English Version
This Site Is Available In English

من باید بتوانم پس‌انداز کنم تا در زندگی پیشرفت کنم

من باید بتوانم پس‌انداز کنم تا در زندگی پیشرفت کنم

ابتدا خدا را شاکر‌ و سپاسگزارم که اجازه ورود به لژیون سردار را به من داده است تا از حال خوش آن برخوردار باشم. در لژیون سردار وقتی استاد شروع به صحبت کردن می‌کند، گویی در مورد تمام اتفاقاتی که در زندگی ما جاری است صحبت می‌کند. هنگامی که صحبت‌های استاد جلسه را گوش می‌دهم حال عجیبی دارم. بعد از سخنان استاد نوبت به مشارکت اعضای لژیون سردار می‌رسد، همسفر‌ان از حال خوب و بد زندگی خود می‌گویند، بارها برای ما اتفاق افتاده است که در زندگی خود حتی توان خرید یک قرص نان را نداشتیم؛ ولی وقتی علاقه‌مند بودیم در لژیون سردار شرکت کنیم، مبلغ سرداری به طریقی مهیا می‌شد که به خودمان می‌گفتیم: چگونه و چطور به راحتی توانستیم پرداخت کنیم که اینگونه غیرقابل باور است؟
وقتی صحبت از بخشش می‌شود خیلی حس خوبی در وجودم شکل می‌گیرد. در بحث بخشش یاد گرفتم، آن چیزی که برای خودم می‌پسندم برا دیگران هم دوست داشته باشم. فهمیدم که بخشش بسیار مهم‌تر از مال است. با بخشیدن و کمک کردن به دیگران مشکلات زندگی من حل می‌شود، حتی با کمک به قانون یازدهم، می‌توانم یک صندلی به صندلی‌های کنگره اضافه کنم تا یک نفر مثل من بتواند از حال خوش این بستر استفاده کند.

آقای مهندس در لژیون سردار روش پس‌انداز کردن را به من و همه اعضای کنگره۶۰ یاد داده‌اند. قبل از ورود به کنگره و لژیون سردار اصلا نمی‌دانستم پس‌انداز کردن به چه صورت است. آقای مهندس بیان می‌کنند: «شخصی که وضعیت مالی خوبی دارد احتیاج به پس انداز ندارد». من باید پس‌انداز کنم تا بتوانم در زندگی پیشرفت کنم. هنگامی که پس‌انداز کنم و بتوانم پرداختی‌های سردار را بپردازم، آن موقع است که می‌توانم انگشتر دنوری، شال پهلوانی و حتی نشان بی‌نشانی را دریافت کنم. چیزی که می‌تواند من را به حال خوش برساند، خدمت کردن در کنگره است.
هر خدمتی که باشد هیچ تفاوتی ندارد؛ زیرا بعد از هر خدمت ظرفیت من بالا می‌رود و به دانش و آگاهی لازم دست پیدا می‌کنم. فردی که در کنگره خدمت نکند، چه سفر اولی و چه سفر دومی باشد به آن حال خوش نمی‌رسد و نتوانسته خودش را در بوته امتحان قرار بدهد. در لژیون سردار وقتی صحبت از خدمت کردن می‌شود همسفر‌انی که خدمت کرده‌اند یا در حال خدمت هستند با تمام وجود از حال خوشی که به آن‌ها دست می‌دهد صحبت می‌کنند، حتی اگر خدمتشان پذیرایی باشد.

در پایان از خداوند سپاسگزارم که اجازه ورود من را به کنگره صادر کرد تا بتوانم از تاریکی‌هایی که سال‌ها در آن بودم خارج شوم و به روشنایی برسم. امیدوارم هر شخصی نتوانسته راه کنگره را پیدا کند قدم در این راه بگذارد، به حال خوش برسد و زندگی خیلی خوبی را در کنار آموزش‌های کنگره تجربه کند. امیدوارم من هم بتوانم روزی از حال خوش خدمت کردن استفاده کنم و به آرامش برسم.

نویسنده: همسفر عاطفه راهنما همسفر شیرین (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شیرین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .