خدای مهربان را سپاس میگویم که من را به کنگره۶۰ هدایت نمود تا بتوانم از آموزشهای ناب و نافذ آقای مهندس بهرهمند شوم. در ابتدای ورودم به کنگره۶۰ بسیار آشفته و بیتعادل بودم؛ زیرا هميشه با تفکرات غلط فکر میکردم، بیهوده قدم به این حیات گذاشتم و باید میدانستم که هیچ موجودی به میزان خود من به خویشتن من فکر نمیکند.
همیشه مسئولیت کارهایم را به خداوند میسپردم؛ اما انگار خداوند از آفرینش من هدفی داشت. کنگره۶۰ اختیارات از یاد رفته و سوخته را، در مسیر گردباد عظیم به من بازگرداند تا بدانم خالق کیست! مخلوق چیست! خدا میداند چهقدر در جهان ذهنی خوشحال هستم و حس من چه آرام است. با تمام جان کنگره۶۰، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان را دوست دارم و احساس میکنم این مرا کفایت میکند؛ اما درک جایگاه آنان چه میشود؟ تکلیف غنچههای چشم انتظار سرخ و سفید رهایی چه میشود؟ پس من باید ذرهذره آرام و آهسته برای آشتی کردن با طبیعت از جهان ذهنی خارج شوم و با دنیای بیرون به تعادل برسم.
به یاد دارم آن روز را که با چه ذوق و شوق وصفناپذیری برای زیارت گل سرخ از میان جنگل، برای دیدن باغبان پرواز کردم، چه روز باشکوهی! ابرها ساز میزدند ماه میخندید، ستارگان دست میزدند، خورشید زیر باران میرقصید! اکنون با برگشت از ضدارزشها، توشه و نیازهای کولهبارم را با آگاهی و تعلیمات از چنین مسائلی مانند خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت، غیبت، پسانداز، توکل، رضا و تسلیم میبندم، کفشهای زیبای آهنین را با عشق به پا میکنم و برای گرفتن، بوییدن و لمس کردن گلهای سرخ و سفید رهایی از دستان توانمند و مهربان دانایی، برای مسافران عزیزم با مهر از دشتهای سرسبز و با صفای وادی پنجم به راه میافتم که میگوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند.
نویسنده: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم)
ویراستار و ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
169