در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید. در اینجا یک پل و نقطه عطف وجود دارد. از تفکر کردن به عمل کردن، یعنی از جهان ذهنی وارد جهان عملی میشویم. تفکر را به مرحله عمل میرسانیم. ما در چهار وادی اول یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم، خلقت ما برای چه چیزی بوده است و مسئولیت زندگی بر عهده خودمان میباشد. هیچکس در این جهان فیزیکی به جز خودمان به دردمان نمیخورد. باید مسئولیت زندگی خود را قبول و در راه رسیدن به اهدافم تلاش کنم.
من یاد گرفتم که چطور تفکر کنم، از این دنیا چه چیزی میخواهم، برای چه چیزی به این جهان آمدهام و هدفم چیست؟ تمام این مسائل بسیار زیبا است؛ اما تا زمانیکه عمل و حرکت نکنیم، هیچ تأثیری نخواهد داشت. یعنی به اهداف خود نمیرسیم. ما دوست داریم درس بخوانیم، یک شغل عالی و آینده خوبی داشته باشیم؛ اما تا زمانیکه حرکت نکنیم، به نتیجهای نخواهیم رسید. چهار وادی اول به ساختار فکری ما میپردازد. یاد گرفتیم زمین وجودی خود را شخم بزنیم و ببینیم چه ناخالصیهایی در آن وجود دارد تا بتوانیم آنها را از بین ببريم. در این وادی باید از نقطه تفکر به نقطه عمل برسیم که بتوانیم این دانستهها و اطلاعات آموزشی در زندگی را به درستی پیاده کنیم.
زمانیکه یک سری اطلاعات به دست میآوریم، باید به سمت جلو حرکت کنیم؛ آنگاه خداوند در این مسیر به ما کمک خواهد کرد. این وادی سه جهان را معرفی میکند. جهان ذهنی، مقدمه برنامهریزی در جهان خاکی است. آقای مهندس میفرمایند: به هر مسئلهای فکر کنید و آن را تصور کنید، همان برای شما رخ میدهد. اگر من فکر کنم که انسان بدبختی هستم، واقعاً بدبخت میشوم. اگر فکر کنم آدم خوشبختی هستم، همان نصیبم خواهد شد. استاد امین میفرمایند: اگر انسان احساس کند که میتواند شرایط را درست کند حتی ضعیفترین انسان هم باشد، میتواند حرکت کند و اوضاع را درست نماید. ما باید در ذهنمان همیشه به این نتیجه برسیم که از عهده انجام دادن کارها برمیآییم و به سوی پیشرفت حرکت کنیم.
برای به اجرا در آوردن ساختارهای فکری و تبدیل آن به ساختار عملیاتی باید از اضطراب، ترس، پریشانی و عدم اعتماد به نفس دور باشیم و خود را تزکیه و پالایش کنیم. باید اصول پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را در نظر بگیریم. پندار سالم یعنی اجازه ندهیم هر چیزی وارد ذهنمان شود. پلههای وادی پنجم عبارتاند از: خودداری، بازگشت از ضدارزشها، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت، غیبت، پسانداز، توکل، رضا و تسلیم. بازگشت از ضدارزشها به معنای توبه است. من پله پله به سوی تاریکیها رفتم و حالا باید همین پلهها را مجدد بازگردم. در این راه گذشت زمان را هم در نظر بگیرم. دروغ نگویم، غیبت نکنم، سرزنش نکنم، به حریم افراد تجاوز نکنم و پیمانشکن نباشم. باید با وجود هر مشکلی صبر داشته باشم و بدانم زمانیکه در صراط مستقیم قدم برمیدارم، قطعاً نیروهای الهی به من کمک میکنند.
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی(۲)
- تعداد بازدید از این مطلب :
38