به نظر من، یکی از مهمترین پیامهای این سیدی این است که دیدن با چشم، بهتنهایی به معنای فهمیدن نیست. ممکن است انسان سالها موضوعی را ببیند؛ اما چون آموزش صحیحی ندیده یا از راهنمای مناسبی بهرهمند نبوده، نتواند حقیقت آن را بهدرستی درک کند. آموزش به ما کمک میکند تا نگاه خود را از ظاهر مسائل فراتر ببریم و به مفهوم و حقیقت آنها پی ببریم. داشتن یک مربی یا راهنمای آگاه زمانی ارزشمند است که خود ما نیز آمادگی یادگیری داشته باشیم. اگر آموزش را جدی بگیریم و آن را در زندگی به کار ببریم، حتی کارهایی که در ابتدا غیرممکن به نظر میرسند، بهتدریج امکانپذیر خواهند شد.
همانطور که در کنگره60 بارها شاهد بودهایم، علم صحیح همراه با عمل سالم میتواند نتایج بزرگی به همراه داشته باشد. همچنین این سیدی به من یادآوری کرد که داشتن هدفی روشن، نقش مهمی در حرکت انسان دارد. وقتی مقصد مشخص باشد و با برنامه، آموزش و استمرار حرکت کنیم، دیگر منتظر فراهم شدن شرایط ایدهآل نمیمانیم؛ بلکه با هر قدم، به هدف نزدیکتر میشویم. من از این سیدی آموختم که برای شناخت بسیاری از مسائل زندگی، نباید تنها به آنچه با چشم میبینم اکتفا کنم.
انسان برای رسیدن به آرامش باید از اسارت چشم سر خارج شود و دید خود را با آموزش، تفکر، تجربه و عمل سالم گسترش دهد. هرچه نگاه ما عمیقتر شود، قضاوتها کمتر، آرامش بیشتر و تصمیمها عاقلانهتر خواهند شد. از نگاه من، چشم سر، گاهی باعث قضاوتهای عجولانه میشود. ممکن است فردی را فقط بر اساس ظاهر، نوع لباس، موقعیت اجتماعی یا یک رفتار کوتاهمدت قضاوت کنیم، درحالیکه از درون او، سختیهایی که پشت سر گذاشته، تلاشهایی که کرده و گذشتهاش هیچ اطلاعی نداریم. همین قضاوتهای ظاهری میتواند انسان را گرفتار مقایسه کند.
منبع: سیدی چشم سر
نویسنده: همسفر زهره، رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر ثریا، رهجوی راهنما همسفر منیژه( لژیون دوم)
ارسال: همسفر نجوا، رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
282