هفتمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر هادی، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر نیما با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
.jpg)
سخنان استاد:
دستور جلسه، وادی پنجم است. ما در چهار وادیِ اول یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم و چگونه در جهان ذهنی زندگی کنیم. در این وادی به ما گفته میشود که تنها تفکر کافی نیست؛ اگر بخواهیم آن ساختاری را که در ذهنمان شکل گرفته است به عمل تبدیل کنیم، لازم است از نقطهای که در آن قرار داریم حرکت کنیم. در این وادی مثالی آورده شده است؛ فرض کنید میخواهیم به جایی برویم، ساندویچی بخوریم یا غذایی میل کنیم. این خواسته ابتدا در ذهن ما شکل میگیرد، اما تا زمانی که دست به عمل نزنیم، به آن مکان نرویم یا آن غذا را نخوریم، این تبدیل از ذهن به عمل اتفاق نخواهد افتاد. سپس اشاره میشود که ما در سه جهان زندگی میکنیم: جهان ذهن، جهان خواب و جهان خاکی (جهان فیزیکی). اگر بخواهیم زندگی کردن در جهان ذهن را بیاموزیم، باید چهار وادی اول کنگره را بهخوبی فرا بگیریم. پس از آن، به هفت پله اشاره میشود و گفته میشود که اگر بخواهیم در سفر خود موفق شویم و از ناامیدی، بیاعتمادی و فرمان نفس خارج شویم، باید این هفت پله را بهترتیب در زندگی خود اجرا کنیم. پله اول، بازگشت از ضد ارزشها است؛ موضوعی که در ظاهر بسیار ساده، اما در عمل بسیار دشوار است. ضد ارزشها کاملاً مشخص هستند؛ فرقی نمیکند در کجای دنیا باشیم، دروغ گفتن، حق دیگران را خوردن و موارد مشابه، همگی ضد ارزش محسوب میشوند. هر انسانی بهتر از هر کس دیگری میداند ضد ارزشهای زندگی خودش چیست. نخستین گام، دوری از ضد ارزشهاست و یقیناً هر کس سفر خود را آغاز کند و این هفت پله را رعایت نماید، به حال خوش دست خواهد یافت. رسیدن به رهایی و حال خوش، تنها با استفاده از داروی OT امکانپذیر نیست؛ حقیقتاً آموزش جهانبینی و عمل به این هفت پله، حتی تأثیرگذارتر از داروی OT است. پله دوم، خودداری است. در این بخش اشاره شده است که اگر درباره کاری آگاهی و شناخت کافی نداریم و نمیدانیم انجام آن به سود ماست یا به زیان ما، بهتر است در همان لحظه از انجام آن خودداری کنیم؛ زیرا هنوز از نتیجه آن آگاه نیستیم. پله سوم، قناعت است. قناعت به این معنا نیست که مانند یک گدا زندگی کنیم یا برعکس، اهل اسراف و ولخرجی باشیم؛ بلکه باید درست و متعادل زندگی کنیم، از زیادهروی بپرهیزیم و قناعت را در زندگی خود بهکار بگیریم.

پله چهارم، صبر است. در سفر، صبر جایگاه بسیار مهمی دارد. معمولاً در ابتدای سفر، انسان عجله میکند و قضاوت میکند که چرا پس از یک ماه هنوز حالش خوب نشده است؛ در حالی که سالها تخریب ایجاد کردهایم و طبیعی است که برای رسیدن به حال خوش، باید صبر داشته باشیم. پله پنجم، تجسس و قضاوت است. در این بخش تأکید شده است که ما در جایگاه قضاوت دیگران نیستیم. تنها کسی که میتوانیم اعمال او را قضاوت کنیم، خودمان هستیم و باید رفتار و عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار دهیم. پله ششم، پسانداز است که شخصاً تأثیر بسیار مثبتی در زندگی من داشته است. پیش از ورود به کنگره، هیچ پساندازی نداشتم؛ اما در کنگره اهمیت پسانداز کردن را آموختم و آن را در زندگی خود بهکار گرفتم. حقیقتاً این آموزش آثار بسیار مثبتی در زندگی من داشته است. پله هفتم، توکل، تسلیم و رضا است. باید در مسیر آموزشها تسلیم باشیم و در برابر خواستههای راهنما، که همگی در چارچوب کنگره هستند، پذیرش داشته باشیم. هر راه و روشی که راهنما به ما آموزش میدهد، لازم است با تمام وجود اجرا کنیم تا به رهایی و حال خوش برسیم. تسلیم شدن در کنگره کار دشواری نیست؛ زیرا راهنما خارج از چارچوب کنگره هیچ خواستهای از ما ندارد. برای مثال، نوشتن CD، صبح بهموقع بیدار شدن و مصرف شربت در زمان مقرر، همگی کارهایی هستند که در نهایت به سود خود ماست و نتیجه آن را نیز در زندگیمان مشاهده میکنیم. انشاءالله همه سفر اولیهای ما به حال خوش و رهایی برسند، در کنگره ماندگار شوند و خدمتگزاران شایستهای برای شعبه باشند.
تایپ: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید
.
- تعداد بازدید از این مطلب :
157