پنجمین جلسه از دور پنجاه و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی حر، با استادی مسافر ابوالفضل ، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه ؛《 وادی پنجم و تاثیر آن روی من 》 در روز دوشنبه بیست ونهم تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۰۰ : ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ابوالفضل هستم، یک مسافر، قبل از هر چیز خدا را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا در این جایگاه آموزش بگیرم و خدمت کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر امن را برای درمان و آموزش ما فراهم کردند. از راهنمای خوبم، آقا اقبال امامی، و همچنین راهنمای درمان سیگارم، آقای اکبر جوادی، صمیمانه تشکر میکنم که در تمام مسیر کنار من بودند. از ایجنت محترم و مرزبانان شعبه نیز سپاسگزارم.
دستور جلسه امروز وادی پنجم است؛ «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
قبل از وادی پنجم، چهار وادی را پشت سر گذاشتهایم. در وادی اول یاد گرفتیم که با تفکر، ساختارها آغاز میگردد. در وادی دوم آموختیم که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به این جهان نگذاشته است. در وادی سوم فهمیدیم که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. و در وادی چهارم نیز یاد گرفتیم که در مسائل حیاتی نباید مسئولیت را به خداوند واگذار کنیم.
این چهار وادی بیشتر جهان ذهنی ما را آماده میکنند، اما وادی پنجم میگوید وقت حرکت است؛ باید آنچه را یاد گرفتهایم به عمل تبدیل کنیم. حرکتی که از ضد ارزشها دور باشد و ما را به مقصد برساند.
اولین حرکت درستی که من انجام دادم، این بود که درست فکر کردم و وارد کنگره ۶۰ شدم. سفرم را آغاز کردم، گوشبهفرمان راهنمایم بودم، بهموقع خوابیدم، بهموقع بیدار شدم، داروی OT را بهاندازه و سروقت مصرف کردم، ورزش کردم و نتیجه همه این حرکتهای درست، گل رهایی بود که از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت کردم.
اما قبل از کنگره، حرکتهای نادرستی هم داشتم. وارد یک NGO دیگر شدم و با اینکه هجده ماه از مواد دور بودم، نتوانستم به رهایی واقعی برسم. بیشتر اوقات با ترس زندگی میکردم و نمیتوانستم کارهایم را درست انجام بدهم؛ چون آن حرکت، بر پایه عقل و آموزش نبود.
یکی دیگر از اشتباهاتم، روش URD بود. فکر میکردم هرچه زودتر به مقصد برسم بهتر است، اما نتیجه آن فقط آسیب و خطر بیشتر بود.
وقتی به هستی نگاه میکنیم، حتی از یک مورچه هم میتوانیم آموزش بگیریم. مورچه برای بردن یک دانه به لانهاش شاید بارها آن را زمین بیندازد، اما ناامید نمیشود و با پشتکار دوباره آن را برمیدارد تا برای زمستان ذخیره کند. این یعنی حرکت مستمر و درست.
اگر از ضد ارزشها فاصله بگیریم، قطعاً حرکت ما سالم خواهد بود. آقای مهندس میفرمایند: اگر حرکت درست انجام بدهید، حتی از خاک شور یا پهنی که در خاک میریزید، یک طالبی شیرین به عمل میآید. این یعنی نتیجه حرکت سالم، همیشه ثمرهای شیرین خواهد داشت.
من باید از دروغ، غیبت و تجسس دوری کنم و به جای توجه به دیگران، روی خودم کار کنم تا بتوانم به مقصد برسم.
یکی دیگر از حرکتهای مهم زندگی من، درمان سیگار بود. سه یا چهار بار هم خراب کردم، اما ناامید نشدم. آقای مهندس میفرمایند: وقتی میخواهی میخی را داخل دیوار بکوبی، باید چندین بار با چکش به آن ضربه بزنی تا در جای خودش قرار بگیرد. من هم چند بار زمین خوردم، اما بالاخره دوباره حرکت کردم و توانستم سیگارم را هم درمان کنم.
از اینکه با محبت به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.


عکس و بارگذاری: مسافر بهروز
متن و ویرایش : مسافر علی
مرزبان کشیک: مسافر بهروز
مرزبان خبری: مسافر حامد
- تعداد بازدید از این مطلب :
60