در ابتدا خدا را شاکرم که در جایگاه همسفر قرار گرفتم تا آموزش بگیرم و خودم را از تاریکیهای وجودم نجات دهم. ما انسانها دارای دو چهره هستیم، یک چهره خشمآلود و طوفانی و یک چهره بسیار آرام و متین؛ این چهرهها بر اثر رفتار آنها با همدیگر نمایان میشود. با محبت میتوان وارد قلبها شد. در کنگره اگر میخواهیم راهنما شویم، با محبت میتوانیم رهجو را جذب کنیم؛ البته محبت بیش از حد نیز باعث بهوجود آمدن یکسری مشکل میشود. این واژههای مسافر، راهنما، همسفر، مرزبان و... در کنگره ابداع شده است. راهنما کسی است که راه را نشان میدهد و رهجو کسی است که دنبال راه درست میگردد، از اعتیاد خسته شده و میخواهد درمان شود. رهجو باید هدف داشته باشد و اولین هدف او باید رسیدن به درمان باشد.
هر کسیکه وارد کنگره میشود باید مدارک تحصیلی و هر دانشی که دارد را پشت درب کنگره بگذارد و فقط برای آموزش دیدن وارد شود. وقتی حرمت کنگره۶۰ خوانده میشود باید به آن احترام گذاشته شود. وقتی گفته میشود کسی را سرزنش نکنید، نبایستی این کار را انجام دهیم. رهجوها در کار همدیگر نباید جستوجو کنند، دروغ نگویند و بیرون از کنگره با سایر اعضاء ارتباط برقرار نکنند. در کنگره باید به همه چی ( روش درمان و آموزشها) اعتقاد داشته باشیم؛ البته این کار در ابتدا بسیار سخت است. باید احترام به مرزبانها، راهنمایان و جایگاهها را حفظ کنیم و هر چه میگویند بپذیریم و عملی کنیم.
رهجو باید در کنگره خدمت کند و چیزی که باعث حال خوب یک همسفر و مسافر میشود، خدمت کردن است؛ نباید به عنوان یک تماشاچی باشیم. خدمت چیزی است که حال ما را خوب میکند. کنگره هیچ فرد مستخدم و حقوق بگیری ندارد؛ همه چیز به عهده خودمان است و هیچ چیز بهتر از خدمت کردن حال روحمان را خوب نمیکند. یکی از وظایف رهجویان این است که هر هفته باید یک سیدی گوش دهند و بنویسند؛ چون از این طریق میتوان تغییر کرد؛ یعنی مسافری که در بیرون از کنگره به او معتاد میگویند، باید این کلمه را فراموش کند و نام مسافر را جایگزین کند، مانند یک انسانی که تازه متولد شده است. تخریب یک همسفر کمتر از مسافر نیست؛ بلکه ممکن است بیشتر هم باشد، به همین دلیل هر دو فرد بایستی با آموزش گرفتن، تغییرات را در خودشان بهوجود آورند.
کنگره۶۰ تحت حمایت هیچ ارگانی نیست و تمام خرج و مخارج به عهده کسانی است که با ورود به کنگره درمان شدهاند و سپس برای روشن ماندن چراغ این راه، تمام تلاش خود را میکنند تا دیگران نیز از این امکانات استفاده کنند. در کنگره ساعت اختراع شده و همه سر ساعت باید در جلسه حضور داشته باشند. یک مسافر وقتی به رهایی میرسد و وارد سفر دوم میشود؛ یعنی تغییر کرده و این خیلی ارزشمند است. مسافرانی که در سفر اول گریز نمیزنند و خوب سفر میکنند، لذتی را تجربه میکنند که حتی در سفر دوم، سوم و هیچ جای دیگری وجود نخواهد داشت. رهجو باید بداند که راهنما فقط مسیر را به او نشان میدهد، خود بایستی خواهان درمان باشد و راه را بپیماید.
من به عنوان یک همسفر از مسافر خود متشکرم که راه کنگره۶۰ را برای درمان اعتیاد انتخاب کرد و مرا در مسیر کنگره قرار داد تا با گرفتن آموزشها مسیر خود را از تاریکیها به سمت روشنایی تغییر دهم. از راهنمای خود سپاسگزارم که با ازخودگذشتگی، مسیر روشنایی را برای من هموار میکند؛ دعای خیر من بدرقه راه ایشان است و امیدوارم در این مسیر پایدار باشند و به من و هزارن انسان دیگر کمک کنند. برای قرار گرفتن در این مسیر خداوند را هزاران هزار بار شکر شکر شکر
منبع: سیدی وظایف رهجو
نویسنده: همسفر محترم رهجوی راهنما همسفر سحر (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر نوشین رهجوی راهنما همسفر سحر (لژیون اول)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
46