جلسه هشتم از دوره اول سری کارگاههای هماهنگی راهنمایان و خدمتگزاران ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه خواجو، با استادی همسفر کوروش و نگهبانی همسفر محمدجواد و دبیری همسفر محمدرضا با دستور جلسه: وادی هفتم(رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه از آن برداشت مینماییم.)شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
با یاری قدرت مطلق الله، جلسه را آغاز میکنیم.
موضوع این جلسه، وادی هفتم است که میگوید:
«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه از آن برداشت مینماییم.»
این جمله به ما میآموزد که برای رسیدن به حقیقت، باید جستوجوگر باشیم. لازم است ابعاد مختلف یک موضوع را بررسی کنیم، مسیرهای منتهی به آن را بشناسیم و با آزمون و خطا، راه درست را پیدا کنیم. بسیاری از حقیقتها و رمزها پیچیدهاند و ممکن است با یک یا دو بار تلاش نتوان به آنها دست یافت.
در این زمینه، جملهای معروف از توماس ادیسون وجود دارد. او پس از اختراع لامپ گفت: «من هزار بار شکست نخوردم؛ بلکه هزار راه را امتحان کردم تا راه درست را پیدا کنم.» این نگاه، تفاوت بزرگی در نوع نگرش انسان ایجاد میکند. او شکست را پایان راه نمیدانست، بلکه هر تلاش را گامی به سوی موفقیت میدید.
گاهی ما انسانها عجول هستیم و دوست داریم از کوتاهترین مسیر به هدف برسیم. در سیدی وادی هفتم نیز آقای مهندس به همین موضوع اشاره میکنند؛ اینکه بعضی افراد میخواهند با خوردن یک قرص لاغر شوند، بیماری خود را با یک قرص درمان کنند، با خواندن یک وِرد تمام مشکلاتشان را حل کنند یا با پیدا کردن یک نقشه گنج، یکشبه ثروتمند شوند. اینها همان میانبرهایی هستند که معمولاً نتیجه مطلوبی ندارند.
حتی اگر در مواردی چنین اتفاقی هم بیفتد، ما از پشتصحنه آن بیخبر هستیم. شاید آن فرد سالها تلاش کرده، آموزش دیده و سختیهای فراوانی را پشت سر گذاشته باشد. برای مثال، پیدا کردن یک نقشه گنج هم به این سادگی نیست. ابتدا باید خود نقشه را به دست آورد، سپس رمزها و نشانههای آن را شناخت و در نهایت مسیر را بهدرستی طی کرد.
هر نقشهای مجموعهای از علائم، اعداد و نشانهها دارد که باید رمزگشایی شوند. اگر کسی دانش لازم را نداشته باشد، نمیتواند مفهوم آنها را درک کند. همانطور که کودکی تا زمانی که خواندن و نوشتن را نیاموزد، نمیداند از کنار هم قرار گرفتن «آ» و «ب»، کلمه «آب» ساخته میشود. ابتدا باید آموزش دید تا بتوان رمز را کشف کرد.
کشف حقیقت نیز دقیقاً به همین شکل است. ابتدا باید راه را پیدا کنیم، اما صرف دانستن راه کافی نیست؛ باید حرکت کنیم. آقای مهندس مثالی میزنند که اگر بخواهیم به تبریز برویم، ابتدا نقشه را بررسی میکنیم و بهترین مسیر را انتخاب میکنیم، اما تا زمانی که حرکت نکنیم، هرگز به تبریز نخواهیم رسید. دانستن مسیر، بدون عمل، هیچ ارزشی ندارد.
بنابراین، وادی هفتم به ما میآموزد که تنها شناختن رمز کافی نیست؛ باید در مسیر قدم برداشت تا حقیقت برای انسان آشکار شود و به نتیجه مطلوب برسد. منظور از «برداشت» در این وادی، بهرهبرداری و نتیجهای است که از حرکت در مسیر صحیح به دست میآید.
انسان با سعی، تلاش و استمرار به موفقیت میرسد. هر کسی اگر کاری را بهصورت پیوسته و اصولی دنبال کند، سرانجام به هدف خود خواهد رسید. پیام وادی هفتم نیز همین است؛ اگر میخواهی رمز حقیقت را کشف کنی، باید با استمرار، تمرین، تکرار و حرکت در مسیر درست، به مقصد برسی.
بیشتر اوقات، ما بخشی از مسیر را طی میکنیم، اما با دیدن اولین مانع یا بنبست، ناامید میشویم و بازمیگردیم. در حالی که باید مسیر را تا انتها بررسی کنیم. اگر در جایی به مشکل برخوردیم، به جای اصرار بر ادامه مسیر اشتباه، باید برگردیم و بررسی کنیم که اشکال از کجاست.
فرض کنید قصد دارید به تبریز بروید، اما ناگهان تابلوی «بندرعباس» یا «یزد» را میبینید. این نشانه روشنی است که مسیر را اشتباه آمدهاید. در چنین شرایطی نباید با خود بگویید: «شاید همین راه درست باشد.» بلکه باید توقف کنید، مسیر را دوباره بررسی کنید و به جاده صحیح بازگردید.
بنابراین، برای رسیدن به هر هدفی، دو اصل اساسی وجود دارد: نخست، بررسی دقیق و انتخاب مسیر درست؛ و دوم، حرکت، استمرار و عمل کردن. تنها در این صورت است که میتوان به حقیقت دست یافت و از نتیجه آن بهرهمند شد.
از اینکه به صحبتهای بنده توجه کردید، صمیمانه سپاسگزارم.

ویرایش، عکس، ارسال: همسفر فرزاد لژیون دوم
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
85