English Version
This Site Is Available In English

قضاوت باید همراه با تفکر و خودآگاهی باشد

قضاوت باید همراه با تفکر و خودآگاهی باشد

همسفر مرضیه به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند ۱۲ ماه سفر کردند به راهنمایی راهنما مسافر مهدی و راهنمایی همسفر نرگس به روش DST با داروی OT اکنون سه سال و چهار ماه و بیست‌و‌دو روز است با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.

اینک در باب دستور‌جلسه "وادی پنجم و تأثیر آن روی من" مصاحبه‌ای با ایشان ترتیب داده‌ایم که تقدیم نگاه شما مهربانان همیشه همراه می‌نماییم.


ارتباط بین صبر و زمان در پروسه درمان اعتیاد چیست؟ چرا نمی‌توان بدون در نظر گرفتن زمان، به درمان قطعی رسید؟

صبر به مفهوم پشت سرگذاشتن یا طی‌ نمودن زمان همراه با تلاش و کوشش برای رسیدن به هدف خود می‌باشد شاید سخت، تلخ و طاقت فرسا باشد؛ اما در زندگی به صبر نیازمندیم و باید آن را فرا گیریم در هنگام بروز مشکلات زود از کوره در نرویم یا در میان سختی‌ها و خشم‌ها تصمیم به جنگ با دنیا نباشیم، بلکه با نفس خود بجنگیم صبر به معنای سکوت نیست؛ بلکه سخن گفتن در زمان مناسب است اکنون زمان چیست؟ ما برای رسیدن به اهداف خود باید زمان را در نظر داشته باشیم یه عبارتی هر خواسته یا دستوری باید با گذشت زمان اجرا شود همان‌گونه که آقای‌ مهندس فرمودند: ما از طبیعت الگو می‌گیریم چرا‌که در طبیعت هر چیزی نیاز به زمان خاص خود دارد به‌عنوان مثال؛ یک مصرف‌کننده در ابتدای ورود به کنگره یا بعد از گذشت یک ماه به او رهایی داده نمی‌‌شود، زیرا باید زمان لازم که حداقل ده ماه می‌باشد سپری کند تا در طی این مدت جسم از نظر فیزیولوژی ترميم شده باشد با صبر و کاهش پله‌ها بازسازی جسم آغاز می‌شود و در نهایت به حال‌خوش می‌رسیم، بنابراین در هیچ پروسه‌ای قادر به حذف زمان نیستیم.

طبق فرمایش آقای مهندس؛ کسی جز خود ما نمی‌تواند به ما انرژی دهد به نظر شما مثبت‌نگری ما در زندگی چگونه می‌تواند به ما انرژی دهد؟

تمام مسائلی که در زندگی ما پیش می‌آید با تفکر به موضوع آن را جذب کرده و به آن انرژی می‌دهیم در نتیجه برای ما اتفاق می‌افتد دکتر امین در سی‌دی جهان ذهن فرمودند: مثبت‌نگری باعث افزایش انرژی می‌شود؛ زمانی‌که به مسائل مثبت‌ فکر می‌کنیم فرکانس آن را جذب می‌کنیم قبل از ورود به کنگره۶۰ منفی‌نگر بودم زمانی‌که ذهن من تغییر کرد بسیاری از افکار منفی‌ مانند استرس و ترس از من دور شدند و حس و حال من نیز تغییر کرد با شکرگزاری، فکر کردن به داشته‌های خود و نوشتن، هر روز انرژی بیشتر و حس بهتر دریافت کردم و اعتماد به نفس من نیز افزایش یافت اگر من مرضیه زمانی‌که گره‌ای از خود شناختم به سمت ارزش‌ها حرکت کنم، برای خود چایی بریزم، یک کیک کوچک یا حتی یک شربت درست کنم که امروز توانستم گره‌ای را در درون خود بشناسم نیمی از راه را رفته‌ام چرا‌که انرژی لازم را در حل آن مسئله داشته‌ام و بدانیم که اعمال ارزشی به ما انرژی می‌دهد و در مقابل اعمال ضدارزشی انرژی ما را می‌گیرند اگر تمام اعمال کوچک ارزشی که روزانه‌ شروع به انجام دادن آن کرده بودم را عملی کنم و در دفتر برنامه‌ریزی‌ خود تیک بزنم آن انرژی لازم را دریافت می‌کنم.

اگر بخواهید یک گره یا مشکلی که دارید را با استفاده از پله‌های وادی پنجم حل کنید، اولین قدمی که برمی‌دارید چیست؟

وادی پنجم می‌گوید: "تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند." به عبارتی تفکر به تنهایی برای حل مشکلات ما کافی نیست باید حرکت کرده و ساختار تفکرات خویش را از قوه به فعل در آوریم به این‌صورت که تنها در حد صحبت نباشد؛ بلکه با گرفتن هر آموزش آن را به صورت DST در زندگی اجرایی و به آن جامه‌ عمل بپوشانیم. با توجه به دستور‌جلسه  قضاوت و جهالت اگر بیاموزم افراد را قضاوت نکنم، ضد‌ارزش‌ها را درون خود از بین ببرم، تلاش کنم تنها خود را قضاوت کنم و این امر مهم را به صورت عملی در زندگی اجرا کنم و تنها گوینده نباشم این امری بسیار مهم است آقای‌ مهندس می‌فرمایند: عالم بی‌عمل نباش به عبارتی هر آموزش که در کنگره‌۶۰ کسب می‌کنم را در زندگی عملی کرده تا موفق شوم.

