دومین جلسه از دوره شصت و نهم کارگاههای آموزشـی خصوصی کنگـره ۶۰، نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی مسافر ابوالفضل، نگهبانی مسافر حاتم و دبیری مسـافر علی اصغر با دستور «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ٣٠ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان، ابوالفضل هستم، یک مسافر.
قبل از هر چیز خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق را نصیب من کرد تا در این جایگاه حضور داشته باشم و خدمت کنم. از مسئول محترم OT، آقای محمد، و اعضای لژیون OT که بنده را لایق این جایگاه دانستند، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از ایجنت محترم شعبه، مرزبانان عزیز، نگهبان و دبیر جلسه نیز قدردانی میکنم.
دستور جلسه امروز «وادی پنجم و تأثیر آن بر من» است.
وادی پنجم میگوید: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.»
برداشت من این است که وقتی میگوید «در جهان ما»، برای منِ مسافر، هم جهان اعتیاد یک جهان بود و امروز کنگره ۶۰ هم جهان دیگری است که قوانین خودش را دارد.
ما تا قبل از وادی پنجم، چهار وادی را پشت سر گذاشتهایم که همه با تفکر آغاز میشوند؛ اما وادی پنجم، وادی حرکت است. این وادی به من میگوید: تا کی فقط فکر میکنی؟ تا کی ایستادهای؟ حالا وقت عمل است. باید از جای خود بلند شوی، لنگر را بکشی و حرکت کنی.
وادی اول میگوید: «با تفکر، ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال میرود.»
من هم همیشه فکر میکردم، اما تفکراتم درست نبود. یادم است سال ۱۳۹۵ بدون اینکه تحقیق کنم یا با کسی مشورت بگیرم، یک خودروی تصادفی و سوخته را معامله کردم. فکر میکردم خیلی زرنگی کردهام، اما بعد فهمیدم اشتباه بزرگی کردهام و ضرر سنگینی در انتظارم بوده است. خوشبختانه به لطف خدا مشکل آن معامله حل شد، اما آن اتفاق به من یاد داد که هر فکری، تفکر صحیح نیست.
وادیها در واقع جهانبینی را به من آموزش میدهند.
وادی دوم میگوید: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، هیچکدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.»
در زمان مصرف، بارها با خودم میگفتم بودن من چه فایدهای دارد؟ من دیگر به درد خانواده نمیخورم و درستشدنی نیستم. حتی گاهی به خودکشی فکر میکردم. از خدا گلایه داشتم و همه چیز را گردن او میانداختم؛ در حالی که امروز فهمیدهام هر انسانی مسئولیت و رسالتی در این جهان دارد و باید آن را به بهترین شکل انجام دهد.
اما وادی پنجم دیگر فقط آموزش نیست؛ وادی اجراست.
آقای مهندس در این وادی به چند نکته مهم اشاره میکنند؛ اولین مورد، بازگشت از ضد ارزشهاست. هر انسانی یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد. شاید دیگران ظاهر ما را ببینند، اما خودمان بهتر از هر کسی میدانیم چه ضد ارزشهایی در درونمان وجود دارد. وادی پنجم از من میخواهد که برای اصلاح آنها حرکت کنم، نه اینکه فقط دربارهشان فکر کنم.
اگر این وادی را اجرا کنم، مسیر رسیدن به وادی چهاردهم، یعنی عشق و محبت، برایم هموار میشود. آن وقت میتوانم خدمت کنم، مسئولیت بپذیرم و مفهوم واقعی محبت را در زندگی تجربه کنم.
یکی دیگر از نکات مهم این وادی، «خودداری» است. در سفر اول، راهنمایان همیشه تأکید میکنند که تصمیمهای بزرگ، معاملات سنگین یا کارهای مهم را انجام ندهیم؛ چون هنوز به تعادل کامل نرسیدهایم. این اصل فقط مخصوص سفر اول نیست؛ هر زمان نسبت به کاری اطمینان ندارم و نمیدانم به صلاحم هست یا نه، بهترین کار خودداری است.
قناعت، صبر، پرهیز از تجسس و غیبت نیز از آموزشهای مهم این وادی هستند. شاید فکر کنیم غیبت یا تجسس به دیگران آسیب میزند، اما در حقیقت اولین کسی که آسیب میبیند خود ما هستیم. بارها شده بعد از گفتن حرفی، با خودم گفتهام: کاش این حرف را نمیزدم. یعنی آرامش خودم را از بین بردهام.
پس وادی پنجم به من یاد میدهد که دانستن کافی نیست؛ باید حرکت کنم، عمل کنم و آموزشها را در زندگی اجرا کنم. تنها در این صورت است که مسیر رشد و رسیدن به آرامش واقعی برای من هموار میشود.
از اینکه با محبت به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

مرزبان محترم کشیک: مسافر سعید

تایپ : مسافر رسول
صدابردار، عکس، ثبت: مسافر مهدی
مسافران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
80