English Version
This Site Is Available In English

صبر برای من یعنی پایداری در مسیر آموزش

صبر برای من یعنی پایداری در مسیر آموزش

همسفر زهرا و مسافر محمد با بیش از ۱۰ سال تخریب 3 گرم تریاک خوراکی وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه به راهنمایی مسافر حمید و همسفر شکوفه سفر کردند. هم اکنون هم به لطف خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس و کمک‌های بی‌دریغ راهنمایانشان به مدت ۲ سال و ۹ ماه و ۲۵ روز است که آزاد و رها هستند.

بزرگترین تفاوت میان تفکر کردن و اجرایی کردن تفکر چیست؟

تفکر کردن یک فعالیت ذهنی در دنیای تصورات است و هزینه اجرایی ندارد و کاملاً آزاد است، یعنی هر چه را که در ذهن تصور شود در آن واحد آن ساختار به صورت تصویر در ذهن انسان ساخته می‌شود؛ اما اجرایی کردن تفکر، ورود به ساختن تفکر در جهان خارج بر مبنای قوانین حاکم بر آن است. برای اجرایی کردن یک تفکر باید از سد تکرار، تمرین و زمان عبور کرد در واقع تفاوت در تبدیل کردن قوه ظرفیت‌های درونی به فعل عمل کردن در جهت ظرف‌های درونی می‌باشد. برای این کار باید ظرفیت‌سازی کنیم تا انرژی لازم برای حرکت فراهم شود.

چرا تا پای فکر می‌رویم؛ اما در لحظه حرکت متوقف می‌شویم؟ 

به دلیل شکاف بین دانایی، دانایی‌مؤثر و ترس‌های بازدارنده. ما گاهی فکر می‌کنیم؛ اما حس لازم برای حرکت را در خود ایجاد نکرده این وقتی است که ذهن درگیر منیت یا ترس از قضاوت شدن دارد یا هنوز نگاه شخص نگاهی ناامیدانه به زندگی است، انرژی لازم را از دست می‌دهد؛ در واقع وقتی می‌خواهیم حرکت کنیم نیروهای بازدارنده از درون افکار منفی نیروهای بیرون شرایط محیطی به ما حمله می‌کند تا ما را در حالت سکون نگه دارند؛ اما متوقف می‌شویم؛ چون حس لازم برای تغییر را هنوز در درون خودمان ایجاد نکرده‌ایم. برای حرکت بایستی از حس‌های منفی با تزکیه و پالایش عبور کرده تا وارد وادی آرامش شویم. آن زمان می‌توانیم فعل خواستن توانستن است را صرف کنیم؛ یعنی لذت حرکت برایمان از لذت ماندن در سکون بیشتر می‌شود.

مهم‌ترین قدم در تغییر برای شما چه بوده است؟ 

مهم‌ترین قدم برگشت از ضد ارزش‌ها است تا زمانی‌که من در حال انجام اعمال ضد‌ ارزشی هستم مثل دروغ، غیبت و دیگر کارهای ضد‌ ارزش بخش بزرگی از انرژی ذهنی و توان روحی‌ام را هدر داده‌ام؛ در واقع انرژی‌های درونی من صرف تخریب وجود خود من می‌شود. من در کنگره‌۶۰ آموخته‌ام تا زمانی‌که درگیر اعمال ضد ارزشی باشم هر چه قدر هم آموزش ببینم نه تنها تغییری در دنیای درونی و بیرونی من ایجاد نمی‌شود؛ بلکه حرکت در این مسیر آسیب‌ها و تخریب‌های درونی وجود مرا بیشتر می‌کند، برگشت از ضد‌ ارزش‌ها باعث شد که من بیشتر ظرف وجودی‌ام را از دانایی و آموزش‌های کنگره پر کنم تا تغییرات را در مسیر علم زندگی کاربردی کنم.

کدامیک از پله‌های وادی پنجم بیشترین گره را از زندگی شما باز کرده است؟

صبر کردن، صبر برای من یعنی پایداری در مسیر آموزش، حتی وقتی تغییرات به کندی اتفاق می‌افتند، گره ناامیدی من با همین صبر باز شد، قبل از آن اگر پس از چند روز یا چند هفته نتیجه نمی‌گرفتم کل مسیر را رها می‌کردم، صبر به من آموخت که در مسیر سخت سفر یا زندگی فقط بمانم و حرکت کنم؛ حتی اگر تغییرات به سرعت انجام نمی‌پذیرد. صبر یعنی اجازه دهم بذری را که کاشته‌ام با گذشت زمان و مراقبت درست، تبدیل به درخت شود و به قانون زمان احترام بگذارم و این را بدانم که پس از صبر، نوبت پیروزی است و پایان شب سیاه، سفید است.

