English Version
This Site Is Available In English

وادی‌ها مانند یک فنداسیون می‌مانند

وادی‌ها مانند یک فنداسیون می‌مانند

جلسه سوم از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دماوند به استادی راهنماهمسفرلیلا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر ساحره با دستور جلسه 《وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید) و تاثیر آن روی من 》روز سه‌شنبه ۳۰تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه وادی پنجم:

کلاً وادی‌ها مانند یک فنداسیون می‌مانند؛ برای این‌که آن جهان‌بینی که لازم است را بتوانیم روی آن‌ها سوار کنیم. ممکن است یک طبقه باشد یا یک برج باشد؛ ولی این فنداسیون لازم است وگرنه سقوط می‌کند. ما در کنگره می‌گوییم انسان از نظر موجودیت مانند یک زمین است. در کنگره آن خواسته‌ها و اهداف‌مان بذری است که در زمین کاشته‌ایم. زمین باید دارای ویژگی‌هایی باشد؛ برای این‌که بذرهای آن به بار بنشیند، یکی از آن‌ها این است که تخته‌سنگ نداشته باشد. وادی اول تا چهارم مثل تخته‌سنگ‌هایی است که در زمین وجودی ما است و ما برای این‌که حرکت‌مان را شروع کنیم باید آن سنگ‌ها را برداریم برای مثال؛ سنگ تفکر نکردن، سنگ ناامیدی، سنگی که بخواهیم مسئولیت خودمان را به عهده دیگران بگذاریم و از دیگران توقع داشته باشیم. سنگ یعنی تخته‌سنگ بزرگ؛ این‌که مسئولیت خودمان را به عهده خداوند بگذاریم. حال این سنگ‌ها را برداشتیم نمی‌خواهیم به اهداف‌مان برسیم. خداوند یک بستری را برای انسان قرار داده است که بتواند اختیارش را به بهترین شکل به دست بگیرد یعنی؛ انتخاب‌هایی را که برای رسیدن به هدفش دارد به تصویر بکشد در این بستر و در این جهان ذهن، بتواند بهترینش را انتخاب کند. به عنوان مثال: همه ما دوست داریم درآمد داشته باشیم و چند انتخاب داریم، یکی این‌که یک فن را یاد بگیرم و برویم کار کنیم و درآمد داشته باشیم، می‌توانیم تحصیل کنیم طبق آن مدرکی که می‌گیریم سرکار برویم و درآمد داشته باشیم، می‌توانیم برویم بدون هیچ تخصصی جایی کار کنیم و به درآمدی برسیم، می‌توانیم آنلاین کار کنیم که الان هم زیاد شده است، با توجه به شرایط، احساس و زمانی‌که داریم، می‌توانیم یکی از این‌ها را انتخاب کنیم و در دنیای بیرون حرکت کنیم تا به آن برسیم؛ ولی برای این‌که بتوانیم حرکت کنیم و این‌ها را به تصویر بکشیم و کدام را انتخاب کنیم، یک پیش‌نیاز دیگر هم دارد، آن هم این است که ذهن‌مان آرام باشد؛ اگر ذهن پر از نگرانی، ترس، اضطراب، حقارت، دروغ، کینه، نفرت باشد و مانند دریای طوفانی باشد، من چطور می‌توانم اهداف را به تصویر بکشم و انتخاب کنم؟ باید چکار کرد؟ باید ذهن را آرام کرد که بتوانیم ساختارهای فکری‌مان را تبدیل به ساختارهای اجرایی کنیم.

 

همه ما که الان اینجا هستیم فکر‌ کنیم و برویم به دنیای درون‌مان، هر کدام از ما داریم به یک چیز فکر‌ می‌کنیم. یعنی؛ ذهن‌مان یک چیزی را جذب می‌کند، دو نفر هیچ کدام شبیه هم نیستند. آن جذبی که در ذهن‌مان است، آن‌ چیزی که در دنیای ذهن‌مان می‌گذرد، چرا این‌طور است؟ چرا دو نفر شبیه به هم نیستند و با هم متفاوت‌ هستند؟ چه چیزی در ذهن من است که مشخص می‌کند من به چه چیزی فکر کنم یا چه کسی در فکر‌ من است؟ این‌جا استاد امین یک مدل قشنگی ارائه می‌دهند، یک نفس داریم که می‌گوییم آنچه تعیین موجودیت می‌کند و خواسته دارد. خواسته‌های معقول یا نامعقول، نفس ما که مدل شهر یا کشور وجودی است. این اولین مدل کنگره۶۰ است. دومین مدل‌مان، مدل قلعه عقل است که عقل را به یک حاکم تشبیه کردند که در قلعه‌ای زندگی می‌کند و فرامینی را صادر می‌کند؛ برای جهان نفس چه مدلی را دادند؟ مدل مجلس. من خیلی این مدل را دوست داشتم، اولین باری که این مدل را شنیدم جذبش شدم و به دلم نشست. در شهر یا کشور ساکنینی زندگی می‌کنند که اقشار مختلفی هستند، به طور کلی می‌توانند آدم‌های خوبی باشند یا آدم‌های بزهکار. مجلس هر کشوری را چه کسانی تشکیل می‌دهند؟ نمایندگانی از اعضای همان کشور که باز هم به طور کلی یا صلاحیت دارند یا صلاحیت ندارند، طبق این‌که صلاحیت دارند یا ندارند وارد مجلس می‌شوند. حالا یا با زدوبند یا هر چیزی و بودجه آن کشور را که بودجه مردم است تقسیم می‌کنند که صرف چه چیزی بشود، می‌توانند بگویند صرف آبادانی، صرف سازندگی، تسلیحات و صرف جنگ شود این را نماینده‌ها هستند که تعیین می‌کنند. حالا در جهان ذهن من نمایندگانی از نفس من حضور دارند، آن‌ها هستند که تصمیم‌گیری می‌کنند که من الان به چه چیز فکر کنم، بازه افکار من گرد چه چیزی بچرخد و چه چیزی را جذب کنم؛ اگر به طور کلی از گروه تاریکی‌ها باشند ذهن من حول آن می‌چرخد، اگر از گروه روشنایی‌ها باشد، ذهن من گرد آن می‌چرخد و بستگی دارد در چه گروه نفسانی باشم؛ اماره، لوامه و مطمئنه. نمایندگان نفس من، نمایندگان مجلس نفس من آن‌جا تصمیم‌گیری می‌کنند و انرژی من را صرف می‌کنند. حالا می‌گویند ذهن را باید آرام کرد.

