خدمت راهنمای تازه واردین، جایگاهی سرشار از عشق، مسئولیت و حس همراهی است. همسفری که با کولهباری از درد، نگرانی و سؤال وارد کنگره میشود، خود را غریبه میبیند و با چشمانی نگران مسیر مسافرش را دنبال میکند؛ اینکه آیا اینجا همان جایی است که میتواند آرامش را پیدا کند یا باز هم جایی برای ماندن ندارد؟ این جاست که نقش راهنمای تازه واردین پررنگ میشود؛ کسی که با کلامی آرام و قلبی سرشار از امید، به او اطمینان میدهد که اگر به دنبال تغییر و آرامش است، به مکان درستی قدم گذاشته است.
این جایگاه ارزشمند را به راهنمای تازه واردین همسفر اشرف، همسفر ثریا و همسفر نرجس تبریک عرض میکنیم و شما را به شنیدن گفتوگویی صمیمی با این عزیزان دعوت میکنیم.
همسفر اشرف و مسافرشان پیروز با بیش از بیست سال تخریب آنتی ایکس مصرفی حشیش و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت سیزده ماه و بیست و هشت روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر امیرحسین و همسفر فاطمه سفر کردند. در حال حاضر به مدت ده سال و پنج ماه است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر در کنگره بدمینتون و شنا و رشته ورزشی همسفر دارت است. همسفر در جایگاه خدمتی دبیری، سایت و رابط خبری خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستند.
همسفر نرجس و مسافرشان امرالله با بیش از ده سال تخریب آنتی ایکس مصرفی قرص ترامادول وارد کنگره شدند. به مدت یازده ماه و هفده روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر فاطمه سفر کردند. در حال حاضر به مدت دوسال و دوماه است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر تنیس روی میز و رشته ورزشی همسفر در کنگره بدمینتون است. همسفر در جایگاه خدمتی دبیر، نگهبان، نشریات و دو دوره رابط خبری خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستند.
همسفر ثریا و مسافرشان محسن با بیش از ده سال تخریب آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت دوازده ماه و بیستویکروز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر علی و همسفر فاطمه سفر کردند. در حال حاضر به مدت سه سال است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر دارت و رشته ورزشی همسفر تنیس روی میز در کنگره است. همسفر ثریا در جایگاه خدمتی دبیری و ورزشبان خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستند.
.jpg)
زمانی که خبر قبولی و دریافت این جایگاه را به شما دادند، چه احساسی در وجودتان شکل گرفت؟ اولین ندایی که از درون خود شنیدید چه بود؟
همسفر اشرف:
حضور خداوند را بیش از هر زمان دیگری در کنار خود احساس کردم؛ زیرا این فرصت را به من عطا کرد تا در مسیر خدمت به بندگانش قدم بردارم. ندای درونیام به من میگفت: «چه کردهای که به این موهبت بزرگ، یعنی آموزش دیدن در مسیری که همیشه عاشق آن بودهای، دست یافتهای؟» و چه چیزی ارزشمندتر از این که بتوانی نوری از امید را در قلب انسانی ناامید روشن کنی؟
همسفر نرجس:
احساس من ترکیبی از سپاسگزاری و ترس بود. از اینکه انتخاب شدهام سپاسگزارم اما در عین حال سنگینی این امانت را در قلبم حس کردم. ندای درونی من این بود که برو و با عشق خدمت کن، زیرا این فرصت برای رشد و بخشش است. این ندا تمام ترسهایم را با شور و شوق برای شروع این خدمت جایگزین کرد.
همسفر ثریا:
وقتی خبر قبولی را شنیدم، احساس شکرگزاری، خوشحالی و مسئولیت در وجودم شکل گرفت. اولین ندایی که از درونم شنیدم این بود که، این یک فرصت برای خدمت است، نه یک جایگاه برای افتخار؛ پس باید بیشتر یاد بگیرم و امانتدار این اعتماد باشم.