پس‌انداز در وادی پنجم چه تفاوتی با خرج نکردن دارد؟ 

تفاوت در نگرش و امید به آینده است. شخصی که خرج نمی‌کند در ترس از آینده زندگی می‌کند؛ در واقع از خود و خانواده‌اش دریغ می‌کند. خرج نکردن یعنی خساست که ریشه در ترس از آینده دارد و حس کمبود را تقویت می‌کند. این یک عمل ضد‌ ارزشی است؛ اما پس‌انداز در کنگره یعنی من باور دارم که قرار است در آینده رشد کنم، پس آنچه امروز ذخیره می‌کنم تا فردا فرصت بزرگتری برای خدمت یا سازندگی پیش آید، دستم خالی نباشد. در نهایت همان‌طور که در وادی پنجم بیان شده است پس‌انداز کردن خود یک حکمت و معجزه است تا به آن دست نیابم و متوجه قدرت و برکت آن نخواهم شد و وظیفه دارم که آن را به فرزندانم نیز بیاموزم.

آیا توکل، رضا و تسلیم به معنای دست کشیدن از تلاش است؟ 

اصلا، این مفاهیم در کنار یکدیگر ما را به بالاترین مرحله می‌رسانند و این مسیر بدون تلاش امکان‌پذیر نیست. توکل یعنی من تمام تلاشم را می‌کنم و سهم خودم را انجام می‌دهم، سپس نتیجه را به دست قدرت مطلق می‌سپارم؛ چون می‌دانم او به عنوان خالق من به مصلحت من آگاه‌تر است. رضا یعنی اگر نتیجه مطابق میل من نبود گله و شکایت نمی‌کنم و می‌پذیرم که این نیز بخشی از مسیر آموزشی من است. تسلیم یعنی بالاترین مرحله حتی خواسته خودم را هم کنار می‌گذارم و با خواست الهی همگام می‌شوم، این‌ها نه تنها به معنای تلاش نکردن و سستی نیست؛ بلکه عین حرکت و پویایی است؛ زیرا آرامش در عمل را به همراه دارد تا انسان بتواند بدون استرس و فشار عصبی بهترین خودش باشد.

برای رسیدن به آرامش، پاکسازی و سازندگی چه باید کرد؟

باید مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص را عملیاتی کنیم؛ یعنی تغییرات را به مرور در جسم خود، خمر درونی سیستم‌های بیوشیمی را با دوری از ضد‌ ارزش‌ها و پرداختن به ارزش‌ها با استفاده از روش DST به وجود آوریم و بعد از آن با آموزش گرفتن و خدمت کردن تغییرات را به مرحله ظهور برسانیم و سازندگی آغاز شود و با رها شدن از قید و بندهایی که در گذشته به دست و پاهای من خورده بود و مرا زمین گیر کرده بود مسیر آرامش را درک کنیم که این مسیر در آموزش‌های کنگره و خدمت کردن به دیگران است.

چرا روح و روان آدمی با قضاوت نابود می‌شود؟

قضاوت کردن، صرف انرژی در غیر جهت سازندگی است. وقتی قضاوت می‌کنیم در جایگاهی قرار می‌گیریم که متعلق به ما نیست؛ در واقع در جایگاه یک قاضی کل قرار می‌گیریم و این کار باعث می‌شود انرژی که باید صرف سازندگی و حل مشکلات خودمان شود صرف تحلیل بی‌نتیجه دیگران شود، قضاوت در جایگاه یک انسان عادی یک عمل ضد‌ ارزشی است. ما در کنگره آموختیم که هر عمل ضد‌ ارزشی که انجام دهیم هم در جسم و هم در روان شخص تأثیر منفی دارد؛ پس قضاوت کردن کار من نیست. در قضاوت، ذهن درگیر تحلیل‌های غلط می‌شود و شخص در مسیر ضد‌ ارزش قدم می‌گذارد؛ چون مسیر اشتباه، مسیر اشتباه است؛ پس نتیجه نیز جزء نابودی روح و روان نیست؛ زیرا قضاوت یعنی از دست دادن حقیقت و غرق شدن در توهمات ذهنی است.

مصاحبه‌کننده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .