جلسه هفتم از دوره چهارمین جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی ایجنت محترم مسافر رسول، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه « وادی پنجم و تاثیر آن روی من» در روز سهشنبه ۳۰تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

سخنان استاد
سلام دوستان، رسول هستم، یک مسافر. در ابتدا خداوند را شاکرم که امروز این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه باشم و از شما دوستان آموزش بگیرم.
من امروز خواستم در مورد چند موضوع صحبت کنم، اما اول بحثم را با دستور جلسه شروع میکنم؛ وادی پنجم، وادیای که میگوید باید از قوه به فعل برسیم، یعنی هر چیزی که در تفکرات ما هست باید به عمل تبدیل شود.
در متن وادی امروز میخواندیم که انسان در سه جهان زندگی میکند: جهان خواب، جهان مادی و جهان ذهن. چیزی که انسان خیلی با آن سروکار دارد، جهان ذهن است. هر خواستهای که داریم، اول در ذهنمان تصویرش را میسازیم، اما تبدیل آن به عمل، کار سختی است. این وادی به ما آموزش میدهد که از مرحله فکر عبور کنیم و به عمل برسیم.
نکته مهم این است که انسان همیشه در حال حرکت است؛ یا در مسیر ضد ارزشها حرکت میکند یا در مسیر ارزشها. چیزی که این وادی میخواهد به من آموزش بدهد، شناخت نیروهای درونی و حرکت در مسیر ارزشهاست.
برای این مسیر، هفت پارامتر مشخص شده است. اولین آن برگشت از ضد ارزشهاست. ضد ارزش فقط مواد مخدر نیست؛ هر رفتار و عملی که ضد ارزش باشد، در زندگی ما اثر میگذارد. من اگر در مسیر مواد حرکت کردم، نتیجهاش را دیدم؛ به ظلمت، ترس، استرس و نگرانی رسیدم. اما وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، با وادیها آشنا شدم و فهمیدم که وادی پنجم، وادی حرکت است.
از این هفت پارامتر، سه مورد را میخواهم بگویم: تسلیم، پسانداز و عمل.
تسلیم یعنی من باید در مسیر درمان، تسلیم فرمان راهنمایم و قوانین کنگره باشم. در این زندگی، من فقط در برابر خداوند نیست که باید تسلیم باشم، بلکه باید به قوانین درمان و راهنمایی که برای من در نظر گرفته شده هم تسلیم باشم.
پسانداز هم فقط مادی نیست، معنوی هم هست. آقای مهندس درباره پسانداز خیلی تأکید دارند. من اگر جایی تعهدی دادم، باید آن را پرداخت کنم. گفتار من وقتی ارزش پیدا میکند که به کردار تبدیل شود. خیلی وقتها ما در ذهن و زبان، خواستهها و تعهدات زیادی داریم، اما تا زمانی که آن را پرداخت و اجرا نکنیم، هنوز به حقیقت نرسیدهایم.
ما در کنگره یاد میگیریم که بین گفتار و کردار فاصله را کم کنیم. با حلواحلوا گفتن، دهان شیرین نمیشود. اینکه بگویم میخواهم درمان شوم، میخواهم خدمت کنم یا میخواهم تعهد بدهم، گفتنش آسان است؛ عمل کردن به آن مهم است.
یک سفر اولی اگر گوشبهفرمان راهنما باشد، نباید صندلی خودش را خالی بگذارد، وادیها را اجرا کند و به برنامه پایبند باشد، حتماً به نتیجه میرسد. پس وادی پنجم برای من یعنی تبدیل تفکر و گفتار به عمل.
نکته دیگر این است که تعطیلات هم پیش رو است. تعطیلات برای این است که هم خدمتگزاران و هم مسافران کمی استراحت کنند و با انرژی بیشتر برگردند. اما مهم است که بعد از تعطیلات، حضور در جلسات را فراموش نکنیم. حضور ما میتواند به تازهواردی که وارد میشود امید بدهد. پس تا میتوانیم پیام کنگره ۶۰ را منتقل کنیم.
در پایان از جناب مهندس، خانواده محترمشان، نگهبان و دبیر جلسه و همه خدمتگزاران سپاسگزارم. امیدوارم همه ما بتوانیم این آموزشها را درست عمل کنیم و از این مسیر بهره ببریم.
به افتخار خودتان و آقای مهندس دست بزنید. متشکرم.

عکاس: مسافر فرج
ویرایش،تنظیم ،ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
177