جلسه چهاردهم از دوره هشتادوهفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آکادمی به استادی راهنما همسفر زری، نگهبان همسفر زهره و دبیر همسفر الهه با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر قدرت مطلق، حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار خرسندم که امروز پس از حدود هفت ماه در ساختمان سیمرغ و در نمایندگی آکادمی در خدمت شما عزیزان هستم. از گروه مرزبانی، ایجنت شعبه همسفر گلناز و نگهبان جلسه همسفر زهره بسیار سپاسگزارم که این فرصت را فراهم نمودند تا در کنار شما حضور داشته باشم. امروز شادمانی ویژهای را احساس میکنم و امیدوارم بتوانم به نحو احسن از همه شما آموزش بگیرم. پیش از آغاز سخنانم، شایسته است یاد و خاطره عزیزانی را گرامی بدارم که هفده تا هجده سال در کنارشان آموختم و رشد کردم؛ از جمله مسافر سیروس، همسفر عزت و همسفر ناهید. امیدوارم در هر بعدی از حیات که هستند، همچنان خدمتگزار باقی بمانند.
نمیتوان خدمات ارزنده این عزیزان را در کنگره۶۰ نادیده گرفت؛ حضور تاثیرگذار همسفر ناهید در گروه همسفران (بهویژه در استان البرز و شهرستان کرج)، حضور همسفر عزت در برنامههای تلویزیونی که سبب هدایت جمعی از همسفران به سمت کنگره شد و همچنین خدمات مسافر سیروس. پیش از حضورم در این جلسه، زمانی که همسفر زهره فرمودند: «جلسه چهاردهم استادی جلسه بر عهده من قرار دارد»، متوجه بیماری ایشان شدم و مدام تصور میکردم اگر از پلهها پایین بیایم و مسافر سیروس حضور نداشته باشند، چه حس و حالی خواهم داشت.
امروز که وارد شدم و جای خالی ایشان را در بخش نشریات دیدم، واقعاً اندوهگین شدم. امیدوارم روانشان شاد باشد و بتوانند به افرادی که در بعد بعدی به ایشان نیاز دارند نیز خدمت کنند.
دستور جلسه امروز وادی پنجم است: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید». ما چهار وادی اول را پشت سر گذاشتهایم که در کنگره۶۰ به عنوان «وادیهای تفکر» شناخته میشوند. به باور من، تفکر بهار جان و بهار ذهن است؛ اما این تفکر زمانی به نتیجه و ثمر میرسد که آموختهها و افکار ما به مرحله ظهور و عملیاتی شدن برسند و اجرا شوند.
وادی پنجم پس از چهار وادی تفکر به «وادی حرکت» معروف است. در این وادی بیان میشود که اگر قرار است به نقطه و مقصدی برسیم، یا اگر من به عنوان یک انسان، مادر، فرزند یا خواهر میخواهم نقشم را به درستی ایفا کنم و به اهدافم دست یابم، نیازمند پایهای از تفکر هستم. برای مثال، اگر قرار است مادر باشم، در ابتدای زندگی مشترک و تشکیل خانواده، شاید تفکر عمیقی وجود نداشته باشد و بیشتر حس و حال اولیه و شور و شوق حاکم باشد؛ اما مسئله اصلی این است که آیا هدف صرفاً ازدواج و تولد فرزند است، یا اینکه قرار است مادری باشم که فرزندی مفید برای خود، جامعه و نیازمندان پرورش دهد؟
مفهوم ضربالمثل «با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود» دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد. اینکه صرفاً بگوییم «من خوب هستم» یا «این کار درست است»، باعث انجام آن عمل نمیشود.
در این میان، یاد و خاطره مرحوم مسافر کوروش را گرامی میدارم که مسافر من در لژیون ایشان رهجو بودند. ایشان همواره به رهجوهای خود میگفتند: «اگر کاری را در ابتدا نمیتوانید به طور کامل انجام دهید، حداقل نقش آن را ایفا و آن را بارها تکرار کنید». تکرار یک عمل در فواصل زمانی مختلف باعث میشود که آن رفتار به تدریج در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت و نهادینه شود.
از منظر علمی نیز سلولهایی در مغز به نام «نورونهای آینهای» وجود دارند که در این فرایند نقش دارند. به عنوان مثال در ابتدای یادگیری رانندگی و پس از اخذ گواهینامه، استرس زیادی داریم. مدام به دندهها نگاه میکنیم تا ببینیم در وضعیت درست قرار دارد یا خیر، و نمیتوانیم به طور همزمان دنده را تعویض کرده و به آینهها نیز نگاه کنیم؛ اما پس از مدتی تمرین و تکرار، بدون نیاز به نگاه کردن و تنها با شنیدن صدای موتور، زمان دقیق تعویض دندهها را متوجه میشویم و خودرو را هدایت میکنیم. در رانندگی، عدم هدایت درست ماشین میتواند آسیبهای جدی به خودرو یا خود ما وارد کند.
در مسیر زندگی نیز وضعیت به همین صورت است؛ اگر درست تفکر، رفتار و حرکت نکنیم، در درجه نخست به خودمان آسیب میزنیم. همانطور که در وادی اول اشاره شده است، اگر در مسیر الهی و صراط مستقیم حرکت کنید، خداوند شما را یاری خواهد داد؛ اما اگر در مسیر ضد ارزشها گام بردارید، نیروهایی وجود دارند که شما را در همان مسیر ضد ارزشی پیش میبرند. درنهایت، این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم در کجای مسیر باشیم و چه حرکتی انجام دهیم. مفاهیمی چون «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» که در این وادی به آنها اشاره شده، نباید تنها در حد سخن باقی بمانند، بلکه باید به عمل تبدیل شوند.
تجربه شخصی من نشان داده است که اگر در این مسیر بخواهم غیرمنطقی و برخلاف فرمان الهی حرکت کنم، هستی من را از این گردونه بیرون خواهد انداخت. امیدوارم این اتفاق برای هیچیک از ما رخ ندهد، چرا که همه ما با امید پا به این مسیر گذاشتهایم و در حال آموزش و خدمت هستیم.
در پایان، امیدوارم همه ما بتوانیم پلههای هفتگانه وادی پنجم (از بازگشت از ضد ارزشها تا توکل، رضا و تسلیم) را سرلوحه مسیر خود قرار دهیم و در وهله نخست برای خود، سپس برای خانواده، کنگره۶۰، جامعه و کشور عزیزمان ایران، انسانهای مفید و شایستهای باشیم.
تقدیر از مسئول برگزاری امتحانات، راهنما همسفر نازنین و معرفی مسئول جدید، راهنما همسفر فاطمه


برگزاری مراسم انتخابات نگهبانی


رهایی ۴۰ سیدی همسفر لیلا و همسفر سمیه رهجویان راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)

مرحله ۳۰ سیدی همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم)، همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)،
همسفر فروزان رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پانزدهم) و همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون یازدهم)

دریافت نشان پیمان وادی هشتم همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پانزدهم)


مرزبانان کشیک: همسفر آیدا و مسافر محمدحسین
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
تایپیست: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر سولماز (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر آیدا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
331