با توجه به مسئولیتی که امروز پذیرفتهاید، کنگره ۶۰ را چگونه برای یک تازهوارد معرفی میکنید؟
همسفر اشرف:
کنگره ۶۰ مکانی امن برای درمان جسم، روان و جهانبینی است؛ جایی که با دریافت آموزشها و تغییر نگرش نسبت به خود و خالق هستی، مسیر رشد و تعالی انسان هموار میشود.
همسفر نرجس:
تلاش میکنم کنگره ۶۰ را ساده، صادقانه و بدون وعدههای غیر واقعی معرفی کنم. کنگره ۶۰ را مکانی معرفی میکنم که در آن افراد با کمک آموزش، تجربه اعضا و اجرای درست مسیر درمان برای رهایی از اعتیاد و رسیدن به تعادل جسم، روان و جهانبینی تلاش میکنند.
همسفر ثریا:
کنگره ۶۰ را محلی برای آموزش، درمان و رشد میدانم؛ جایی که افراد با کمک آموزشها و تجربه راه را پیدا میکنند، امید میگیرند و با خدمت و عمل سالم، زندگی جدیدی را آغاز میکنند.
انگیزه اصلی شما برای پذیرفتن این خدمت چه بود و چه چیزی شما را به این جایگاه رساند؟
همسفر اشرف:
عشق به مخلوقات خداوند و این احساس که هر تازهوارد، آینهای از گذشته خودم است، انگیزه خدمت را در من زنده نگه میدارد. همیشه روزی را به یاد میآورم که با آغوشی گرم در کنگره از من استقبال شد. همین محبت باعث شد احساس مسئولیت کنم که زکات علمی را که آموختهام بپردازم و آغوشم را برای استقبال از تازهواردان باز کنم.
همسفر نرجس:
روزی راهنمای تازه واردین با صبر، احترام و بدون قضاوت؛ مسیر را به من نشان داد. اکنون دوست دارم همان امید و آرامش را به تازهواردی منتقل کنم که شاید امروز در شرایط گذشته من قرار داشته باشد.
آنچه مرا به این جایگاه رساند، حضور در جلسات، قدردانی، احساس مسئولیت و رشد شخصی بود؛ البته این جایگاه را فرصتی برای یادگیری بیشتر میدانم. امیدوارم بتوانم برای تازه واردین، همان چراغ کوچکی باشم که روزی دیگران در ابتدای مسیر برای من روشن کردند.
همسفر ثریا:
انگیزه اصلی من، ادای سهم کوچکی از محبتهایی بود که از کنگره ۶۰ دریافت کردهام. آموزشها و تغییراتی که در زندگیام ایجاد شد، باعث شد با عشق و احساس مسئولیت این خدمت را بپذیرم.
جایگاه راهنمای تازه واردین سرشار از آموزش و تجربه است. چگونه خود را برای مسئولیتها و چالشهای این خدمت آماده کردهاید؟
همسفر اشرف:
عشق به خدمت، محبت به همنوع و احساس مسئولیتپذیری باعث میشود چالشهای این مسیر را شیرین ببینم. همواره به یاد دارم که روزی خودم نیز در جایگاه یک تازهوارد بودم. بنابراین تلاش میکنم در چارچوب حرمتها و قوانین کنگره، مسئولیت خود را به عنوان راهنمای تازهواردان با عشق، صبر و احترام انجام دهم تا هم دیگران بهرهمند شوند و هم بر آگاهی و رشد خودم افزوده شود.
همسفر نرجس:
از نظر رفتاری خودم را برای شنیدن بدون قضاوت آماده کردم. ممکن است تازه وارد عصبانی، خجالت زده، ناامید، بیاعتماد یا حتی ممکن است مقاوم باشد؛ در چنین شرایطی به او فرصت میدهم تا حرفهایش را بیان کند و محیطی امن برای او فراهم کنم.
همسفر ثریا:
برای این مسئولیت تلاش کردهام با حضور منظم، گوش دادن به آموزشها، مطالعه و عمل به آنها خودم را آماده کنم. همچنین سعی کردهام صبر، مسئولیتپذیری و نحوه برخورد با تازهواردین را در خودم تقویت کنم. میدانم این خدمت نیازمند یادگیری مستمر و فروتنی است و خودم را متعهد میدانم که همیشه در مسیر آموزش و خدمت باقی بمانم.
