به نام قدرت مطلق الله
مشارکت راهنمای محترم آقا مسعود :
برگرفته از مقالات آقای مهندس و دیدهبان محترم آقای خدامی.
ماده مخدر شیشه به انگلیسی glass drug که از انواع مواد مخدر محسوب میشود، برای اولینبار در سال ۱۸۸۷ در آلمان طی تحقیقاتی بر روی مبتلایان به افسردگی، بیش فعالی و چاقی مزمن بهصورت مصنوعی ساخته شد. جالب است بدانید در طول جنگ جهانی دوم «ژاپن» از متامفتامینهایی مانند شیشه و غیره برای آمادهسازی روحی، رفع خستگی، بیداری و هوشیاری طولانیمدت سربازان استفاده میکرد. بعدها سربازانی که بیش از حد به شیشه معتاد شده بودند، نتوانستند آن را ترک کنند و بهاین ترتیب دچار اختلالات، اضطراب و افسردگی میشدند.
مواد تشکیل دهنده شیشه (متآمفتامین) از آمفتامین C۹H۱۳N گرفته شده که یک ماده محرک و اعتیادآور است. این ماده مغز و سیستم عصبی را به شدت تحریک میکند .
متآمفتامین با ورود به سیستم عصبی مرکزی باعث آزاد شدن ناگهانی انتقال دهنده عصبی دوپامین در مغز میشود. در نهایت آزاد شدن دوپامین باعث تحریک سلولهای مغزی و افزایش حالت تهاجمی و افزایش انرژی جسمی میگردد.

شیشه با تأثیر بر افزایش ترشح دوپامین، باعث ایجاد هیجانزدگی و احساس شادی در فرد میشود. تأثیر اصلی شیشه بر مغز است و جذب آن بهصورت کبدی است؛ بنابراین در بدن بهسرعت منتشر میشود و علائم اولیه مصرف شیشه مشاهده میشود. از جمله عوارض ماندگارتر مصرف محرک شیشه و انواع آن، عبارتند از:
کاهش مقاومت بدن در مقابل بیماریها
آسیب به اندامهای داخلی از جمله ریه، کبد و کلیهها
خشکی شدید پوست
زخمهای پوستی و آکنه
کمبود ویتامین و مواد معدنی
لاغری بیش از حد
پوسیدگی دندانها
بیقراری
بروز زودانزالی
افسردگی
توهم و هذیان
از دست دادن حافظه برای مثال گم کردن زمان و تاریخ.
هم اکنون مواد مخدر جدیدی نظیر کمیکال و کتامین نیز به تدریج اسامی آنها بیشتر شنیده می شود ، ولی خوشبختانه به سطحی نرسیده اند که خود را در نمودار نوع مواد مصرفی نشان دهند . کتامین از ترکیبات تریاک است و به عنوان داوری بیهوش کننده حیوانات کاربرد دارد و به عنوان ماده مخدر نیز از آن استفاده می شود .
در مورد کمیکال گفته می شود که نو اصل آن از گیاه سالویا تهیه می شود و اثرات آن شبیه به اثرات قارچهای سمی یا مجیک ماشروم ( قارچ جادویی ) می باشد ؛ در کشور ما گفته می شود که این ماده از ترکیبات شیشه ، هرویین و کتامین و همینطور داروهای شیمیایی دیگر ساخته می شود که البته نمی توان کاملا آن را تایید و یا رد کرد .
ماده مخدر دیگری که هم اکنون در آمریکا و اروپا پا به عرضه ظهور گذاشته است . فنتانیل fentanyl که دارویی شیمیایی و شبه مورفین است که با تغییر ساختار مولکولی مورفین در آزمایشگاه تولید می شود و گفته می شود قدرت آن صد برابر مورفین و بیش از پنجاه برابر هرویین است . آنقدر قدرتمند است که بسیاری از مصرف کنندگان آن بلافاصله بیهوش می شوند و در بیهوشی دچار ایست تنفسی می شوند .

مشارکت مسافر عباسعلی از لژیون شانزدهم :
سلام دوستان عباسعلی هستم یک مسافر.
