۷۵/۱۱/۰۹
«آموزگار»
استاد:
ما همه دوستان حاضر در جلسه خوب هستیم و امیدواریم پس از این گفتگوها، مطالب جای اصلی خودش را که دنبالهدار خواهد بود بیابد تا در نوشتارهایتان به جهت آگاهی همگان، راه خود را در کانال خویش بیابد و بحث جنبه جستجوگری را بیان کند و دریافتهای شما با گفتهها و دانش دیرین و آنچه در آرشیو موجود است، دوباره به چرخش درآید؛ البته همه اینها طبق اجازه صورت میپذیرد.
آنچه برای بازگفتن اجازه صدور آن برای ما داده شود در اختیار شما خواهیم گذاشت، تا در تکوین و کامل نمودن آن همگام باشیم، تا به جهت یادآوری ابتدا به درون خود اشخاص بروید و خواست و تمایلات آنها را بیرون آورید و طبق آنچه درون آنها یا بیرون آنهاست به رفتارها برسید؛ از خویش شروع نمایید که خویش یابی مسئله بسیار عمیق است و در جهت خویشتن و تک تک آنها کمک خواهد نمود.
حتماً هدف را متوجه میشوید، میخواهیم خویش و خویشتن به تطبیق واقعی برسد؛ اوّل هر کار ایراد و اشکالهای درونی و بیرونی را بیابید و حل شود؛ وقتی از درجه صِیقل گذشت، میشود در آن بذری یا خواستههای بسیار، درست و بنیانی کاشت و در پی به وجود آمدن محصول، امید بسیار وسیع خواهید داشت.
به عنوان مثال: شخصی اگر نداند که خودش در چه درجهای از تسویه «تصفیه» قرار دارد، نمیتواند به دیگران کمک کند؛ گفتهها باید عین عمل یکسان باشد، از کوچکترین ذره تا بزرگترین.
اگر یک آموزگار خود نداند که چه موضوعی را تدریس میکند و آگاه به آن نباشد، هرگز نخواهد توانست شاگرد خوبی داشته باشد.
شاگرد:
به عبارتی وقتی گوینده نمیداند چه میگوید، شنونده چه میفهمد؟!

تهیه: مسافر حسین لژیون پنجم.
تنظیم: سایت نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
0