کدام بخش از مسیر سفر شما یا تجربهای که در کنگره داشتید، بیشترین تأثیر را در انتخاب مسیر خدمتگزاری گذاشت؟
همسفر اشرف:
علاقه شخصی من به خدمت، از همان روزهای نخست حضورم در کنگره شکل گرفت. مهمترین عاملی که در انتخاب مسیر خدمتگزاری تأثیر داشت، محبت و استقبال صمیمانه راهنمای تازهواردان، همسفر زینب، بود. ایشان با برخورد گرم خود این احساس را در من ایجاد کردند که وارد مکانی امن شدهام؛ جایی که میتوانم اعتماد کنم و امید را دوباره در دل خود زنده ببینم. از صمیم قلب از ایشان سپاسگزارم. همین حس انساندوستی و عشق به همنوع باعث شد تصمیم بگیرم محبتهایی را که دریافت کردهام، به دیگران منتقل کنم.
همسفر نرجس:
بیشترین تأثیر در من زمانی بود که به صورت واقعی تغییر در نگرش، آرامش و کیفیت زندگیام را احساس کردم. وقتی دیدم با آموزشهای کنگره و راهنما از حال نامتعادل گذشته فاصله گرفتم، در من حس مسئولیت و قدردانی شکل گرفت. همین حس باعث شد به نتیجه برسم که بهترین راه تشکر، وارد شدن به مسیر خدمتگزاری است تا من هم بتوانم سهمی در ادامه این چرخه محبت و آموزش داشته باشم.
همسفر ثریا:
بیشترین تأثیر را آموزشها و تغییراتی که در طول سفر در خودم احساس کردم، روی من گذاشت. وقتی نتیجه آموزشها را در زندگیام دیدم و محبت و خدمت بیمنت اعضای کنگره را تجربه کردم، انگیزه پیدا کردم که من هم سهمی در خدمت داشته باشم و این تجربه ارزشمند را به تازهواردین منتقل کنم.
با توجه به نزدیک بودن آزمون راهنمایی، چه تجربه یا توصیهای برای کسانی که در این مسیر قدم گذاشتهاند دارید؟
همسفر اشرف:
پیشنهاد من این است که فردی که قصد شرکت در آزمون راهنمایی را دارد، ابتدا آموزشهای کنگره را بهخوبی فرا گرفته و آنها را در زندگی خود به کار برده باشد. زمانی که از تغییر نگرش خود نسبت به خویشتن، دیگران و جهان پیرامون اطمینان پیدا کرد، با آمادگی کامل در آزمون شرکت کند تا بتواند این مسئولیت مهم را به بهترین شکل انجام دهد.
همسفر نرجس:
این آزمون را فقط وسیلهای برای گرفتن جایگاه یا شال نبینند، بلکه آن را فرصتی برای یادگیری عمیقتر، خودسازی و آمادگی برای پذیرش مسئولیت بدانند. آزمون راهنمایی را پایان مسیر نبینند، بلکه آن را آغاز مسئولیتی بزرگ بدانند. مهمتر از قبولی تغییری است که در این مسیر در خودمان ایجاد میکنیم، چون یک راهنما اول باید آموزشها را در زندگی خود اجرا کند و سپس آنها را به دیگران انتقال دهد.
همسفر ثریا:
توصیه من این است که با آرامش، نظم و توکل در این مسیر حرکت کنند. هدف فقط قبولی در آزمون نیست، بلکه یادگیری آموزشها و عمل به آنهاست. اگر با استمرار مطالعه کنند و از آموزشهای راهنما و کنگره بهره بگیرند، هم برای آزمون آماده میشوند و هم برای خدمت مسئولانه.
