English Version
This Site Is Available In English

وادی پنجم در کنگره ۶۰؛ از تفکر تا عمل، آغاز مسئولیت‌پذیری و پالایش ذهن در مسیر درمان

وادی پنجم در کنگره ۶۰؛ از تفکر تا عمل، آغاز مسئولیت‌پذیری و پالایش ذهن در مسیر درمان

پنجمین جلسه از دوره شصت‌ویکم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی مسافر ولی، نگهبانی پهلوان مسافر حامد و دبیری مسافر صدرالله، با دستور جلسه «وادی پنجم: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید»، روز سه‌شنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ برگزار شد.


خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، ولی هستم، یک مسافر.

در ابتدا خداوند را بابت حال خوش امروز و توفیق حضور در این جایگاه شکر می‌کنم. مدتی بود هر زمان که دوستان از من برای استادی دعوت می‌کردند یا نوبت استادی‌ام فرا می‌رسید، به دلیل درگیری‌های ذهنی و مشکلات پنهانی که داشتم، توان حضور در این جایگاه را نداشتم و حال مساعدی نداشتم. حتی یکی از دوستانم می‌گفت این درگیری‌ها تا هنگام خواب نیز همراه من است. خدا را شاکرم که از آن مرحله عبور کردم و دوباره به آرامش و حال خوش رسیدم و امروز این افتخار نصیبم شد که در خدمت شما عزیزان باشم.

از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان صمیمانه تشکر می‌کنم که چنین بستری را فراهم کردند تا بتوانیم آموزش بگیریم و به آرامش و حال خوش دست پیدا کنیم. همچنین از راهنمایان عزیزم، آقا محسن و آقا حبیب، قدردانی می‌کنم که با راهنمایی‌های دلسوزانه‌شان باعث شدند هم به درمان برسم و هم در مسیر خدمت و آموزش باقی بمانم و زندگی‌ام روزبه‌روز بهتر شود.

تبریک ویژه‌ای نیز خدمت آقای محمد طوفان بابت قرار گرفتن در جایگاه پهلوانی و تأسیس لژیونشان عرض می‌کنم. امیدوارم لژیونی پربار و سرشار از رهایی داشته باشند. همچنین از آقا رضا بابت سال‌ها راهنمایی و زحماتی که برای ما کشیدند تشکر می‌کنم و رهایی آقا مجتبی را نیز به ایشان و راهنمای محترمشان تبریک می‌گویم. آرزو دارم این رهایی با خدمت و ماندگاری در کنگره همراه باشد.

از لژیون مرزبانی و بخش تازه‌واردین نیز سپاسگزارم که مرا شایسته دانستند و فرصت خدمت در جایگاه استادی را در اختیارم قرار دادند. در خصوص دستور جلسه، دوستان مطالب ارزشمند زیادی بیان کردند و شاید بیش از من به این موضوع مسلط باشند، اما من نیز به اندازه برداشت و آموزش‌هایی که گرفته‌ام، مطالبی را عرض می‌کنم.

چهار وادی نخست، وادی‌های تفکر هستند؛ اینکه چگونه بیندیشیم، بدانیم بیهوده آفریده نشده‌ایم، خود را بشناسیم و مسئولیت زندگی‌مان را بپذیریم. در وادی چهارم نیز می‌آموزیم که نباید مسئولیت را به خداوند یا دیگران واگذار کنیم، بلکه خودمان مسئول اعمال و تصمیم‌های خویش هستیم.

وادی پنجم به ما می‌آموزد که صرف تفکر کافی نیست؛ باید آموخته‌ها را به مرحله عمل برسانیم. اگر آموزش‌ها عملی نشوند، ارزشی نخواهند داشت. مانند کسی که برای ساخت یک ساختمان، تمام مجوزها، نقشه‌ها و مقدمات را فراهم کرده است، اما تا زمانی که ساخت‌وساز را آغاز نکند، هرگز به نتیجه نخواهد رسید.

آقای مهندس نیز در سی‌دی «مسئولیت» اشاره می‌کنند که چهار وادی نخست مانند آماده‌سازی یک زمین کشاورزی است؛ زمینی که شخم زده شده، اما هنوز نیاز به پاکسازی دارد. باید سنگ‌های بزرگ، یعنی ضدارزش‌ها و مسئولیت‌گریزی، را از سر راه برداریم تا بتوانیم بذر آموزش را در آن به ثمر برسانیم.

در وادی پنجم می‌آموزیم که انسان در سه جهان زندگی می‌کند: جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهن. مهم‌ترین آن‌ها جهان ذهن است؛ زیرا خداوند اختیار را به انسان عطا کرده است تا بتواند جهان ذهنی خود را بسازد. هر آنچه در ذهن خود پرورش دهیم، به‌تدریج در زندگی ما نمود پیدا خواهد کرد.

اگر می‌خواهیم در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم، باید از ضدارزش‌ها فاصله بگیریم و ذهن خود را پالایش کنیم. همان‌گونه که آب گل‌آلود بدون تصفیه قابل استفاده نیست، ذهن انسان نیز بدون پالایش از افکار و رفتارهای نادرست، به آرامش و تعادل نخواهد رسید.

پس از پالایش ذهن، باید آموزش‌ها را به مرحله اجرا برسانیم. یکی از مهم‌ترین موانع، ضدارزش‌هایی مانند تجسس، غیبت و قضاوت است. این موارد آسیب‌های بزرگی به انسان وارد می‌کنند. به یاد دارم در سفر اول، فردی را قضاوت کردم و تا یک هفته از این موضوع رنج می‌بردم؛ تا اینکه با او تماس گرفتم و از او دلجویی کردم و تازه آرامش پیدا کردم. این تجربه به من نشان داد که قضاوت چه تخریب بزرگی برای انسان به همراه دارد.

پس از آن، به موضوع خودداری می‌رسیم. هرگاه درباره انجام کاری تردید داریم و نمی‌دانیم درست است یا نادرست، بهترین کار این است که از انجام آن خودداری کنیم.

مرحله بعد، قناعت است. قناعت به معنای خسیس بودن نیست، بلکه به معنای درست و به‌جا مصرف کردن است. زمانی خودم در خرید کردن دچار افراط می‌شدم، اما امروز آموخته‌ام که هر چیزی باید به اندازه و در جای مناسب مصرف شود.

پس از آن، پس‌انداز مطرح می‌شود. شاید در گذشته اهمیت چندانی برای آن قائل نبودم، اما امروز می‌دانم که پس‌انداز از ذره‌ذره‌ها شکل می‌گیرد و در روزهای سخت به کمک انسان می‌آید؛ همان‌گونه که یک انبار بزرگ گندم، حاصل جمع شدن دانه‌های کوچک است.

در پایان نیز به سه اصل توکل، تسلیم و رضا می‌رسیم. هر کاری را باید با توکل به خداوند آغاز کنیم، سپس در برابر خواست و حکمت او تسلیم باشیم و در نهایت به رضای الهی راضی شویم و بدانیم هر آنچه خداوند برای ما مقدر کرده است، خیر و صلاح ما در آن است.

از توجه و محبت شما سپاسگزارم.


عکس، ظبط و تایپ:مسافر فریدون (لژیون هفتم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین

مسافرانِ نمایندگیِ پروین اعتصامیِ اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .