سومین جلسه از دوره بیست و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی تختجمشید شیراز به استادی مرزبان خبری پارک جنت همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر آیسودا با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که در کنار شما دوستان هستم و از شما عزیزان انرژی و آموزش میگیرم. دستور جلسه امروز «وادی پنجم» است؛ این وادی میگوید: «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.» وادی پنجم به من میخواهد چه بگوید؟ وقتی که شخص وارد کنگره۶۰ میشود، بعد از پشت سر گذاشتن آن ۴ وادی نخست، شروع به حرکت میکند. وادی پنجم به ما میآموزد که چگونه از راه درست شروع به حرکت کنیم و بر اهمیت نگاه درست، تلاش و کوشش تأکید میورزد. این وادی، اصولی را برای ما مطرح میکند: در وادی اول یاد گرفتیم چگونه تفکر کنیم و دانستیم که هیچکدام از ما بیهوده نیستیم. در وادی دوم آموختیم که هیچکس بهاندازه خود فاطمه به فکر فاطمه نیست؛ حتی کسی که او را به دنیا آورده است. یاد گرفتیم که نباید از هیچکس توقعی داشته باشیم و دیگران نمیتوانند بهجای فاطمه فکر کنند یا دچار استرس و اضطراب شوند. آموختیم که خداوند، قدرت مطلق و آفریننده هستی است؛ اما نیروهای منفی، بسیار زیرکانه و زیبا، مسئولیتهایی را که بر عهده خود من است، میخواهند به گردن خداوند بیندازند. در وادی چهارم مشخص شد که نباید مسئولیتهای خود را حتی به گردن خداوند بیندازیم.
در وادی پنجم، آقای مهندس میفرمایند: «ما سه جهان داریم که از میان جهانهای بیشمار، این سه جهان در اولویت و اهمیت هستند: نخست، همین جهانی است که در آن زندگی میکنیم و با یکدیگر، خانواده و اطرافیانمان در ارتباط هستیم. دوم، جهان خواب است؛ جهانی که ممکن است برخی از ما ارتباط خوبی با آن داشته باشیم؛ در این جهان، هنگام خواب چیزهایی میبینیم و به مکانهایی میرویم که شاید در بیداری به آنها دسترسی نداشته باشیم. سوم، جهان ذهن است که از همه مهمتر است. ما اکثر وقت خود را در جهان ذهن سپری میکنیم؛ برای مثال، تصور شیری که بدن زرافه دارد در واقعیت ممکن نیست؛ اما در ذهن ما امکانپذیر است. مثالی دیگر: تصور کنید سر سفره نشستهایم و از خوردن غذا لذت میبریم در همان لحظه کسی با ما تماس میگیرد و خبر ناگواری میدهد؛ این امر باعث میشود که ما بههم بریزیم. از کجا متوجه میشویم؟ از آنجا که پیش از تماس، از خوردن غذا لذت میبردیم؛ اما پس از آن دیگر هیچ لذتی نمیبریم و نمیتوانیم به فعالیت خود ادامه دهیم.
در سیدی «جهانهای ذهنی» استاد امین میگویند: شخصی نزد مهندس آمد و گفت: من نزدیک به ۷، ۸ میلیارد تومان پول از دست دادهام. مهندس پرسیدند: «آیا خوابت درست شده است؟» پاسخ داد: خیر. پرسیدند: «آیا به کنگره کمک کردهای؟» گفت: بله. مهندس پرسیدند: «چقدر کمک کردهای؟» و او پاسخ داد. مهندس فرمودند: «معلوم است که خوابت درست نمیشود! کنگره متعلق به شخص خاصی نیست؛ مکانی است که به همه تعلق دارد. کسی که به کنگره آمده و به درمان و حال خوش رسیده، در برابر آن ۷، ۸ میلیارد تومان سرمایه، تنها بهاندازه یک گونی سیبزمینی یا مقدار ناچیزی نان کمک کرده است؛ طبیعی است که نهتنها خوابت درست نمیشود؛ بلکه سرمایهات را هم از دست میدهی.»
این مطلب میخواهد به منِ فاطمه بگوید: تو که به اینجا آمدی و به درمان و حال خوش رسیدی، به یاد بیاور روز اول با چه حالی وارد کنگره شدی؟ دوستان قدیمیتر، چهره مرا در خاطر دارند؛ پوزش میطلبم، رنگ زرد صورت و اضافه وزن و ... امروز خیلیها میتوانند فاطمه کنونی را با آن فاطمهای که ۳ سال پیش آمد مقایسه کنند. آن زمان منبع درآمد من مسافرم (پسرم) نبود و مسئولیت زندگیم بر عهده او نبود؛ مسئولیت زندگی و امور مالی من بر عهده همسرم است. من در آن زمان هم همین درآمد و زندگی را داشتم؛ اما بسیار آشفته و پریشان بودم. زمانی که با کنگره آشنا شدم (بهوسیله مادر یکی از دوستان مسافرم)، هنوز نمیدانستم مسافرم مشکل دارد. ما برای ده روز به مسافرت رفتیم و آن سفر به تلخترین خاطره زندگی من تبدیل شد؛ بارها تعریف کردهام که دیگر از مسافرت متنفر بودم و هیچ میلی نداشتم که دیگر به سفر بروم.در ادامه خاطره آن سفر بندرعباس که همراهان ناخواندهای با خود آورده بودیم، در کمال بیخبری من، زیر صندلی مادربزرگ مشروبات الکلی جاسازی کرده بود. این در حالی بود که من خودم در خانه خواهرم مهمان بودم و آنها تا ساعات پایانی شب نیز در پی خوشگذرانیهای خود بودند؛ اما هیچ کار خداوند بیحکمت نیست؛ همان سفر، نقطه عطفی شد تا با کنگره۶۰ آشنا شوم؛ پس از آن مسافرم، ۲ برادرم و پدرم با آموزشهای کنگره به درمان رسیدند، هرچند که مسافر آن معرفیکننده، همچنان در مرحله انکار است.
آقای مهندس تأکید دارند که همسفر باید دارای صفات «صبر ایوب»، «عدالت علی»، «شجاعت امام حسین» و «مهربانی حضرت محمد» باشد تا بتواند مسافرش را به سلامت از پرتگاهها عبور دهد. وادی پنجم به من میآموزد که برای رسیدن به حال خوش، باید از خواستههای نامعقول خود بگذرم و بخشش داشته باشم. همانطور که روزگاری پول من صرف ضدارزشهای مسافرم میشد، امروز میدانم که انفاق در راه کنگره، بهترین نوع پسانداز است؛ چرا که اموال انسان تنها همان چیزی است که در زمان حیاتش در راه خیر انفاق کرده است.
اهداء لوح تقدیر به مسئول امتحانات دوره قبل

معرفی مسئول امتحانات دوره جدید

تقدیر از مسئول امتحانات دوره قبل

نفرات برتر آزمون فاینال

تقدیر از شرکتکنندگانی که در همه آزمونها شرکت کردهاند


مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر زریر
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر آیسودا دبیر اول سایت
ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
82