر مبلغی در اختیار داریم، بتوانیم حداقل نیمی از آن را کنار بگذاریم.
من خودم قناعت و پسانداز کردن را در لژیون سردار یاد گرفتم و همچنین آموختم که این پسانداز را در راه یک کار ارزشمند مصرف کنم، نه اینکه دوباره آن را صرف خریدهای اشتباه کنم. پسانداز میکنم تا بتوانم به دیگران کمک کنم. در لژیون سردار، اگر تعهدی دارم، تلاش میکنم آن را پرداخت کنم و مطمئنم پولی که در این راه پسانداز و بخشیده میشود، تبدیل به عشق و خدمت ماندگار خواهد شد که این برای من بسیار ارزشمند است.
به نظر من، لژیون سردار یکی از زیباترین نمونههای عملی شدن وادی پنجم است. خود من، قبل از ورود به لژیون سردار، همیشه فکر میکردم که آیا روزی میتوانم عضو این لژیون شوم و در بخششهای مالی کنگره، مانند سردار، دنور یا پهلوان شدن، سهمی داشته باشم؟ اکنون که سردار هستم، هدفهای بزرگتری مانند دنور یا پهلوان شدن را در ذهن دارم و مطمئنم با تصویرسازی ذهنی و حرکت در این مسیر، به این اهداف نیز خواهم رسید. وقتی خواسته انسان قوی باشد و در مسیر آن حرکت کند، اتفاقات مثبت رخ خواهند داد.
چقدر لذتبخش است که انسان بتواند از دارایی و پسانداز خود در راهی ارزشمند استفاده کند. لژیون سردار نمونه بارز وادی پنجم است، زیرا تمام افرادی که اینجا جمع شدهاند، خواستهشان این است که سهمی در کنگره داشته باشند. همه ما ابتدا به این موضوع فکر کردیم، آن را به زبان آوردیم و سپس عملی کردیم. به همین دلیل است که امروز در کنار هم درباره این هدف مشترک گفتوگو میکنیم.
هر مبلغی که با عشق و قناعت کنار گذاشته میشود، یک آموزش برای جهانبینی خود ماست. این کار به تداوم حیات کنگره ۶۰ نیز کمک میکند.
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
34