جلسه سوم از دوره بیست و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ به نمایندگی پاکدشت به استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) و تاثیر آن روی من» روز سه شنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
اول خدا را شکر میکنم که به من اجازه داد جایگاه استادی را تجربه کنم از راهنمای خودم همسفر پریسا و گروه ایجنت و مرزبانی و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ تشکر میکنم. دستور جلسه این هفته وادی پنجم که میگوید: تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. هر چیزی برای به وجود آمدن به یک فکر احتیاج دارد هر چیزی که انسان اختراع کرده پشت آن تفکری بوده و همینطور که در کتب آسمانی به آن اشاره شده، خداوند برای خلق این جهان اول فکر کرده و کاری بدون حساب و کتاب انجام نداده است؛ درواقع این نظم در هستی نشان دهنده تدبیر قدرت مطلق است. از نکات ارزشمندی که آقای مهندس در صحبتهایشان فرمودند: پندار نیک، گفتار نیک و رفتار نیک است.
درواقع هر فکری که در ذهن انسان شکل میگیرد و میخواهد به زبان بیاید و به مرحله گفتار برسد؛ باید فکر درستی باشد و باید به خیر ختم شود. ما خیلی وقتها این سه مرحله را رعایت نمیکنیم، بدون فکر گفتارمان را به زبان میآوریم و باعث میشویم فردی را ناراحت کنیم؛ گاهی درباره گفتارمان فکر میکنیم ولی به عمل درنمیآوریم؛ وقتی در جایگاه استادی قرار میگیریم و میخواهیم به کسی آموزش بدهیم و یا نصیحت کنیم، باید موضوعی که آموزش میدهیم خودمان تجربه و عمل کرده باشیم؛چون حرف بدون عمل شعار است، مثل عالم بیعمل است. وادی پنجم که (تفکر قدرت مطلق حل نیست) یعنی تفکر به تنهایی خدای حل مشکلات ما نیست و قدرتی ندارد و دردی از ما دوا نمیکند.
تفکر زمانی قدرت پیدا میکند که آن حرف را به مرحله عمل برسانیم و برای عملی کردن مجبور به حرکت بشویم و در مسیر حرکت بدانیم که راههای زیادی وجود دارد و اینکه سختی در مسیر است و در مسیر رفتن مشکلات زیادی وجود دارد و در این مسیر ترس و ناامیدی است که باعث میشود، انسان باورش را نسبت به خودش از دست بدهد و متوقف بشود و دیگر راحتطلبی که انسان نمیخواهد از آن فاصله بگیرد، باعث توقف میشود. بدانیم اگر میخواهیم به خواستهای برسیم تنها مسیر رفتن و رسیدن تلاش کردن مداوم و متوقف نشدن است.
تاثیر وادی پنجم روی من و چیزی که یاد گرفتهام این است که وقتی من به کنگره آمدم چند جلسه اول راهنما در مورد مطالب و جزوههایی که باید تهیه کنیم صحبت کردند یکی از این جزوهها راهنما و راهنمایی بود و من فکر میکردم این جزوه برای کسانی است که میخواهند راهنما بشوند و من در آن واحد گفتم، من این جزوه را لازم ندارم و راهنما برای من توضیح دادند که این جزوه برای چیست. میخواهم بگویم؛ حتی فکر در ذهن من شکل نگرفت و سخت بود باورش که بخواهم به آن فکر کنم چه برسد که بخواهم شروع کنم اولین مشکل در شروع یک مسیر این است که ترس به سراغت میآید که نخواهی شروع کنی و راحتطلبی مانع از ادامه حرکت میشود.
ولی بعد از مدتی که آمدم، این رفت و آمدها برای من سخت بود و طول کشید تا توانستم این فرمانبرداری را یاد بگیرم و در اینجا با دیدن آدمهایی که موقعی به عنوان هنجارشکن بودند و امروز به انسانهای نمونه تبدیل شدهاند که الگوی دیگران هستند، دیدن این تغییرات و تبدیلات باعث شد که تفکر راهنما شدن در من شکل بگیرد و بدانم که اگر خواستهای دارم باید به آن فرایند زمان بدهم و اجازه بدهم که مسیر و زمانش را طی کند و یک شبه نمیتوانم به آن خواسته برسم؛ مثل نطفهای که باید ۹ ماه زمان را طی بکند و بدون گذراندن این فرایند زمان هیچوقت این اتفاق نمیافتد و من باید از این سختی مسیر نترسم و اگر تفکر و هدف من درست باشد؛ قطعاً خداوند مرا یاری خواهد کرد.
رهایی ۴٠ سیدی همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر بهاره(لژیون چهارم)

انتخابات مرزبانی دوره هفتم همسفران





مرزبانان کشیک: همسفر فریبا و مسافر رسول
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی پاکدشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
134