English Version
This Site Is Available In English

وادی پنجم؛ آغاز حرکت از اندیشه به عمل

وادی پنجم؛ آغاز حرکت از اندیشه به عمل

در این گفت‌وگو، راهنمای محترم مسافر علی با تکیه بر تجربه شخصی خود در کنگره ۶۰، از مهم‌ترین پیام‌های وادی پنجم، نقش عمل در ایجاد تغییر، تأثیر آموزش‌ها در زندگی روزمره و جایگاه آیتم‌های این وادی در سفر اول، سفر دوم و زندگی سخن می‌گوید. ایشان همچنین از تجربه‌های خود در اجرای اصولی مانند بازگشت از ضد ارزش‌ها، خودداری، صبر، پس‌انداز، توکل، رضا و تسلیم می‌گویند و بیان می‌کنند که چگونه این آموزه‌ها مسیر رسیدن به آرامش را برایشان هموار کرده است.

از شما دعوت می‌کنیم این گفت‌وگوی خواندنی را دنبال کنید.

لطفاً خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید:

 

سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.

آخرین آنتی‌ایکس مصرفی من تریاک بود. با روش درمان DST و داروی OT، به مدت ده ماه و بیست‌وپنج روز، با راهنمایی آقا رضا سفر کردم. مدت رهایی من از بند مواد پنج سال و یک ماه و ده روز، و مدت رهایی از بند سیگار چهار سال و هشت ماه است. ورزش من در کنگره، شطرنج است.

 

به نظر شما مهم‌ترین پیام وادی پنجم چیست؟

مهم‌ترین پیام وادی پنجم، به اعتقاد من، این است که بعد از کار کردن چهار وادی اول در کنگره ۶۰، وقت آن رسیده که از صحبت کردن و فکر کردن، مقداری خارج شویم و به سمت عمل حرکت کنیم. وادی پنجم معروف است به «وادی عمل کردن»؛ یعنی هرچقدر صحبت کرده‌ای و فکر کرده‌ای، حالا وقتش رسیده که حرکت کنی، بلند شوی و تمام تفکراتی را که در وادی‌های اول تا چهارم داشته‌ای، به عمل تبدیل کنی.

از قوه باید به طرف فعل حرکت کرد. یعنی اگر کسی مدام فکر کند و دائماً دنبال راهکار باشد، اما آن را اجرا نکند، به درد نمی‌خورد؛ چراکه «صد گفته چو نیم کردار نیست». اگر شما دویست بار درباره یک موضوع صحبت کنید، اما عمل نداشته باشید، فایده‌ای ندارد؛ ولی اگر یک قدم در جهت آن موضوع بردارید و آن را به عمل تبدیل کنید، ارزش آن بسیار بیشتر از تمام گفته‌ها و تفکرات ما خواهد بود.

 

چرا فقط دانستن برای تغییر کافی نیست؟

در جامعه ما خیلی از مردم می‌دانند که اعتیاد بد است، خیلی‌ها می‌دانند سیگار ضرر دارد، خیلی‌ها می‌دانند چاقی و اضافه‌وزن بد است و پرداختن به مسائل ضد ارزشی درست نیست؛ اما تغییر نمی‌کنند.

فقط دانستن کافی نیست؛ حتماً باید آن دانسته‌ها به فعل تبدیل شوند و به مرحله اجرا برسند. اگر بخواهیم در کنگره مثال بزنیم، افرادی که وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، مخصوصاً کسانی که نمی‌توانند سفرشان را به‌درستی انجام دهند و دائماً بی‌انضباطی می‌کنند، یا سیگارشان را درمان نمی‌کنند، یا مثلاً اضافه‌وزن دارند، نمی‌توانند تغییر کنند؛ چون فقط می‌دانند، اما انجام نمی‌دهند و به سمت عمل حرکت نمی‌کنند.

قطعاً دانستن، هیچ تغییری را برای ما به ارمغان نمی‌آورد، مگر اینکه دانسته‌ها و علم ما عملیاتی شوند تا تغییر اتفاق بیفتد.

 

شما چطور آموزش‌های وادی پنجم را در زندگی روزمره اجرایی می‌کنید؟

وادی پنجم، وادی‌ای است که باید آن را زندگی کرد. به نظر من، وادی پنجم برای انسان‌ها راهگشاست؛ یعنی هر کسی، با هر مشکلی، می‌تواند با استفاده از آموزش‌های این وادی، مسیر خودش را مشخص کند و به هدفی که در وادی پنجم مطرح شده، یعنی آرامش، برسد.

من خودم همیشه وادی پنجم را مدنظر دارم، مخصوصاً آیتم‌هایی که آقای مهندس به‌عنوان راه‌های رسیدن به صلح معرفی می‌کنند. مهم‌ترین آن‌ها، به اعتقاد من، بازگشت از ضد ارزش‌هاست.

انسان در هر جایی که قرار گرفته باشد و در هر نقطه تاریکی که حضور داشته باشد، کافی است از آن ضد ارزشی که در زندگی‌اش درگیر آن است، برگردد و صورت خود را به سمت نور و ارزش‌ها بچرخاند. اگر از موضوعی که در زندگی‌اش ضد ارزش محسوب می‌شود فاصله بگیرد، قطعاً می‌تواند موفق شود.

من هم از زمانی که به وادی پنجم رسیدم و روی آن کار کردم، همیشه تلاش کرده‌ام از ضد ارزش‌ها دور باشم. این هفت آیتمی که در وادی پنجم مطرح شده، در همه شئون زندگی من مدنظر بوده است. اگر بحث مالی بوده، یادم بوده که آقای مهندس در وادی پنجم به پس‌انداز توصیه می‌کنند. اگر جایی لازم بوده نقطه تحملم بالا باشد و صبر داشته باشم، همیشه جمله آقای مهندس در ذهنم بوده که «صبر، همراه با تلاش، حتماً نتیجه می‌دهد.»

سعی کرده‌ام در حد توان خودم، آیتم‌های وادی پنجم را در زندگی‌ام اجرا کنم؛ چون دنبال آرامش بوده‌ام و معتقدم هر انسانی که به دنبال آرامش باشد، می‌تواند از این وادی استفاده کند و به هدف نهایی خود که همان آرامش است، برسد.

 

اجرایی کردن کدام بخش وادی پنجم برایتان سخت‌تر بوده است؟

اجرایی کردن آیتم‌های آخر، یعنی توکل، رضا و تسلیم، برای من سخت‌تر بوده است. بحث توکل کردن، راضی بودن به رضای خدا و تسلیم قدرت مطلق شدن، برای من دشوارتر بوده؛ چون هنوز نتوانسته‌ام کاملاً از ضد ارزش‌ها برگردم و موضوعاتی مانند خودداری، صبر و پس‌انداز را به‌طور کامل اجرا کنم.

همیشه سعی کرده‌ام توکل به خدا داشته باشم، اما گاهی در بزنگاه‌هایی که فشار زیادی به من وارد می‌شود، ممکن است لحظه‌ای توکلم را از دست بدهم یا آن تسلیمی را که لازم است، نداشته باشم. به همین دلیل، توکل، رضا و تسلیم برای من نسبت به سایر آیتم‌ها دشوارتر بوده است.

 

وادی پنجم را در یک جمله توصیف می‌کنید؟

بهترین فرمول برای رسیدن به آرامش.

 

وادی پنجم چه تأثیری در سفر و زندگی شما داشته است؟

در وادی پنجم، اولین موضوعی که در این آیتم‌ها مطرح می‌شود، بحث بازگشت از ضد ارزش‌ها و خودداری است.

در سفر کنگره ۶۰، موضوعی داریم که در سفر اول باید از یک‌سری مسائل خودداری کنیم. به‌عنوان مثال، اگر در جمعی باشند که مواد مصرف می‌کنند و من هم تازه یک ماه است وارد کنگره شده‌ام، آیا باید در آن جمع حاضر شوم یا نه؟

این موضوع برای من خیلی پیش آمد؛ جمع‌هایی بودند که قبلاً با هم مواد مصرف می‌کردیم. در سفر اول، موضوع خودداری نقش بسیار مهمی برای من داشت و همیشه از حضور در مکان‌هایی که احتمال داشت سفرم را خراب کند، خودداری کردم. همین موضوع در سفر اول کمک بسیار بزرگی به من کرد.

در زندگی هم موضوع پس‌انداز تأثیر زیادی داشته است؛ مخصوصاً برای افرادی مثل من که ممکن است در قشر متوسط جامعه یا حتی زیر خط فقر باشند. پس‌انداز کردن می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

سال‌هاست که این کار را انجام می‌دهم؛ یعنی از هر پولی که به دست می‌آورم، یک‌دهم آن را نادیده می‌گیرم و در حسابی جداگانه قرار می‌دهم تا هر زمان که در زندگی با مشکلی مواجه شدم یا خواستم کار مهمی انجام بدهم، بتوانم از آن پس‌انداز استفاده کنم.

 

و کلام آخر:

وادی پنجم، وادی‌ای است که روی نقطه‌ای دست گذاشته که تمام مردم دنیا به دنبال آن هستند. اگر تمام کشورهای دنیا را بگردید و با انسان‌هایی از ادیان، فرهنگ‌ها و اقشار مختلف صحبت کنید، متوجه می‌شوید که گمشده بشر امروز، آرامش، صلح، آسایش و دوری از اضطراب‌هاست.

وادی پنجم دقیقاً همین موضوع را مطرح می‌کند.من همیشه از خداوند می‌خواهم که بتوانم وادی پنجم را در زندگی‌ام اجرا کنم. این یکی از وادی‌هایی است که بسیار مطالعه می‌کنم و همیشه وقتی کتاب چهارده وادی برای رسیدن به خود را برمی‌دارم، دوست دارم وادی پنجم را دوباره مرور کنم؛ چون وادی پنجم، وادی بسیار الهام‌بخشی است و در بزنگاه‌های زندگی، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، همیشه به من کمک کرده و راهگشای من بوده است.


از راهنمای محترم مسافر علی بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادند و پاسخ‌های ارزشمندشان صمیمانه سپاسگزاریم. برای ایشان آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون در مسیر کنگره ۶۰ را داریم.

عکس و مصاحبه: مسافر عباس 

نگارش و تنظیم: مسافر مهدی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .