وادی پنجم چه معرکه بازاری است و چه محشر کارزاری! رفتن و رسیدن معنا میگیرد. حرکت و راه، مفهومی تازه مییابد. در جهان ما؛ این دنیای خاکی، لبریز از گریزها و ناگزیریها است و اندیشه تنها راه برای یافتن نیست. تفکر با حرکت و پیمودن راه به معنا نشسته و نمود خود را باز مییابد. کلمات در کنار صفات و لغات جان میگیرند و معنا میپذیرند. من درمانده از کدام کلام بگویم و کدامین واژه را طلب نمایم؟ همه زیبا و دلنشین هستند با شور و شعفی وصفناپذیر. در میدان ظهور و عرصه حضور، حریف میطلبند و با شوقی شگرف خود را به رخ میکشند.
میخواهم تصفیه را بخوانم، قناعت پا به میان مینهد، از توکل بگویم، قضاوت به کرسی مینشیند و در کنار تجسس صبر را مییابم که تبسمکنان به تزکیه میپیوندد. من میمانم و ابهت این وادی که در میان این همه هیاهوی معانی؛ چه کنم و کدامیک را به سازم کوک کنم؟ در برگشت به زیباییها و پیمودن ارزشها، ارزش واقعی خود را تجربه و در خودداری، زمان و زندگی متوقف شده، عبور میکنم. قناعت را به طبع میآرایم و در شکر نعمت کوشا و صبوری میآموزم. صبر را به زیور جان آراسته و اقتدا بر توکل و رضا دارم.
در وفور نعمتها، غره نمیشوم و برای مباداهای زندگی، اندوختهای فرا میخوانم؛ زیرا زندگی در فراز و نشیب خود، در حوادث مترقبه و غیرمترقبه نیازمند توشه و ذخیرهای است که بتوان در گذر زندگی نیازمند، محتاج و تنها نماند. در مقام تسلیم به اوج بندگی رسید و رضایت او را در مطلق بودن و بیهمتایی میپذیرم و لحظات بودن را در خلوت و انس در کنار قدرت مطلق با یاد و ذکر او به حرکتهای خود ادامه دهم تا لمس دستان پر مهرش را ببویم و آرام گیرم.
نویسنده و رابط خبری: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم)
ویراستار و ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
122