English Version
This Site Is Available In English

صور آشکار و پنهان عشق و ایمان است

صور آشکار و پنهان عشق و ایمان است

بخشش فقط بخشیدن مال نیست، بخشیدن؛ یعنی ایمان به آینده، قدردانی از نعمت‌هایی که به دست آورده‌ایم و سهیم‌شدن در ساختن راهی که روزی چراغ زندگی خود ما را روشن کرده است. انسان زمانی معنای واقعی بخشش را درک می‌کند که بداند آنچه می‌بخشد، از دارایی‌اش کم نمی‌شود؛ بلکه به ارزش وجود او افزوده می‌شود. در کنگره۶۰ پهلوان بودن تنها یک جایگاه نیست، نمادی از عشق، مسئولیت و قدردانی است و پهلوان کسی است که با عمل خود نشان می‌دهد برای حفظ و گسترش این مسیر، سهمی برعهده گرفته است تا دیگران نیز فرصت تجربه آرامش، آموزش و رهایی را داشته باشند.

امروز افتخار داریم در کنار یکی از پهلوانان کنگره۶۰ باشیم و از نگاه و تجربه ایشان درباره بخشش، خدمت و مسئولیت بشنویم. این گفت‌وگو الهام‌بخش همه کسانی باشد که باور دارند با بخشیدن می‌توان دنیای زیباتری ساخت.

در ابتدا لطفاً به ما بگویید، انگیزه شما از عضویت در لژیون مالی و پهلوان شدن چه بوده است؟

انگیزه نبود، نیاز به خدمت به خدمت بود، راستش اندکی که از حضور من در کنگره گذشت متوجه شدم که کیفیت زندگی و نوع احساسات من چقدر تغییر کرده؛ بنابراین در خود این نیاز را دیدم که دلم می‌خواهد به این موهبت پاسخ بدهم و قدم به اندازه خودم بردارم و در ادامه، خدمت مالی چیزی بود که این نیاز من را برآورده می‌کرد و هرچه که خدمت می‌کردم متوجه می‌شدم که این نیاز در من قوی‌تر شده و به کنگره بدهکارتر شده‌ام؛ زیرا خدمت در کنگره این‌گونه است که اگر کوچک‌ترین قدمی برای او برداری چندین برابر را به تو برمی‌گردد؛ بنابراین همیشه این من بودم و هستم که به کنگره بدهکارم و در حقیقت به حس ناب و زیبای خدمت در کنگره نیاز دارم.

بزرگ‌ترین درسی که از حضور در لژیون سردار گرفتید، چیست؟

می‌توانم بگویم، رها کردن به معنای حقیقی، درسی است که همواره حضور در لژیون سردار به من هدیه کرده است.

شما فکر می‌کنید این کمک‌های مالی در کنگره هزینه است یا سرمایه‌گذاری؟ چرا؟

یقیناً سرمایه‌گذاری است؛ زیرا نه‌تنها کیفیت زندگی من را در این بعد و جهان؛ بلکه در بعد و جهان‌های دیگر نیز بهبود بخشد، بخشش، نه فقط در کنگره؛ بلکه بیرون از آن هم اثرات بی‌نظیر خود را دارد. آقای زرکش می‌گویند: «درس‌های کنگره را می‌گیریم برای بیرون از کنگره» و بارها مهندس دژاکام فرموده‌اند: «کمک کردن و بخشیدن را تمرین کنیم». برای چه؟ زیرا اثرات مثبت آن در کوتاه‌مدت و بلندمدت به خود ما بر‌می‌گردد و اگر نام این سرمایه‌گذاری نیست پس چیست؟ انسان‌ها پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌کنند برای آینده‌ای بهتر؛ بنابراین این هدف با خدمت مالی محقق می‌شود.

اگر بخواهید در یک جمله پیام خود را به همسفرانی که آرزوی رسیدن به جایگاه پهلوانی را دارند بیان کنید، آن جمله چیست؟

بارها در کنگره این جمله به گوش ما خورده است، عبور از ترس و رسیدن به شجاعت و
فکر می‌کنم وقت آن رسیده که معنای این جمله را زندگی کنیم.

چه اتفاقی باید در صور پنهان ما بیفتد که در صور آشکار توان بخشیدن را داشته باشیم؟

پاسخ من فقط ایمان است، وعده خدا دروغ نیست.

شما در صحبت‌هایتان فرمودید یکی از مسئولیت‌های من این است که مصرف‌کننده نباشم، ملاک تشخیص برای مصرف‌کننده بودن چیست؟

اینکه فقط در کنگره حضور داشته باشم و از امکانات آن استفاده کنم، بدون اینکه از خود جوشش و حرکتی داشته باشم، نماد آشکار یک مصرف‌کننده است، مگر نه اینکه در مسئله اعتیاد، سیستم شبه‌افیونی بدن یک مصرف‌کننده دیگر هیچ تولیدی از خودش ندارد و وابسته به سیستم بیرون از خودش است؛ بنابراین من همسفر هم اگر فقط حضور داشته باشم، بدون هیچ حرکت سازنده‌ای، اسم من را چه می‌شود گذاشت؟ من نمی‌گویم فقط امکانات آب و برق و صندلی کنگره را نادیده بگیرم؛ بلکه از چیزی بسیار والاتر و فراتر از آن سخن می‌گویم، اگر روی آن صندلی بنشینم؛ اما عظمت دانش کنگره را نبینم و این میزان آگاهی و سطح نظم و قانون پیشرفته کنگره را نبینم یا برایم عادی شود آن‌وقت است که دیگر تفاوتی با یک مصرف‌کننده ندارم؛ البته چرا یک فرق دارم، سد خونی یک مصرف‌کننده با هرویین و شیشه تسخیر شده؛ اما سد‌ خونی مغز من با قدرنشناسی، ندیدن و انکارکردن رو به افول می‌رود.

همان‌طور که می‌دانیم دستور جلسه لژیون سردار با کارگاه یکی است به نظر شما این دو جلسه به لحاظ آموزشی چه تفاوتی با هم دارند؟

می‌دانید شبیه یک جور مکاشفه به باور است، من وقتی می‌توانم به لایه‌های عمیق یک دستور جلسه دست پیدا کنم که ارتباط آن را با بخشش ببینم و فکر می‌کنم دستور جلسات هفتگی، چشمه‌های جوشان و نهرهای خروشانی هستند که در لژیون سردار به بحر و اقیانوس می‌رسند.

در کنگره هر چیز دو چهره دارد، صور آشکار و صور پنهان، شما در پهلوان بودن صور آشکار و پنهان را چگونه توصیف می‌کنید؟

به باور من صور پنهان و آشکار آن عشق و ایمان است و باور به این جمله شاعر که می‌گوید:  اندکی صبر سحر نزدیک است.

ره آسمان درون است، پر عشق را بجنبان

پر عشق چون قوی شد، غم نردبان نماند

در پایان از همسفر پهلوان فهیمه بابت اینکه وقت خودشان را در اختیار ما قرار دادند و تجربیات ارزشمندشان را با صداقت و صمیمیت با ما به اشتراک گذاشتند، صمیمانه سپاسگزاریم، برای ایشان در ادامه مسیر زندگی، سلامتی، آرامش و موفقیت‌های روزافزون آرزو می‌کنیم و امیدواریم این گفت‌وگو برای مخاطبان نیز الهام‌بخش و مفید باشد.

طراح سؤال و انجام مصاحبه: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .