English Version
This Site Is Available In English

از قوه تا فعل؛ حرکت، کلید رهایی

از قوه تا فعل؛ حرکت، کلید رهایی

سومین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر قربان، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» در روز چهارشنبه 31 تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، قربان هستم یک مسافر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز این فرصت نصیبم شد تا در این جایگاه قرار بگیرم. از راهنمای عزیزم، حسن آقای کریمی که به من اعتماد کردند و امکان حضور در این جایگاه را فراهم آوردند تا از شما عزیزان آموزش بگیرم، صمیمانه تشکر می‌کنم.

دستور جلسه امروز، وادی پنجم است که می‌گوید: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» یعنی یک فکرِ صِرف و تنها، به هیچ راهی نمی‌رسد و هیچ گرهی را نمی‌گشاید. به‌عنوان نمونه، بنده سی سال در اعتیاد ناله می‌کردم، از زمین و زمان شاکی بودم و روح و روانم در عذاب بود اما هیچ‌گاه به نتیجه‌ای نمی‌رسیدم، زیرا راهکاری نداشتم و به درکِ درست نرسیده بودم. فکری که به عمل نینجامد، فکری خالی است و با فکر خالی، هیچ‌جا نمی‌توان رسید. باید برخاست و حرکت کرد.

در وادی پنجم، آقای مهندس به زیبایی برای ما تبیین می‌کنند که انسان در سه جهان زندگی می‌کند: جهان خاکی؛ همان زندگی روزمره‌ای که ما در آن نفس می‌کشیم، کار می‌کنیم و با دیگران در ارتباط هستیم. جهان خواب؛ جهانی که در زمان خواب، آن را تجربه می‌کنیم. جهان ذهن؛ جهانی که می‌تواند ما را به سمت ناامیدی و رخوت سوق دهد، همان‌طور که بسیاری از ما مسافران آن را تجربه کردیم. ناخودآگاه، تصویری ذهنی در ذهن شکل می‌گیرد که می‌گوید: من توان حرکت ندارم و نمی‌دانم چه کنم؛ اما برای رسیدن به تغییر، باید ساختار ذهنی مناسب ایجاد کنیم و آن را به اجرا درآوریم.

اجرای ساختار ذهنی یعنی چه؟ آقای مهندس مثال ساندویچ را بیان می‌کنند: ناگهان به ذهن من می‌رسد که بروم و یک ساندویچ میل کنم؛ اما اگر نه پولش را داشته باشم و نه امکان تهیه‌اش، این فکر تنها یک خیال می‌ماند و قابل‌اجرا نیست. در وادی پنجم تأکید می‌شود که با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نمی‌شود و با راز و نیازِ محض، سفری به پایان نمی‌رسد. باید برخاست، کفش آهنی به پا کرد و از چاله‌ها و دست‌اندازهای زندگی عبور نمود.

آقای مهندس مثال زیبایی از فردی می‌زنند که هزار سکه طلا داشت، اما به دلیل آن‌که نمی‌توانست حتی یکی از آن‌ها را برای تهیه نانی خرج کند، از شدت گرسنگی از پای درآمد. این یعنی حرکت نکردن و از قوه به فعل نرسیدن.

وقتی منِ سفر اولی وارد کنگره می‌شوم و دستورات راهنمای محترم را گوش می‌دهم و از قوانین کنگره پیروی می‌کنم، آیا تنها با پوشیدن پیراهن سفید و مشارکت ظاهری، می‌توانم مسیر را درست طی کنم؟ خیر. باید این حرکت را به درک و عمل تبدیل کنم.

چند موضوع کلیدی در متن وادی پنجم مورد اشاره قرار گرفته‌اند که در ادامه چند مورد از آنها را بیان می‌کنم.
برگشت از ضد ارزش‌ها؛ ضد ارزش‌ها همان رفتارهایی هستند که انسان را از مسیر درست دور می‌کنند؛ مانند دروغ‌گویی، رشوه‌گیری، قضاوت نابجا و ...
خودداری؛ گاهی برای من پیش می‌آید که قصد انجام معامله‌ای را دارم، اما نمی‌دانم که به سود من است یا زیان. در چنین موقعیتی، باید بتوانم از انجام آن خودداری کنم تا به دام ضد ارزش‌ها نیفتم.

صبر؛ به سفر اولی و رهجو توصیه می‌شود که در روزهای آغازین، قضاوت نکند. باید ۱۱ ماه در کنگره حضور داشته باشد، به حرف‌ راهنما گوش کند تا به آن درک و شعور و آگاهی برسد که به حال خوش منجر می‌شود.

پس‌انداز؛ همه عزیزان با مفهوم پس‌انداز آشنا هستند. ممکن است سفر اولی فکر کند که من که سرمایه‌ای ندارم، پس‌انداز کردن چه معنایی دارد؟ اما باید یاد بگیرد که حتی از همان حداقل حقوقی که دریافت می‌کند، بتواند پس‌انداز کند. کسی که سرمایه دارد، شاید به پس‌انداز نیازی نداشته باشد، اما برای ما که تازه مسیر را آغاز کرده‌ایم، پس‌انداز تمرینی برای نظم و برنامه‌ریزی است. امیدوارم که همه ما بتوانیم به‌سوی نور حرکت کنیم و از قوه به فعل برسیم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

تایپ، ویراستاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .