جلسه چهارم ازدوره هجدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان، با استادی راهنمای مسافر جواد و نگهبانی مسافر علی رضاو دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن بر روی من" درروز سه شنبه ۳۰ تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر
خداوند بزرگ را شاکرم که به من فرصت داد تا در این جایگاه قرار بگیرم. مرزبانهای عزیز به من اعلام کردند که تعطیلات کنگره ۶۰ از فردا شروع میشود و تا شانزدهم ماه بعد ادامه دارد. ابتدا از نگهبان عزیز تشکر میکنم و همچنین از حسین آقا که امروز اجازه دادند تا در این جلسه خدمت کنم سپاسگزارم. دستور جلسه امروز دربارهٔ وادی پنجم یا همان راه پنجم است. در جلسات قبل دربارهٔ «تفکر» صحبت کردیم. من خودم این تجربه را دارم؛ پیش از آشنایی با کنگره۶۰، کمتر روی کارها و شغلم فکر میکردم. برای نمونه، سال ۸۶، بدون فکر و تحقیق وارد یک کار شدم و۶۰ میلیون بدهی برایم ایجاد شد. انگار که اصلاً بلد نبودیم درست فکر کنیم و میخواستیم یکشبه، راه چندین ساله را برویم.ما در وادی های قبلی یاد گرفتیم که اول باید تفکر کنیم و هیچکس در این مسیر جز خودمان به ما کمک نمیکند. پس نباید از کسی توقع داشته باشیم و باید فقط به خودمان متکی باشیم؛همچنین فهمیدیم که بیهوده به دنیا نیامدهایم؛ همهٔ موجودات هستی خاصیت دارند. بعضی میگویند: «چرا به این فلاکت دچار شدم؟» اما باید بدانیم که این شرایط، بخشی از مسیر زندگی ما برای رشد بوده است.در وادی چهارم آموختیم که مسئولیت را به گردن خدا نیندازیم. خداوند به نیروی ما در مسیر حرکت نگاه میکند. اگر در مسیر مثبت برویم، خدا کمک میکند تا به نتیجه برسیم؛ و اگر در مسیر منفی برویم، در همان مسیر نیز به قعر تاریکی میافتیم. پس هرگز نباید مسئولیت کارهای خود را به گردن خداوند بیندازیم.در وادی پنجم، سه جهان برایمان توضیح داده شده است: اول، جهان خاکی که همان زندگی روزمرهٔ ماست. دوم، جهان خواب که دو بخش دارد؛ یکی اتفاقات روزانه و دیگری خواب شبانه؛ این در حالی است که در خواب میتوانیم وضعیت واقعی خود را ببینیم. اگر کابوس و آشوب میبینیم، یعنی وضعیتمان خوب نیست و باید مسیر را درست کنیم. سوم، جهان ذهن است؛ جایی که در آن، لمس فیزیکی وجود ندارد و همه چیز با ذهن انجام میشود. اگر تصورات مثبت داشته باشیم، حال خوب دریافت میکنیم،برای نمونه یک همسفر همیشه نگران مسافر خود است یا مادری نگران فرزندش که مبادا تصادف کند. این نگرانیها، خودشان باعث جذب همان اتفاقها میشوند. پس باید تمرین کنیم که تصورات ذهنمان را مثبت کنیم. هر صبح که از خواب بیدار میشویم، شکرگزار باشیم که فرزند سالم داریم و در مسیر کنگره هستیم، اما تصور به تنهایی کافی نیست؛ باید آن را به عمل برسانیم ،مهندس حسین دژاکام مثال قرمهسبزی را میزنند. شما میتوانید طعم آن را تصور کنید و بدانید که به گوشت، سبزی و لوبیا نیاز دارد، اما تاحرکت نکنید، تا گوشت نخرید و نپزید، هرگز به لذت خوردن آن نمیرسید. پس باید حرکت کنیم و تصورات ذهنیمان را به مرحلهٔ عمل برسانیم.مهندس حسین دژاکام میفرمایند که چهار وادی اول، مانند سوت شروع مسابقه هستند و وادی پنجم، خودِ حرکت و شروع واقعی مسابقه است. تصورات مثبت، ما را به ارزشها میرسانند و تصورات منفی، ما را به ضدّ ارزشها میکشانند.در وادی پنجم، به موضوعات صبر، تحمل، قناعت، پسانداز، توکل، رضا و تسلیم اشاره شده است. دربارهٔ فرق صبر و تحمل باید گفت که مسافر برای درمان، ده ماه صبر میکند و گوش به فرمان راهنما میدهد. صبر شما را به آرامش میرساند؛ ولی تحمل، باری سنگین روی دوش شماست که حال خوبتان را از بین میبرد. در مورد توکل نیز باید بگویم که وقتی در مسیر حرکت میکنید، مثل وقتی است که یک وکیل میگیرید و پشتتان به او گرم است. توکل یعنی مسافر به موقع میآید، سیدیهایش را مینویسد، به حرف راهنما گوش میدهد و دلش به خدا گرم است که نتیجه خواهد داد.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
مسافران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0