به نظر من هیچ مواد مخدری مانند شیشه انسان را از نظر زمان و مکان دچار اشتباه نمیکند و بی خوابی که باعث می شود کارهایی که شخص مصرف کننده شیشه انجام می دهد از کارهای عادی یک انسان خارج است. به نظر فرد مصرف کننده بسیار توانا و عالم به موضوعات و اتفاقات خود را تصور می کند. اما قضیه متفاوت است ولی در رفتار و کردار او بی تعادلی موج می زند در حالی که خودش متوجه این نیست.
عوارض مصرف شیشه در کج شدن دهان و خشک شدن زبان و حلق که به کرات اتفاق می افتد فقط چند مورد از موارد بسیار عوارض مصرف این مخرب است که به شدت اتفاق می افتد .حرکات غیر طبیعی لب و دهان می شود متوجه شد که کارهایی که به خیال و تصور و ذهن آن فرد رخ میدهد که انجام می دهد.نخوابیدن یا ایستاده خوابیدن و تشخیص اشتباه ذهن منجر به کارهای بسیار خطرناک برای شخص می شود تا جایی که صدای یک انسان را با صدای یک حیوان یا موجود فراطبیعی اشتباه می گردد و تصور می کند کاملا واقعی است.قادر به کنترل اختیار خود نیست و تصمیمات غلطی می گیرد.این افراد گاهی از میان یک جمعیت عبور می کنند به نوعی که فکر می کنند کسی قادر به دیدن آنها نیست.به هرحال شیشه تخریب های وحشتناکی را به همراه دارد و محرکی است قدرتمند که شخص را به سرعت از پای در می آورد
مشارکت مسافر احمد از لژیون شانزدهم:
بنام قدرت مطلق
سلام دوستان احمدرضا هستم یک مسافر..آنتی ایکس مصرفی شیشه، متادون،مدت تخریب 10سال ..مدت 1ماه و ۱۸ روز سفر کردم با راهنمایی راهنمای بسیار گرانقدرم اقا مسعود . به روش DST همراه با داروی OT..
هر زمانی که به این دستور جلسه یعنی شیشه وتخریبهای شیشه و درمان در کنگره که یک مرتبه در سال است می رسیم، ناخوداگاه افکارم به گذشته ی خود م برمی گردد وتمام اتفاقها و تخریبهای این ماده صناعی نه تنها بر روی خودم که قسمت عظیمی از ترکشهای روحی وروانی که بر اعضاء عزیزتر از جانم یعنی خانواده ام وارد نمودم مثل فیلمی دردناک و وحشتناک در گوشه ذهنم به نمایش در میاد.زمانی مخدرهای مصرفی من تریاک و گاهی الکل بود، برای عبور وترک این مواد بارها وبارها اقدام کردم ولی هیچگاه نتیجه نگرفتم.به یاد دارم صحبتهایی در مورد شیشه و آمفتامین بگوشم رسیده بود و من همچنان درگیر ترکهای مقطعی خودم بودم.محل کارم خارج از شهر بود، ولی وقتی کار تمام می شد و بعداز چند ماهی به خانه برمی گشتم دوباره نیروی بسیار عظیمی باعث میشد مصرفم را از سر بگیرم.
بگذریم در همین اوصاف بودم که با شیشه اشنا شدم، شیشه مصرفش خیلی راحت بود ولی به جرات می توان گفت که تنها ماده مخدری بود که با اولین بار مصرف بعداز مدتها ترک تریاک وحشیش، دیگر حتی به تفننی مصرف کردن هم نرسید تا جاییکه کاملا متوجه شدم از چاله به چاهی بسیار عمیق تر افتاده ام.در همین زمان بود که از دوستان مصرف کننده خودم می شنیدم که اگه بتوانی مصرفت را روی شیشه بیاوری دیگر از شر همه مواد مخدرهایی که آزمایش مثبت نشان می دهند راحت می شوی.نه مثبت میکند و نه خمار می شوی چون مثل حشیش فقط روی روان تاثیر میگذارد.
