یازدهمین جلسه از دور ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم مسافر داود، نگهبانی مسافر یدالله و دبیری مسافر خداکرم با دستور جلسه: «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه 30 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان داوود هستم یک مسافر.

خیلی خوشحالم و خداوند را شاکر هستم که یک بار دیگر لیاقت پیدا کردم تا این جایگاه را تجربه کنم. خداقوت عرض میکنم خدمت ایجنت و مرزبانان عزیز پارک و به آقا جاوید بابت جایگاه خدمتی جدیدشان تبریک میگویم؛ امیدوارم در این مسیر از خدمت کردن لذت واقعی ببرید.
امروز میخواهم درباره وادی پنجم صحبت کنم. در متن وادی آمده است که در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. ما چهار وادی قبل را صرفاً برای یادگیری تفکر گذراندیم؛ یعنی یاد گرفتیم که اصلاً چطور باید فکر کنیم. اما سوال اصلی این است که آیا فقط یاد گرفتن کافی است؟ مسلماً خیر. وادی پنجم به ما میگوید اگر چیزی را یاد گرفتید، باید آن را از قوه به فعل تبدیل کنید و ساختارهای ذهنیتان را به ساختارهای عملی تغییر دهید.
در واقع مسافری که وارد کنگره میشود، اولین قدم وادی پنجم را برداشته است؛ چون دیگر از ضدارزشها دوری میکند، مواد مصرف نمیکند و پا در مسیر درمان گذاشته که خود یک عمل بزرگ است. ما در وادی چهارم آموختیم که انداختن مسئولیتها به گردن خداوند، در واقع سلب مسئولیت از خویشتن است. حالا که این را فهمیدیم، باید وارد مرحله عمل شویم. اینطور نیست که چون وارد لژیون شدیم، پس خودبهخود همه چیز حل میشود. خیر، راهنما به شما برنامه میدهد و باید این برنامه را دقیق اجرا کنید. سر موقع دارو خوردن، اولین قدمِ عملی برای درمان است. اگر دارویت را طبق ساعت نخوری یا به بهانههای مختلف آن را عقب بیندازی، یعنی هنوز در وادی پنجم نیستید و به درمان هم نمیرسی.
تنها راه برای تبدیل شدن یک انسان آلوده به یک انسان پاک، تصفیه و پالایش است. ما قرار نیست فیلسوف یا عارف شویم، فقط باید در حدی تغییر کنیم که به کارهای ضدارزش گذشته برنگردیم. یک مصرفکننده برای تهیه مواد، ناخودآگاه درگیر دروغ و کلک میشود. وقتی وارد کنگره میشویم باید اینها را ذرهذره کنار بگذاریم. دروغ گفتن به همسفر، به راهنما یا به پدر، فقط باعث میشود دروغهای بیشتری بگوییم و در باتلاق فرو برویم. تجسس کردن در کار دیگران هم همینطور است. ما در وادی سوم یاد گرفتیم که باید به خودمان فکر کنیم و ایرادات خودمان را پیدا کنیم. وقتی میآیی لژیون و میگویی حالم بد است، هیچکس بهتر از خودت نمیداند علت حال بدیات چیست؛ شاید سیدی ننوشتی یا دچار منیت شدی. باید مشکل خودت را پیدا کنی و در جهت حل آن حرکت کنی.
اگر پندار ما سالم باشد و درست فکر کنیم، گفتار ما هم خودبهخود سالم میشود و دیگر نیازی نیست از الفاظ رکیک استفاده کنیم. وقتی گفتار سالم شد، کردار ما هم سالم میشود. خیلیها میگویند میدانیم سیگار بد است، میدانیم مواد مخدر تخریب دارد، اما باز انجامش میدهیم. دلیلش این است که ایمان واقعی نداریم. سیگار بدترین آنتیاکسیدانی است که یک نفر میتواند مصرف کند و تخریبش از هروئین هم بیشتر است. وقتی این حقیقت را میدانی، باید برای درمانش فکر کنی و وارد عمل شوی.
در این مسیر ممکن است به دوراهیهایی برسی که ندانی باید چهکار کنی؛ در این مواقع بهترین راه، خودداری است. یعنی انجام نده تا شرایط روشن شود. در مورد قناعت هم باید بگویم که این فقط برای بیپولها نیست، بلکه مدیریتِ درآمد و داشتهها برای همه لازم است. در سفر اول حتماً نیروهای منفی به سراغتان میآیند و خستهتان میکنند؛ میگویید ده ماه سفر کردن خیلی طولانی است، اما اینجا باید صبر کنید. برای هر مشکلی باید زمان را در نظر بگیرید. پسانداز هم دقیقاً همینطور است؛ خیلیها فکر میکنند پسانداز فقط برای آدمهای پولدار است، اما اتفاقاً پسانداز برای آدمهای ضعیف است تا قوی شوند. در نهایت هم توکل به خداوند، راضی بودن به رضای او و تسلیم بودن در برابر فرمانهای الهی، آخرین مرحلهای است که ما را به مقصد میرساند. اگر توکل کنیم و تسلیم باشیم، همه گرههای زندگی باز خواهد شد. خیلی ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپ و عکاس: مسافر احسان (لژیون هشتم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
27