در این وادی درباره اضداد و امواج صحبت شده است و از عشق و محبت واقعی گفتهاند. ما انسانها هسته وجودی به نام قلب داریم که هنگام شادی و غم، دست خود را روی آن قرار میدهیم. این حس و نیروی پنهان، عشق نام دارد. ما گمان میکردیم که عشق فقط بین زن و مرد اتفاق میافتد اما اینطور نیست؛ عشق را میتوان با کمی دقت و تأمل، همهجا دید به عنوان مثال، راهنمایان در کنگره۶۰ با عشق و علاقه، زمان خود را صرف همسفران و مسافران میکنند تا ما آموزش ببینیم.
این وادی میگوید من دچار زخم و کینه شدهام؛ زیرا مفهوم واقعی محبت را درک نکردهام. انسانهایی در این بعد هستند که دانش خود را بدون هیچ چشمداشتی در اختیار ما قرار میدهند و این یعنی عشق. آقای مهندس میگویند: «مهم نیست که چه کسی میگوید، مهم این است که چه چیزی میگوید.» اگر دقت کنیم، متوجه میشویم که گاهی کسانی که از ما کوچکتر هستند، حرفهایی میزنند که ما را دگرگون میکند.
ما حق قیاس کردن انسانها را نداریم؛ حتی اگر در جایگاه بالاتری از آنها باشیم؛ زیرا کسی که در مقام بالاتر است، آنقدر خردمند است که دلیلی برای قیاس کردن ندارد. امواج وجود دارند؛ اما با چشم دیده نمیشوند و فقط وجود آنها را حس میکنیم. امواجی را که دریافت میکنیم، با تفکر خود ترکیب کرده و به عمل تبدیل میکنیم و امواج با این ترکیب، قویتر میشوند؛ مانند کنگره که روزبهروز قویتر میشود. ما از وجود خداوند هستیم و خداوند نیز از عشق است.
منبع: وادی چهاردهم (بخش ۲)
نویسنده: همسفر حبیبه رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون دوازدهم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
25