خیلی خوشحال شدم که ماده ای پیدا شده است که نه اعتیاد دارد و نه جای مصرف میخواهد. یعنی به راحتی همه جا می شود مصرف نمود.برای اولین بار حتی روش مصرف آن را هم نمی دانستم ولی بعداز یکی دوماه یک مصرف کننده شیشه کاملا حرفه ای که حتی پایپ(ابزار مصرف) را هم خودم تولید می کردم و به فروش می رساندم.این قسمت کوتاهی از نحوه آشنایی من با شیشه بود ولی... از همان زمان من احمدرضا، آدمی شده بودم که حتی در تصور خانواده و فامیل ودوستان هم نمی گنجید که تا این حد نابود، عصبی (در حد روانی)، بی پروا و گوشه گیر و پرخاشگر و ناامید تا حد خودکشی بشوم. زمانی که مصرف می کردم بارها وبارها این اتفاق می افتاد که تا ۸ یا ۹ ساعت سرپا پشت آینه بودم و با سوزن به جان صورت بیچاره ام می افتادم که آثارش هنوز بعد از سالها بر چهره ام مانده است. زمانی هم که می خوابیدم ۲تا۳ روز خواب مطلق که حتی دستشویی هم نمیرفتم... بیهوش مطلق.
الان که یادم می افتد نمیخواهم در مورد تخریب اصلی و بسیار عظیمی که بر خانواده ام گذاشته ام چیزی بگویم چرا که الان که مینویسم اشک در چشمانم و قلبم به تپش شدید افتاده است. بسیار دوران سختی بود برای خانواده ام ، مادرم ، خواهرانم و برادر کوچکترم..برای خلاصی از شیشه دوباره به تریاک روی آوردم ولی جوابگو نبود ، ..ولی دیگر من ، خودم نبودم که تصمیم بگیرد چه مصرف کند. متادون و شیشه هردو مورد را باهم مصرف می کردم و لحظه به لحظه اوضاع وخیمتر می شد.
حتی چندین بار خواستم خودکشی کنم که خانواده ام مرا به بیمارستان روانی جامعه سلامت گلوگاه برای ترک بردند. آنجا محلی بود برای ترک معتادان ..آنجا چیزی مصرف نمی کردم ولی مرا بزور بردند و نگه می داشتند و آنجا نیز نقطه آشنایی من با دوستان جدیدتری هم، استارت خورد. بعد از 28 روز ترخیص شدم که باخودم هم شیشه بردم وهم متادون اما اوایل خانواده متوجه نشدند تاکه به مرور زمان خیلی لاغر شدم.درمانده وبی کس و بدتر از همه نمی دانستم به خانواده ام چه بگویم. و چطور در چشمانشان نگاه میکردم؟یک هفته ای خانه نرفتم و مابقی قضایا...حالا دیگه شیشه ، متادون قرص به تعداد بالا مصرف می کردم و جرات خودکشی نیز نداشتم ولی میخواستم با تمام وجود بمیرم ولی نمیمردم.بگذریم؛تااینکه یکی از همین فامیل هایی که مرا به کنگره 60 معرفی کرد و، کتاب ۶۰ درجه را به خواندم و گفته بود ببرید در آنجا حتما درمان خواهد شد وگرنه هیچ راه دیگری برای احمدرضا وجود ندارد وممکن است خودش را به نوعی ازبین ببرد(خودکشی کند) مرا به کنگره آوردند ولی آنقدر باورهایم ، بارها وبارها وسالها وسالها شکسته شده بود که نمی توانستم قبول کنم.
باشروع درمان کم کم یکسری بیماریها مثل کمر درد خودش را نمایان کرد ، ریه ام خراب شده بود و بسیار عصبی بودم و هر روز هم در خیابان با همه و هرکس که حتی نگاهم میکرد درگیر می شدم. ولی به آرامی و یکی یکی حس و میلم به شیشه و متادون تغییر کرد و بعد از ۳ ماه دیگر میل به شیشه هم در من خاموش شدوچقدر سپاسگزار خداوندم وچقدر سپاسگزار جناب مهندس وچقدر سپاسگزار خانواده ام هستم و سپاسی بسیار ویژه از راهنمای روزهای سختم آقا مسعود که داره تمام تلاشش را برای من انجام میدهد و امروز در جایگاه خوبیدر خانواده خودم هستم امروز جسم و روان و جهانبینی من در بهترین حالت، بدون مصرف هیچ گونه ماده مخدری به لطف خداوند بزرگ به زندگی خودش ادامه میدهد.

باتشکر از راهنمای محترم آقا مسعود و اعضای لژیون شانزدهم که قبول زحمت نمودند و با دانش خود به آگاهی افزایی ما کمک کردند.باسپاس
عکاس مسافر سبحان لژیون ششم
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
125