به نظر شما پس از قبولی در آزمون، چه عواملی ممکن است باعث شود یک فرد از ادامه مسیر و دریافت شال فاصله بگیرد و چگونه میتوان بر آن غلبه کرد؟
همسفر اشرف:
دلایل مختلفی ممکن است باعث شود فرد پس از قبولی در آزمون، برای دریافت شال اقدام نکند؛ مانند مشکلات و گرفتاریهای شخصی. اما اگر هدف خدمت در او کمرنگ شده باشد، طبیعی است که انگیزه لازم را نیز نداشته باشد. کسی که عشق واقعی به خدمت، آموزش و راهنمایی داشته باشد، برای دریافت شال لحظهشماری میکند. به نظر من، اگر این اشتیاق وجود نداشته باشد، بهتر است این جایگاه ارزشمند که سرشار از عشق، معنویت و خدمت به خداوند و بندگان اوست، به فردی سپرده شود که با علاقه و آمادگی کامل خواهان خدمت است.
همسفر نرجس:
گاهی فرد با وجود قبولی به دلایلی مانند ترس از مسئولیت، تردید نسبت به تواناییهای خود، مشغلههای زندگی، مقایسه کردن خود با دیگران یا ترس از قضاوت دیگران مانع حرکت خود میشود. لازم نیست فرد از همان ابتدا کامل و بدون نقص باشد، کافی است مسئولیت پذیر، آموزش پذیر و آماده اصلاح خود باشد. باید بدانیم شال نتیجه قبولی نیست، بلکه حاصل استمرار، عمل سالم و آمادگی برای خدمت است.
همسفر ثریا:
به نظر من مهمترین عواملی که ممکن است باعث فاصله گرفتن از این مسیر شود، کمرنگ شدن هدف، غرور، ناامیدی یا درگیر شدن با مسائل شخصی است. برای غلبه بر این چالشها باید ارتباط خود را با آموزشها، لژیون و راهنما حفظ کنیم، حضور منظم داشته باشیم و همیشه به یاد داشته باشیم که خدمت یک فرصت برای رشد و یادگیری است، نه صرفاً یک جایگاه.
چه اندیشه و فلسفهای پشت جایگاه راهنمای تازهواردین وجود دارد و چرا تازهوارد مستقیماً به راهنمای مورد نظر خود معرفی نمیشود؟
همسفر اشرف:
تازهوارد در ابتدای ورود به کنگره هنوز نسبت به مسیر درمان و نتیجه آن اطمینان کافی ندارد و از نظر روحی نیز آمادگی لازم برای ورود به لژیون و دریافت آموزشها را پیدا نکرده است. در این مرحله، راهنمای تازهواردان با ایجاد حس اعتماد، امید و اطمینان، او را با حرمتها، قوانین و فضای کنگره آشنا میکند تا با آرامش و انگیزه بیشتری وارد مسیر آموزش و درمان شود.
همسفر نرجس:
راهنما برای تازهوارد نقش یک تکیهگاه را دارد که در بحرانها کنار او است تا از برگشت به رفتارهای مخرب جلوگیری کند. بسیاری از تازهواردین در شروع مسیر به دنبال یک قهرمان میگردند، اگر اجازه داده شود تازهوارد مستقیماً سراغ کسی برود، ممکن است بر اساس ظاهر، جذابیت کلامی یا سطح موفقیت ظاهری فرد او را انتخاب کند. این انتخاب اغلب بر پایه نیازهای واقعی نیست، بلکه بر پایه جذابیتهای کاذب است و در نهایت به رفتار ناسالم و وابستگیهای شدید منجر میشود.
همسفر ثریا:
به نظر من، فلسفه جایگاه راهنمای تازهواردین این است که تازهوارد در فضایی آرام، بیطرف و همراه با احترام، ابتدا با قوانین، حرمتها و ساختار کنگره ۶۰ آشنا شود و سپس با شناخت و آگاهی، راهنمای خود را انتخاب کند. هدف این است که انتخاب او آگاهانه، بدون اجبار و بر اساس شناخت، احساس و نیاز خودش باشد.
راهنمای تازهواردین چگونه میتواند با رفتار، کلام و حس خود، فضایی امن و امیدبخش برای تازهوارد ایجاد کند؟
همسفر اشرف:
راهنمای تازهواردان میتواند با برخوردی محبتآمیز، صمیمانه و در عین حال متعادل، حس اعتماد و امنیت را در تازهوارد ایجاد کند. همچنین با حوصله به صحبتهای او گوش دهد و از نظر رفتار، گفتار و رعایت حرمتها، الگوی مناسبی برای او باشد.
