نهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور در روز سهشنبه با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافرحسین ودبیری مسافر محمد،با دستور جلسه«وادی پنجم و تاثیر آن روی من» در تاریخ 1405/04/30 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.در ابتدا از آقای قاسم تشکر میکنم که اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم،آموزش بگیرم و خدمت کنم. میخواهم مشارکتی داشته باشم و کمی به عقب برگردیم؛ اینکه ما چگونه وارد مسیر مصرف مواد شدیم.
مثل خیلی از عزیزانی که در این سالن حضور دارند، ما هم ابتدا مصرف را تفننی شروع کردیم و هیچوقت فکر نمیکردیم که روزی مصرفکننده شویم. اصلاً به این موضوع فکر نمیکردیم. همینطور ادامه پیدا کرد تا جایی که مصرفکننده شدیم و مجبور به مصرف بودیم.
خیلیها به ما میگفتند: «کارت اشتباه است، برگرد.» ما هم دوست داشتیم برگردیم، اما راه چارهای پیدا نمیکردیم. راههای زیادی را امتحان کردیم، روشهای مختلفی را رفتیم، مشاور گرفتیم، اما درمانی وجود نداشت. ما مفهوم واقعی کلمه «درمان» را در کنگره ۶۰ فهمیدیم. آن زمان بیشتر از واژه «ترک» استفاده میشد و خیلی از کسانی که به کلینیکها یا کمپها مراجعه میکردند، بعد از چند ماه یا یک سال دوباره به مصرف برمیگشتند.
اما در کنگره ۶۰ متوجه شدیم که درمان یعنی چه و چرا از این واژه استفاده میشود.
اولین آشنایی ما با کنگره ۶۰ از طریق یکی از دوستانمان بود. ایشان در تهران به کنگره آمده بودند و در مسیر درمان قرار داشتند. ما هم با معرفی ایشان وارد کنگره شدیم. در ابتدا اعتماد زیادی نداشتیم و فکر میکردیم کنگره هم مانند راههای قبلی است، اما با گذشت زمان، امنیتی که در کنگره وجود داشت، آموزشها و رفتار اعضا باعث شد کمکم باور و اعتماد پیدا کنیم.
یکی از چیزهایی که خیلی به ما کمک کرد، وجود الگوها بود. افراد زیادی را دیدیم که مسیر درمان را طی کرده بودند و با خودمان گفتیم: اگر آنها توانستهاند، ما هم میتوانیم. بزرگوارانی مانند آقای قاسم و آقای علی برای ما الگو بودند. وقتی میگفتند سیدی بنویسید، مینوشتیم؛ وقتی میگفتند بهموقع بیایید، تلاش میکردیم بهموقع حضور داشته باشیم و قدمبهقدم جلو برویم.
در ابتدای ورود به کنگره ۶۰ و شروع سفرمان، مشکلات زیادی داشتیم؛ مشکلات مالی فقط بخشی از آن بود. از همان ابتدا با خودم گفتم یا وارد این مسیر نمیشوم، یا اگر وارد شدم تا پایان ادامه میدهم، چون کار نیمهکاره نتیجهای ندارد. خدا را شکر سفر ما حدود یک سال طول کشید و امروز نتیجه آن را میبینیم.
گاهی میگویند درمان، و دلیلش همین است؛ چون امروز حتی یادمان نمیآید آخرین باری که مصرف کردهایم چه زمانی بوده است. اینجا تنها جایی است که میتوانیم با اطمینان درباره درمان صحبت کنیم.
اتفاقی که امروز در محل کارم دیدم، باعث شد نقش کنگره ۶۰ و چراغ روشنی که برای انسانها روشن میکند، بیشتر برایم مشخص شود. جوانی حدود بیست ساله را دیدم که از مواد صنعتی جدید استفاده کرده بود. حدود بیست دقیقه فقط نگاه میکردیم. واقعاً دلمان به حالش میسوخت، نه از روی ترحم، بلکه از روی محبت؛ چون نمیدانست چه آسیبی به جسم و روان خودش وارد میکند. بعد از مصرف، با همان حال بد دوباره بلند شد.با خودم فکر کردم اگر این جوانها و نوجوانهایی که امروز درگیر این مسائل میشوند، بتوانند کنگره ۶۰ را پیدا کنند، میتوانند درمان شوند. کنگره میتواند برای خیلیها چراغ امیدی باشد تا مانند ما مسیر درمان را پیدا کنند.
اما درباره دستور جلسه، از وادی اول تا وادی چهارم بیشتر صحبت از تفکر است. آقای مهندس در این وادیها ما را راهنمایی میکنند که چگونه درست فکر کنیم. در گذشته ما اصلاً درست فکر نمیکردیم. افکار ما تحت تأثیر اعتیاد بود و فکرهای افیونی داشتیم. اعتیاد خیلی چیزها را از ما گرفت؛ از تحصیل، حضور در اجتماع و نگاه درست به آینده.
امروز یاد گرفتهایم که چگونه فکر کنیم و تصمیم بگیریم. خدا را شکر که در کنگره ۶۰ مسیر درمان را پیدا کردیم و به این نتیجه رسیدیم که برای درمان، راهی اصولیتر از این مسیر وجود ندارد.

در وادی پنجم صحبت از این است که تفکرات خود را به مرحله عمل برسانیم؛ یعنی فکر را به عمل تبدیل کنیم. زمانی که افکار ما افیونی بود، نمیتوانستیم تصمیمهای درست را عملی کنیم؛ یا تصمیمهایمان بدون حساب و کتاب بود، یا بیش از حد بلندپروازانه و یا همراه با ترس و ناامیدی.
اما امروز با آموزشهایی که گرفتهایم، میتوانیم فکر کنیم، برنامهریزی کنیم و آن را به عمل تبدیل کنیم. در گذشته جرأت شروع کردن نداشتیم، چون ترس مانع ما میشد. اما امروز یاد گرفتهایم ابتدا درست فکر کنیم، جوانب کار را بسنجیم و بعد اقدام کنیم.
از تمام وادیها نکات زیادی یاد گرفتهایم و هرکدام برای ما درس بزرگی داشتهاند. حتی در مورد آداب معاشرت، فکر میکردیم خیلی چیزها را میدانیم، اما در کنگره متوجه شدیم نکات زیادی وجود دارد که باید یاد بگیریم. امروز در محیط کار، در ارتباط با همکاران و مدیران، بهتر میدانیم چگونه صحبت کنیم و چگونه ارتباط مؤثرتری برقرار کنیم.
تغییراتی که کنگره در ما ایجاد کرده، بسیار بزرگ است. انسانی که امروز هستیم با گذشته تفاوت زیادی دارد. اگر کسی ما را از سالهای قبل میشناخت، شاید باور نمیکرد که امروز در جایگاه خدمت قرار گرفتهایم.
این نشاندهنده نقش کنگره ۶۰ است؛ کنگره انسانها را تغییر میدهد و مسیر زندگی آنها را اصلاح میکند.
امیدوارم همه مسافران عزیز بتوانند این مسیر را پیدا کنند، به رهایی برسند و موفق باشند.از اینکه به صحبت های بنده گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
50