سومین جلسه از دوره هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنمای محترم مسافر ابوالفضل و نگهبانی مسافر عادل و دبیری مسافر مهدی با دستورجلسه:«وادی پنجم و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۱۴۰۵/۴/۳۰ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ابوالفضل هستم، یک مسافر.
سپاسگزار خداوند، آقای مهندس، خانواده محترمشان، دیدبانهای عزیز و راهنمای عزیزم آقا رضا هستم که حال خوبم را مدیون ایشان هستم.
در مورد دستور جلسه وادی پنجم، جملهای که در این وادی آمده است این است که:
«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند.»
اگر بخواهم تجربه خودم را بگویم، قبل از کنگره همیشه فکر میکردم خیلی چیزها را میدانم و خودم را بالاتر از دیگران حساب میکردم، اما اگر واقعاً میدانستم، هیچوقت دچار اعتیاد نمیشدم. من از روی ناآگاهی و نادانی وارد مسیر اعتیاد شدم.
بعد از اینکه با کنگره آشنا شدم و به لطف خداوند وارد این مسیر شدم، فهمیدم که خیلی چیزها را نمیدانم. چیزهایی که قبلاً فکر میکردم بلد هستم، فقط در حد حرف بود و در عمل چیزی از آنها وجود نداشت.
در کنگره یاد گرفتم که دانایی فقط دانستن نیست؛ یکی از مهمترین ارکان آن، عمل کردن است. اگر من چیزی را بدانم ولی به آن عمل نکنم، هیچ تفاوتی با یک فلش که داخل آن پر از اطلاعات است ندارم. من باید آموزشهایی را که میگیرم، ابتدا در زندگی خودم عملی کنم و بعد بتوانم آن را به خانواده و اطرافیانم انتقال بدهم.
اگر من حرفی بزنم ولی خودم به آن عمل نکنم، صحبت من روی تازهوارد، خانوادهام یا دیگر افرادی که با من در ارتباط هستند، تأثیری نخواهد داشت. برای مثال اگر به فرزندم بگویم سیگار نکش، ولی خودم سیگار بکشم، حرف من هیچ اثری نخواهد داشت. یا اگر به کسی بگویم مواد مصرف نکن، ولی خودم هنوز درگیر آن باشم، نمیتوانم تأثیرگذار باشم.
اگر بتوانم مسیر ارزشها را طی کنم و از ضد ارزشهایی که در گذشته انجام میدادم فاصله بگیرم، اولین کسی که از این تغییر بهره میبرد، خودم هستم.
من باید از ضد ارزشها بازگشت کنم. نمیشود کسی که سالها دروغ گفته است، یکباره انتظار داشته باشد کاملاً تغییر کند؛ باید آرامآرام و قدمبهقدم این مسیر را طی کند. نمیتوانم صدها دروغی را که در گذشته گفتهام، یکدفعه به صفر برسانم؛ باید روی خودم کار کنم و به مرور آنها را کاهش بدهم.
مهمترین موضوع این است که دوربین را روی خودم بگذارم و کاری به دیگران نداشته باشم. وقتی من به رفتار و زندگی دیگران توجه کنم، از خودم غافل میشوم و نمیتوانم روی تغییر خودم تمرکز کنم.
زمانی که وارد کنگره شدم، در ابتدا فقط به حرف راهنمایم گوش دادم. شاید در ماههای اول خیلی از صحبتها را متوجه نمیشدم، اما هرچه جلوتر آمدم، فهمیدم راهنما چیزهایی را میگوید که خودش تجربه کرده و نتیجه گرفته است.
تأثیر صحبت راهنما به این دلیل زیاد است که خودش این مسیر را طی کرده است. وقتی میگوید دروغ نگویید، خودش این مسیر را تجربه کرده و نتیجه آن را دیده است. وقتی میگوید خدمت کنید، برای حال خوب خودتان است. وقتی میگوید حرمتها را رعایت کنید، همه این آموزشها برای بهتر شدن حال خود ماست.
اگر من این آموزشها را بگیرم ولی به آنها عمل نکنم، مانند این است که آب را در هاون بکوبم؛ هیچ نتیجهای برای من نخواهد داشت.
ازین که به صحبتهای من توجه کردید ممنونم.

نگارش و عکس: مسافر عباس
تنظیم: مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
118