«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
وقتی برای اولین بار وارد مفهوم این وادی شدم، انگار آینهای روبهرویم قرار گرفت؛ آینهای که نه دیگران، بلکه خود واقعیام را به من نشان داد. خودم را دیدم با کولهباری از آرزوها، حسرتها، دعاها و خواستههایی که سالها از خداوند و کائنات طلب میکردم، اما هیچگاه سهم خودم را در رسیدن به آنها ادا نکرده بودم. سالهای زیادی در دنیای ذهنم زندگی میکردم؛ برای آینده نقشه میکشیدم، خیال میبافتم، آرزو میکردم و منتظر معجزه بودم. همیشه با خودم میگفتم: «کاش این طور شود، کاش آن اتفاق بیفتد.» اما امروز میدانم که هیچ آرزویی بدون حرکت به مقصد نمیرسد و هیچ تغییری بدون عمل اتفاق نمیافتد.
مطالعه چهار وادی گذشته، نگاه مرا به زندگی تغییر داد؛ کمکم فهمیدم که برای ساختن یک زندگی زیبا، قبل از هر چیز باید زمین وجود خودم را آماده کنم. به قول دکتر امین، باید زمین وجودم را شخم میزدم؛ زمینی که سالها از ضدارزشها پوشیده شده بود و علفهای هرزش اجازه رشد هیچ بذر ارزشمندی را نمیداد. وقتی با خودم صادق شدم، دیدم این زمین پر از قضاوت، غیبت، دلخوری، ناتوانی در بخشش، مصرف قلیان و بینظمی مالی است؛ حتی مفهوم سادهای مثل پسانداز هم در زندگی من جایگاهی نداشت. همیشه انتظار برداشت محصول خوب را داشتم، در حالی که هیچ بذری نکاشته بودم.
اما آموزشهای کنگره به من یاد داد که تغییر از قدمهای کوچک آغاز میشود؛ از همان لحظهای که تصمیم میگیری مسئولیت زندگیات را بپذیری. خداوند را بینهایت شکر میکنم که این توفیق را نصیبم کرد تا آموزشها را فقط نخوانم، بلکه آنها را در زندگیام به کار بگیرم. با کمک راهنمای ویلیام وایت مسافر ندا، توانستم مصرف قلیان را درمان کنم و طعم شیرین رهایی را بچشم. یاد گرفتم پسانداز کردن فقط جمع کردن پول نیست؛ بلکه تمرینی است برای نظم، آیندهنگری و مسئولیتپذیری؛ همین آموزش باعث شد بتوانم سهم کوچکی در احیای انسانها داشته باشم و عضوی کوچک از لژیون پربرکت سردار باشم؛ موضوعی که برای من افتخار بزرگی است.
امروز بیش از گذشته باور دارم که خداوند راه را به همه انسانها نشان میدهد، اما این ما هستیم که باید قدم برداریم. اگر حرکت نکنیم، حتی زیباترین دعاها نیز در حد یک آرزو باقی میمانند. این وادی به من آموخت که تفکر زمانی ارزشمند است که به عمل تبدیل شود؛ زیرا فاصله میان خواستن و رسیدن، فقط با حرکت پر میشود. از صمیم قلب از جناب مهندس، خانواده محترمایشان و دکتر امین سپاسگزارم که این گنجینه ارزشمند را در اختیار انسانها قرار دادند تا بتوانیم با تغییر نگرش، ابتدا خودمان را بسازیم و سپس در ساختن جامعهای سالمتر سهمی هرچند کوچک داشته باشیم.
همچنین از راهنما همسفر مریم، که با صبر، عشق و نگاه خواهرانه مرا در این مسیر هدایت میکنند، بینهایت سپاسگزارم از خداوند بزرگ میخواهم که وجود ارزشمندشان همواره سرشار از نور، عشق، سلامتی، برکت و رحمت الهی باشد؛ همانگونه که نور خدمتشان مسیر زندگی بسیاری از انسانها، از جمله من، را روشن کرده است. امروز دیگر فقط دعا نمیکنم؛ قدم برمیدارم؛ زیرا آموختهام که خداوند مسیر را نشان میدهد، اما رسیدن، سهم حرکت من است.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
24