چرا گاهی اوقات انجام یک عمل که در ظاهر بسیار محبت‌آمیز و خیرخواهانه است، "عمل به ظاهر نیک" در نهایت به تخریب خود فرد و دیگران منجر می‌شود؟

عمل‌سالم، عملی است که تخریب به همراه ندارد و نتیجه‌ آن باعث فساد نشود؛ اما عمل به ظاهر نیک در انتها باعث به‌وجود آمدن نوعی تخریب می‌شود که به آن عمل به ظاهر نیک می‌گویند؛ زیرا شاید در ابتدا انرژی بگیریم، ولی در انتها انرژی ما را می‌گیرد پیروی از حرمت‌های کنگره۶۰ و خودداری از این قوانین، خود به نوعی عمل‌سالم تلقی می‌شود، چراکه اگر من حرمت‌ها را انجام بدهم، چه در چهارچوب کنگره و چه در زندگی‌ خود آن‌ها را رعایت کنم، مطمئن هستم به نتیجه مطلوب و عمل‌سالم می‌رسم در انتها به خود و دیگران ضربه‌ای نمی‌زنم انتهای عمل به ظاهر نیک، همان حال بد است به‌عنوان مثال: در حرمت‌ها ذکر شده که اگر یکی از افراد لژیون به پول نیاز داشت طبق حرمت‌ها لازم نیست آن عمل را انجام دهید چرا‌که با انجام این کار ابتدا به خود ضربه زده‌اید این همان عمل به ظاهر نیک است ابتدا باید معرفت و دانایی کسب کنیم و به تشخیص ماهیت خواسته‌ها برسیم که نفس ما از انجام این عمل چه خواسته‌ای دارد؟ آیا خواسته‌اش راضی نگه داشتن مردم و تأیید آن‌ها است یا از روی دلسوزی یا خودنمایی یا انجام فرامین الهی است؟ زمانی‌که خواسته سالم شد انجام عمل نیز در راستای فرامین سالم خواهد بود.

چه تفاوتی بین قضاوت کردن، انتقاد سازنده و تشخیص درست وجود دارد؟

خداوند از روز ازل به انسان قدرت اختیار و انتخاب عطا کرده است انسان به‌گونه‌ای آفریده شده که توانایی تشخیص راه درست از نادرست را دارد تفاوت در این است که آیا قضاوت‌هایم را بر پایه دانایی و آگاهی و یا بر اساس جهل و نادانی انجام می‌دهم؟ اگر قضاوت من از روی جهل باشد بدون اين‌که از شرایط و موقعیت فرد آگاهی داشته باشم خیلی سریع در رابطه با او نظر می‌دهم و او را قضاوت می‌کنم؛ اما اگر بخواهم بر پایه دانایی عمل کنم ابتدا در ذهنم جلوی این قضاوت را می‌گیرم و به خود می‌گویم: من نه علم قضاوت دارم و نه مأمور قضاوت دیگران هستم آقای‌ مهندس در سی‌دی "جبر و اختیار" بسیار زیبا بیان می‌کنند که هر بذری امروز بکاریم فردا همان را درو خواهیم کرد اگر امروز کسی را قضاوت کنم ممکن است فردا خود در همان جایگاه قرار بگیرم و مورد قضاوت دیگران واقع شوم خداوند گاهی انسان را در مورد آزمون قرار می‌دهد و شرایطی را مهیا می‌سازد تا ثابت شود آیا واقعاً بهتر از آن شخص عمل می‌کند.

بنابراین قضاوت من باید همراه با تفکر و خودآگاهی باشد بهتر است به جای قضاوت دیگران، ضدارزش‌ها و گره‌های درونی خود را بررسی کنم و برای اصلاح آن‌ها تلاش کنم هرچه بیشتر به درون خود رجوع کنم انرژی بیشتری برای افزایش دانایی و رشد خواهم داشت آقای‌ مهندس می‌فرمایند: ما انسان‌ها "مختارالخطا" هستیم اگر اشتباهی مرتکب شدم به جای ماندن در آن تلاش کنم آن را جبران کنم از آن درس بگیرم و عبور کنم نباید خود را در گذشته و خطاهایم زندانی کنم، بلکه باید با حفظ حس خوب بازپرداخت مناسبی برای اشتباه خود انجام دهم یکی از راه‌هایی که  آموختم این است که هر زمان متوجه شدم کسی را قضاوت کرده‌ام، برای خود یک بازپرداخت در نظر بگیرم؛ مثلاً مبلغی در سبد قانون یازدهم قرار دهم یا خدمتی انجام بدهم تا ذهنم نسبت به قضاوت شرطی شود و به‌تدریج این صفت در من کمرنگ گردد یکی از ارزشمندترین آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ آموخته‌ام این است که در اشتباهات خودم متوقف نشوم آن‌ها را اصلاح کنم و از آن‌ها عبور کنم؛ زیرا اگر در خطاهایم بمانم این ماندن می‌تواند نشانه‌ای از منیت باشد.

کلام پایانی:

ابتدا شاکر و سپاسگزار خداوند بزرگ هستم خدایی که وصل‌ها را انجام می‌دهد مشکل اعتیاد پدرم باعث شد تا با کنگره۶۰ آشنا شوم، خدایی که آقای‌ مهندس را سر راه ما قرار داد که نه تنها مشکل اعتیاد، بلکه شهر وجودی ما شخم زده شود و ضدارزشی‌های ما در طول این مسیر زیبا شناخته و حل شود بهشت زمینی را در کنگره با وجود آقای‌ مهندس، دیده‌بانان، راهنمایان و خدمتگزاران کنگره هر روزه لمس می‌کنیم بابت این عمل عظیم، شکر شکر شکر

طراح سؤال:اعضای گروه مصاحبه
مصاحبه‌کننده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون نهم)
عکس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .