ششمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دانیال اهواز به استادی مرزبان همسفر زهرا، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فرشته با دستورجلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان زهرا هستم همسفر
خدا را شکر میکنم برای امروز. تشکر میکنم از خانم شراره و خانم نوریه عزیز که اجازه دادند امروز در خدمت شما باشم و از شما آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز، وادی پنجم است.خیلی برایم جالب است. سه سال پیش، دقیقاً همین روز، که قبل از تعطیلات بود، من استاد جلسه نشسته بودم. به قول خانم زینب، انگار حکمتی برای من در این دستور جلسه وجود دارد.
وادی پنجم به ما میگوید: «تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
وادیها، همانطور که همه ما میدانیم، مثل پله میمانند. خود من هر پلهای که بالاتر میروم، یک چیزی از آن وادیها یاد میگیرم. از وادی یک تا چهار، به ما تفکر کردن را یاد میدهند. وقتی به وادی پنجم میرسیم، میگوید: تفکر کردی؟ یاد گرفتی؟ از اینجا به بعد باید آن تفکر کردن را عملی کنید.
اینکه من مشکلی داشته باشم و همیشه بنشینم، فکر کنم و در ذهن خودم بگویم چه کار کنم، اما حرکتی نکنم، آن تفکر به درد من نمیخورد و باید حرکت کنم.
قبل از کنگره، خودم حال خوبی نداشتم. همیشه منتظر بودم دیگران مشکلاتم را حل کنند. حتی نمیتوانستم در را باز کنم و ببینم چه چیزی برای من پشت آن در است.
خدا را شکر میکنم وارد کنگره شدم وادیها را خواندم. وقتی به وادی پنجم رسیدم، به این نتیجه رسیدم که باید حرکت کنم تا به آن هدفی که دارم برسم، و از آن حال خراب بیرون بیایم و به حال خوب برسم.
نکتههایی که آقای مهندس در این وادی گفتهاند، هفت نکته است.
اولین نکته، دوری از ضد ارزشها است. دروغ نگفتن، قضاوت نکردن، غیبت نکردن. پیش خودم میگویم دروغ نمیگویم، غیبت نمیکنم، ولی کار خیلی سختی است. باید آرامآرام با آموزش گرفتن این کارها را کنار بگذارم و در راه مستقیم قرار بگیرم.
نکته دوم، خودداری است. من اگر از چیزی مطمئن نیستم، باید انجام ندهم.
سوم، قناعت است. قناعت کردن با خسیس بودن خیلی فرق دارد. اینکه من از کمترین چیزی که در زندگیام است، بهترین استفاده را بکنم.
چهارم، صبر است که خیلی، خیلی برای من مهم است. این چهار سالی که در کنگره هستم، خیلی صبوری کردم.
روزهای خیلی سختی داشتم. خیلی وقتها میگفتم دیگر کنگره نروم، چون مسافرم نبود. من هم به کنگره نروم.امتحان که قبول شدم، با خودم گفتم صبوری میکنم، انشاءالله این صبر جواب بدهد.
قبل از مرزبانی، باز هم آن حال خراب به سراغم آمد. این عادت، عادت بدی است؛ نمیتوانستم با کسی درد و دل کنم همیشه غصه میخوردم ولی ظاهر خودم را حفظ میکردم.
دوباره خواستم از کنگره فاصله بگیرم، ولی در اتخابات مرزبانی من مرزبان شدم و خواست خدا بود که من بمانم. و گفتم باز هم صبوری میکنم و آن صبر من جواب داد و مسافرم به کنگره آمد و خدا را شکر در حال سفر است.
نکته بعدی، تجسس، قضاوت و غیبت است. خب قضاوت کردن کار هر کسی نیست. کسی که قضاوت میکند، باید در جایگاهی باشد که درسش را خوانده باشد. او میتواند قضاوت کند.
نکته بعدی، پسانداز است که آقای مهندس در همه سیدیهایشان گفتهاند. پسانداز خیلی خوب است و پایههای مالی را همیشه محکم نگه میدارد.
نکته آخر هم توکل، رضا و تسلیم است. من میگویم توکل میکنم به خداوند، ولی اگر نشد، ناراحت میشوم و میگویم چرا نشد؟
باید تسلیم باشیم در برابر آن چیزی که خدا برای ما رقم میزند.
من از وادی پنجم یاد گرفتم که ساختارهای فکری خودم را به ساختارهای عملی تبدیل کنم.
باز هم خدا را شکر میکنم بابت امروز. خیلی خوشحال شدم از این که در خدمت شما عزیزان بودم.
امیدوارم همیشه حال دلتان خوش باشد و امیدوارم که این دو هفته تعطیلات به همه شما عزیزان خوش بگذرد.

و همچنین خدا قوت میگوییم به راهنما همسفر شقایق، انشالله در مسیر خدمتی ثابت قدم باشند و تبریک میگوییم به راهنما همسفر زهره مسئول جدید امتحانات شعبه دانیال قسمت همسفران.

مرزبان کشیک: همسفر شراره و مسافر یاور
عکاس: همسفر زهره رهجو همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
تایپیست: همسفر کبری رهجو راهنما همسفر الهام(لژیون شانزدهم)
ویراستاری و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
718