همسفر نرجس:
شنیدن بدون قضاوت، رفتار محترمانه، کلام ساده و صادقانه و حس محبت میتواند فضای امنی را ایجاد کند. او نباید وعده قطعی بدهد یا تازه وارد را تحت فشار قرار دهد، بلکه باید مسیر را روشن کند و حق انتخاب را به خود فرد بسپارد. امید قطعی، زمانی شکل میگیرد که تازهوارد در رفتار راهنما آرامش، صداقت و نتیجه عمل به آموزشها را مشاهده کند.
همسفر ثریا:
به نظر من، راهنمای تازهواردین با برخوردی محترمانه، گوش دادن با حوصله، پرهیز از قضاوت و انتقال حس محبت و آرامش میتواند فضایی امن برای تازهوارد ایجاد کند. وقتی با صداقت، امید و احترام با او صحبت کند، تازهوارد احساس اعتماد میکند و با انگیزه بیشتری مسیر آموزش و درمان را ادامه میدهد.
بزرگترین و شیرینترین هدیهای که کنگره ۶۰ تا امروز به شما داده است چه بوده و چه اثری در زندگی شما گذاشته است؟
همسفر اشرف:
بهترین هدیهای که تاکنون از کنگره ۶۰ دریافت کردهام، شناخت عمیقتر از خودم، تغییر نگرشم نسبت به اطرافیان و نزدیکتر شدن به خالق هستی است. ثمره این تغییرات، افزایش اعتمادبهنفس، آرامش درونی و نگاهی امیدوارانهتر به زندگی بوده است.
همسفر نرجس:
بزرگترین و شیرینترین هدیهای که کنگره ۶۰ به من داده است آرامش، امید و بازگشت به زندگی بوده است. در این مسیر آموختم، مسئولیت زندگیام را بپذیرم، در مشکلات صبورتر باشم و به جای واکنشهای عجولانه با تفکر و آموزش تصمیم بگیرم. چه هدیهای بهتر از بهبود روابط خانوادگی، نگاه بهتر به خودم و دیگران و توانایی احساس لذت بردن از لحظههای ساده زندگی است. برای من هدیه واقعی کنگره، پیدا کردن دوباره خودم و آموختن راه درست زندگی کردن است.
همسفر ثریا:
بزرگترین هدیهای که کنگره ۶۰ به من داده، آرامش، امید و تغییر نگرش من به زندگی بوده است. آموزشهای کنگره به من یاد دادند که مسائل را آگاهانهتر ببینم، صبورتر باشم و برای رشد خودم تلاش کنم. همین تغییرات باعث شد، کیفیت زندگیام بهتر شود و انگیزه پیدا کنم که این حال خوب را از طریق خدمت به دیگران هم منتقل کنم.
در پایان، از همراهی صمیمانه و ارزشمند، همسفر اشرف، همسفر نرجس، همسفر ثریا که با صداقت و حوصله تجربههای ارزشمند خود را با ما به اشتراک گذاشتند، صمیمانه سپاسگزاریم.
بیتردید، کنگره ۶۰ برای بسیاری، تنها یک مسیر درمان نیست؛ بلکه مدرسهای برای شناخت، تغییر و ساختن دوباره زندگی است. آرامش، امید، مسئولیتپذیری و خدمت، از ارزشمندترین دستاوردهایی هستند که در این مسیر به دست میآیند و زندگی انسان را دگرگون میکنند.
برای این سه همسفر گرانقدر آرزو میکنیم همواره در پناه لطف خداوند، در مسیر عشق، دانایی و خدمت استوار باشند و نور آموزشها و محبتشان، چراغ راه همسفرانی باشد که مشتاق رهایی و رسیدن به آرامش هستند.
از اینکه تا پایان این گفتوگو با ما همراه بودید، صمیمانه سپاسگزاریم. به امید روزی که شاهد رهایی و شکوفایی هرچه بیشتر همه رهجویان و همسفران عزیز باشیم. خدا قوت و پاینده باشید.
مسئول مصاحبه: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
عکاس و ویراستاری: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
79