جلسه هشتم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر صالحه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
ابتدا خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر فرصت داد که در جمع شما دوستان عشق و محبت باشم و از حضور شما آموزش و انرژی بگیرم و خدا را شاکرم برای یک بار دیگر حضور در کنگره۶۰ و سپاسگزارم از استاد عزیز و بزرگوارم خانم سمیه که جای ایشان در این مکان بسیار خالی و سبز است و هر آنچه من دارم اگر قدرت بیان است، اگر من میتوانم اینجا با آرامش بنشینم و صحبت کنم همه و همه از زحمات راهنمای عزیزم خانم سمیه است و از خداوند برای ایشان طلب سلامتی کامل را دارم و انشاءالله که در هر کجا که هستند موفق و سربلند باشند و سپاسگزارم از خانم سحر راهنمای، راهنما خودم که اگر ایشان نبودند کنگره۶۰ در کرمان در بخش همسفران الان فعالیت نداشت و من به نوبه خودم سپاسگزار و مدیون ایشان هستم و یک خداقوت ویژه به مرزبانهای دوره قبل خانم طاهره عزیز و خانم سمیه عزیز که جانانه با عشق و صادقانه خدمت کردند و به ایشان خدا قوت میگویم و به خانم محیا عزیزم ایجنت شعبه و خانم مکرمه و خانم سارا خداقوت جانانه میگویم.
این دستور جلسه در مورد وادی پنجم است در وادی پنجم آقای مهندس میفرمایند؛ «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید» در اینجا میگوید؛ در جهان ما، آقای مهندس میگوید ما سه تا جهان داریم جهان فیزیکی، جهانی که ما الان در آن زندگی میکنیم و جهان خواب، جهانی که به ناخودآگاه ما در آن زندگی میکنیم و جهان ذهنی، جهانی است که در ذهن خودمان آن تفکراتی را که ما انجام میدهیم که با برنامهریزی و رسیدن به خواستههای ما تمام آن تفکراتی را که ما در ذهن خودمان انجام میدهیم به آن میگویند جهان ذهنی، از وادی اول تا چهارم ما یاد گرفتیم که همه چیز به تفکر ما بستگی دارد یعنی ما باید فکر کنیم قبل از انجام هر کاری اول باید فکر کنیم.
وادی پنجم میگوید؛ هر چقدر که فکر کردی یا هر چقدر که از وادی اول تا چهارم یاد گرفتی که باید فکر کنی، باید ناامید نباشی و باید بدانی که همه چیز از خودت شروع میشود، وادی پنجم وقت عمل کردن است، یعنی از قوه فعل به عمل در بیایید، باید حرکت کنید تا به آن خواستههای معقول که در ذهن خود دارید برسید حال، چطوری به خواستههای خودمان میتوانیم برسیم؟ ما باید آرامش داشته باشیم باید از افکار منفی، استرس، ناامیدی دور شویم چگونه از ناامیدی و افکار منفی میتوانیم دور شویم؟ آقای مهندس میگویند؛ ما باید چند تا پله را در این وادی طی کنیم باید آنها را عملیاتی کنیم که پله و مرحله اول میشود بازگشت از ضدارزشها است.
ضدارزشها چه هستند ضدارزشها آنچه که در خرد جهانی است، دزدی کردن، غیبت کردن، تهمت زدن، تجسس در کار دیگران، خیانت کردن و خیلی از چیزهایی که خرد جهانی آنها را قبول دارد ضدارزش هستند یکسری ضدارزشها در بعضی جوامع ضدارزش هستند و در بعضی جوامع نیستند، مثل خوردن مشروبات الکلی که در جامعه ما ضدارزش است و در بعضی جوامع ضدارزش نیست یا بیحجابی که در جامعه ما ضدارزش است و در بعضی جوامع ضدارزش محسوب نمیشود ما باید در این وادی برگشت کنیم که مرحله اول شد برگشت از ضدارزشها که آقای مهندس میگویند؛ هر کس خودش بهتر میداند که ضدارزش چه است، اگر به درون خودمان مراجعه کنیم متوجه میشویم که ضدارزش و ارزش چه است.
قدم دوم خودداری است، آقای مهندس میفرمایند؛ بعضی روزها است، بعضی روزها نیست، یا بعضی مواقع ما هر چه تفکر میکنیم دودل هستیم و به نتیجهای نمیرسیم و زمانی که این دودلی صورت میگیرد باید خودداری کنیم در انجام مسائل و نباید آن مسئله را انجام بدهیم. پله سوم قناعت است که آقای مهندس میگویند؛ ما باید در این پله از طبیعت یاد بگیریم که چطوری میشود که به طبیعت یک بذر خالی به یک زمین خشک و بیآب و علف یک بذر میدهیم و آنجا طبیعت آن بذر را تبدیل به خوشههای گندم میکند یا هسته را به گیلاسهای خوشمزه و درختهای پر بار تبدیل میکند و ما باید یاد بگیریم که از کمترین امکانات بیشترین بهره را ببریم.
قناعت کردن با خساست کردن فرق میکند یعنی قناعت از کوچکترین چیزهایی که ما داریم بتوانیم بهترین استفادهها را ببریم که خودش یک هنر است و این را آموزش میبینیم و به بچهها هم آموزش میدهیم که پایههای زندگی آنها را استوار کند ما پایههای زندگی خودمان را فقط با این مراحل که در وادی پنجم است اگر فقط اینها را رعایت کنیم و عملی کنیم واقعاً میتوانیم پایههای زندگیمان را مستحکم کنیم. قدم چهارم پله صبر است که آقای مهندس میگویند؛ یک کار دشوار و سخت است قرار نیست که حالا گل و بلبل پیش برود صبر، یعنی تحمل کردن زمان همراه با تلاش و کوشش، بعضیها میگویند صبر میکنیم؛ ولی هیچ کاری نمیکنیم بعضیها صبر میکنند؛ ولی کاری نمیکنند.
صبر یعنی اینکه تلاش و کوشش خودمان را داشته باشیم و تحمل آن بازه زمانی هم داشته باشیم. آقای مهندس میگویند؛ نگاه کنید به طبیعت ببینید چگونه طبیعت با رعایت کردن این پارامتر صبر محصولات خودش را ارائه میدهد، وقتی که یک بذر، یک دانه گندم بخواهد یک خرمن گندم یا یک خوشه گندم بشود و تبدیل به نان بشود این خودش یک پروسه زمانی را طی میکند وقتی که بخواهیم از اعتیاد از مرحله مصرف مواد مخدر به مرحله رهایی برسیم این پارامتر صبر خیلی میتواند به ما کمک کند و باید تلاش و کوشش توأم با صبر کردن انجام شود و صبر تلخ است چیزی است که طاقتفرسا است و لازمه زندگی است.
آقای مهندس میگویند؛ صبر ابزار زندگی ما است و باید حتماً این پارامتر اجرا شود همراه با تلاش و کوشش نتیجه آن قطعاً پیروزی است. قدم پنجم که در وادی پنجم آقای مهندس خیلی اشاره کردند و گفتند؛ که خیلی مهم است تجسس و قضاوت است که آقای مهندس میگویند؛ قضاوت کردن کار انسانهایی است که یک حقوق و مزایایی را دریافت میکنند یا در اداره آگاهی کار میکنند و کارشان این است که تجسس کنند در امور دیگران تا به آن مرحله که خودشان میخواهند دست پیدا کنند و مورد اعتماد خیلی افراد هم هستند. آقای مهندس میگویند؛ افرادی از سر فضولی در زندگی دیگران تجسس میکنند که به این آدمها زندگی خصوصی افراد ربطی ندارد و ما نباید تجسس کنیم.
تجسس کردن تبدیل به قضاوت میشود کسی که دارد تجسس میکند همراه خودش قضاوت هم میآورد، قضاوت کردن به همراه خودش غیبت میآورد فردی که در ذهن خودش قضاوت میکند ناچار دچار غیبت میشود. آقای مهندس میگویند؛ غیبت کردن مثل دیوار پوسیده است که فرد زیر آن مینشیند و آن دیوار روی سر خود آن فرد آوار میشود، پس اولین کسی که دارد آسیب میبیند خود فرد متجسس میباشد که در زندگی دیگران تجسس و قضاوت کرده است و در آخر غیبت کرده و یک اصطلاحی است که میگوید، حرف خودت را کجا شنیدی آنجا که حرف دیگران را زدی، پس خیلی مهم است که این سه تا مورد رعایت شود، چیزی که به ما ربطی ندارد نباید انجام بدهیم.
قدم ششم، مرحله پسانداز کردن است و آقای مهندس خیلی قشنگ برای ما توضیح میدهند که پسانداز کردن برای افرادی است که چیزی ندارند، نه افرادی که پولدار و ثروتمند هستند افرادی که هیچ چیز ندارند باید پس انداز کنند حال، چطوری است این پسانداز کردن؟ آقای مهندس میگویند؛ اگر امروز یک تکه نان داری نصف آن را برای فردا بگذار، قرار نیست بعضی افراد صورت خودشان را با سیلی سرخ کنند یا خودشان را به دیگران اثبات کنند. آقای مهندس میفرمایند؛ نیاز نیست خودمان را به دیگران اثبات کنیم، باید خودم باشم همین که هستم باشم همین را که امروز دارم بخورم به جای خوردن پیتزا در وعده شام میتوانم نان و پنیر بخورم، میتوانم املت بخورم، میتوانم از کوچکترین چیزی که دارم لذت ببرم و میتوانم پسانداز کنم.
آقای مهندس میفرمایند؛ دانهدانه است غله در انبار، قدم هفتم وکیل، رضا و تسلیم که یک پارامتر بسیار سخت که آقای مهندس میگویند؛ کسانی به این درجه از تسلیم میرسند واقعاً افراد کمیاب و نادری هستند ما باید در تمام مراحل زندگی خودمان تلاش و کوشش را انجام بدهیم و به خداوند توکل کنیم و بسپاریم به دست خداوند و منتظر نتیجه باشیم، نتیجه هر چیز که باشد باید راضی باشید، پس میرسیم به مقام رضا که در مقام رضا اگر نتیجه خواسته ما با خواستهای که خداوند داشته یکی باشد قطعاً ما راضی هستیم؛ ولی مقام تسلیم، در مقام تسلیم هر آنچه که خداوند بگوید، نه باید مخالفتی داشته باشید نه باید موافقتی داشته باشید هر آنچه که از خدا برسد ما باید تسلیم درگاه خدا باشیم.
«هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامترم ز آهو، بیباکترم از شیر
وان لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج است پی رنجم، زنجیر پی زنجیر»
تقدیر از دبیر دوره قبل و معرفی دبیر دوره جدید

رهایی ۴۰ سیدی همسفر زهرا و همسفر ثریا رهجویان راهنما همسفر محیا

رهایی از بند نیکوتین همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر بتول


مرزبانان کشیک: همسفر مکرمه و مسافر آرمان
تایپیست: همسفر فاطمه(ک) رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
ارسال و ویراستاری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم)
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
126