یازدهمین جلسه از دوره هجدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دکتر احمد با استادی:مسافر فربد، نگهبانی مسافر محمود،دبیری مسافر بهنام بادستورجلسه(وادی پنجم، وتأثیرآن روی من) روزيکشنبه۱۴۰۵/۴/۳۰ ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فربد هستم یک مسافر،قبل ازهرچیز تشکرمیکنم ازآقای مهندس وخانواده محترمشان بابت بستری که بوجودآوردن تامن بتوانم درمان شوم. تشکر میکنم از آقای عباس راهنمای لژیون سوم که این فرصت رادراختیار من قراردادتابتوانم دراین جایگاه خدمت کنم. تبریک میگم بازنشر مقاله تحقیقاتی کنگره 60رو که درباره درمان بیماری MSباداروی OTهست که یک دستاورد مهم میباشد،درکتابخوانه دانشگاه هاروارد بازنشرشده.
اما در مورد دستور جلسه امروز وادی پنجم و تاثیر آن روی من(در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توائم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینمایی).
یک مطلب را همین جا بگم این ۱۴ تا وادی پیوسته و متصل به هم هستند هر کدومشون پیش نیاز قبلیه همینجوری فلش بک بزن از وادی چهاردهم به وادی سیزدهم تا برسی به وادی اول،ازوادی اول تا الان که رسیدیم به وادی پنجم.من خودم رامیگم اگرتو کوله بارم مسئولیت نباشه وادی چهارم نباشه وادی پنجم را نمیتونم کار کنم !یا نمیتوانم عملیاتیش کنم اما قسمت دومش که میگه تاثیر آن روی من؟ همین جا است من باید این را رویه خودم کار کنم؛ این وادیها همشون تیتر دارن یه رشتهای دست من میده آقای مهندس هم بارها فرمودن: انسانها یک ذهن شلوغی دارند حال و حوصله مطالعه کتاب های قطور را ندارند پس ازهمان تیتر وادی باکمی تعمق میشه به عمق مسأله در حد توان خودت پی ببری.
میگه در جهان ما جهانی که توش زندگی میکنیم،تفکر همه ما تفکر میکنیم الان بگم شیر همه شیر درنده به ذهنشون میاد؛ تفکرقدرت مطلق حل نیست این حل چیه؟چیو میخواد حل کنه؟یک مثال میزنم من تفکر میکنم آب بخورم جمیع جهاتش رو در نظر بگیریم آیا اصلاً آبی وجود داره که من بخوام برم بخورم؟آیا اون آب خنکه؟گرمه؟ گواراهست آیا پالایش شده؟وکلی مسائل دیگه پس تفکر قدرت مطلق حل نیست اینکه درجهان ذهنی خودم به آب فکر کنم که آب گوارا میخوام اگر ازکوزه باشه خوبه یا اینکه از چشمه زلالی باشه عالیه حل نمیشه تشنگیم رفع نمیشه فقط تو ذهنم میچرخه اماوقتی بلند شدم قدم برداشتم لیوان تهیه کردم ازچه راهی میخوام به آب برسم؟باصبر،غیبت،کار های ضدارزشی،دروغ،قناعت کنم یا پس انداز کنم؟؟حالا مسیرو طی کردم وبه چشمه آب رسیدم ونوشیدم اینجامرحله ای است که رسیدم به همین تیتر وادی پنجم.
حالا وقتی که تیترو شکافتم ووارد متن وادی میشم درمی یابم که ذهن انسان من بهش نمیگم بیمارامادوست داره شب که میخوابه صبح سر راهش یک چمدان پول پیدا کنه!یه گنجی پیدا کنه!اماغافله ازاینکه ذهن فریب میده درنوشتاربهترین راه میخوانیم انسانها دوست دارن راه کوتاه رو برن ولی هرچه میکوشن که از عرض آن کم کنن نمیتوانند وبه طول آن اضافه میکنن!!مثالش هم خودم درزمان گذشته مادام درکوه ها خرابه ها به دنبال گنج بودم ولی نمیرسیدم تفکر اشتباه بود میخواست راه میانبر برم اما طول راه زیاد میشدوچیزی هم یافت نمیشد!چرا چون غافل از این بودم که گنج دربازوهای من هست،در اختیاردر تلاش درهنردرکوشش من هست.
یک موضوعی را آقای مهندس چندوقت پیش مطرح کردن درباره پس انداز تحت عنوان چهارشیشه فرمودن یهودیان که ازلحاظ مالی برجسته هستن درآمدی را که دارن چهار قسمت میکنن پنجاه درصد آن برای مخارج زندگی خوراک وپوشاک و...اما باقی در سه شیشه دیگه ده درصد بابت خیریه ،ده درصد بابت پس اندازوسی درصد باقی مانده هم برای سرمایه گذاری .خب طبق متن همین وادی من باید پس انداز کنم که دانه دانه است غله درانبار از رقم های کم شروع کنم تا به نتایج بزرگ برسم.
من گام بردارم برم سرکار تلاش کنم پول به دست میارم انرژی رو مجانی به هیچکس نمیدن من اگر رشدی کردم اگر کمکی بهم شده اگر توانستم تو یه جایگاهی باشم بیرون از کنگره بتونم با صلح و آرامش باشم از سر گذروندن این وادیهاست.شیرینترین و مهمترین وادی به نظر من همین وادی پنجم هست ازش به راحتی نگذریم دوتا سی دی داره که خود آقای مهندس صحبت کردن راهنماهاتون هستن بریدازایشان پرسش کنید بشکافه براتون گرههاتون باز میشه
دبیر سایت:مسافر بهنام
تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)
نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
96