 

چکار باید کرد؟ عده‌ای می‌گویند مدیتیشن، یوگا انجام دهید، یک‌سری وِردها را می‌گویید، دعا بخوانید، مانترا بگید، چله بگیرید و ... که ذهن آرام شود. نمی‌گویم این‌ها تأثیر‌گذار نیست، اگر درست انجام شود و زمان لازم به آن‌ها داده شود شاید اثرگذار باشد؛ ولی موقتی است، مانند زخمی است که در آن تیغ باشد. ما یک چسب می‌زنیم روی آن و تا زمانی‌که آن تیغ درنیاید، آن زخم خوب نمی‌شود مثل فنری است که جمعش می‌کنیم، جلویش را می‌گیریم، هر وقت اوضاع به هم ریخته شود دچار مشکل شویم، آن ذهن آرام دوباره طوفانی می‌شود. چکار باید کرد؟ اگر بخواهیم حرکت اشتباه برای آرامش ذهن انجام دهیم چله گرفتن و مدیتیشن و …مثل این است که بگوییم، این شعر هم خیلی قشنگ است.

خانه از پای بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوان است.

چکار باید کرد؟ باید ماهیت ساکنین شهر وجودی خودم را تغییر دهم. فرضاً روی آن نماینده‌های مجلسم را سرپوش بگذارم. این نماینده عوض شود، یک نماینده دیگر بالا می‌رود و هیچ فرقی نمی‌کند، همان‌ها دوباره برای من تصمیم می‌گیرند؛ باید نماینده‌های ساکنین شهر وجودی خودم را تغییر دهم تا ذهنم به آرامش برسد. چطور تغییر دهم؟ آقای مهندس در این وادی پله‌هایی را مشخص کردند که ۷پله است. اولی؛ دوری از ضد‌ارزش‌ها و پرداختن به ارزش‌ها است. دوری از ضد ارزش‌ها به این معنی است که جدا از این‌که چه دینی داشته باشید، کجای دنیا زندگی کنید، چه ملیتی داشته باشید، برای هر کجا که باشید، ضدارزش‌ها و ارزش‌ها برای همه یکسان است که می‌شود: دروغ نگویید، تهمت نزنید، رشوه نگیرید ، مردم آزاری نکنید، غیبت نکنید و… دوم؛ خودداری است. خودداری یعنی چیزی را که نمی‌دانم نتیجه‌اش چیست انجام ندهم، بهتر است که انجام ندهم. این را هم خودداری می‌گویند.

 

 اگر ما بتوانیم این وادی‌ها را کار کنیم و کاربردی کنیم، پله‌ها را انجام دهیم، مراحلی که آقای مهندس می‌گویند را انجام دهیم و آن پی جهان‌بینی خودمان را ایجاد کنیم، می‌توانیم به جای یک طبقه، دو طبقه، سه طبقه، یک برج بلند برای خودمان بسازیم که با هر مشکلی کج نشود. ما یک سی‌دی هم داریم به نام سی‌دی کج یعنی؛ در حقیقت در صراط مستقیم باشیم. آن‌موقع است که می‌توانیم به بهترین شکل به زندگی و حیات‌مان ادامه دهیم و می‌توانیم هر فکری داریم در دنیای بیرون داریم اجرایی کنیم و می‌توانیم نفس خودمان را به نفس مطمئنه برسانیم. می‌توانیم مقام انسانی خودمان را، چیزی را که در جایی جا گذاشته‌ایم دوباره به دست آوریم. یک چیز دیگر که کمک می‌کند به نظر من بخشش است که در کنگره خیلی تأکید می‌شود. بخشیدن از گوهر جان، بخشیدن از زمان، بخشش از شرایطی که برایت فراهم است و می‌توانی آسایش داشته باشی و از آنها می‌گذری برای کمک به خلق، برای خدمت بدون اجرت، این‌ها خیلی کمک می‌کند برای این‌که بتوانیم سریع‌تر به اهداف‌مان برسیم؛ چون گشایش اتفاق می‌افتد و درهایی به رو‌ی‌مان باز می‌شود که قبل از این برای ما قابل دیدن نبود.

تقدیر و خداقوت خدمت مسئول امتحانات دوره قبل راهنما همسفر اعظم و تبریک و معارفه مسئول امتحانات دوره جدید راهنما همسفر لیلا 

تقدیر نگهبان دوره جدید همسفر فاطمه از نگهبان دوره قبل همسفر زهرا 

نفرات برتر آزمون فاینال 

مرزبانان کشیک: همسفر زهره، مسافر محمد
عکاس: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر ندا ( لژیون سوم)
تایپ: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی دماوند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .