همسفران نمایندگی بیستون در مشارکت خود در مورد دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست؛ بلکه توأم با رفتن و رسيدن آن را كامل مینمايد.) و تأثیر آن روی من» بیان کردند:
همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
وادی پنجم به من یاد میدهد که برای رسیدن به آرامش، دانستن بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید دانستهها را به عمل تبدیل کنم. اگر فقط مطالب زیادی بدانم، اما در زندگی از آنها استفاده نکنم، آن دانش ارزشی نخواهد داشت. این وادی بر ۳ اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم تأکید میکند. وقتی افکار من سالم باشد، گفتارم نیز سالم میشود و در نهایت به عمل سالم و صالح میرسم. برای حرکت از بیتعادلی به سمت تعادل، باید خودم را تزکیه و پالایش کنم و از ضدارزشها فاصله بگیرم. این بازگشت یکشبه اتفاق نمیافتد؛ بلکه با تلاش و استمرار امکانپذیر است. وادی پنجم ۷ دستور کاربردی را برای اجرای دانستهها بیان میکند: برگشت از ضدارزشها: هر روز سعی کنم یک قدم از کارهای نادرست فاصله بگیرم. خودداری: اگر ندانستم کاری درست است یا نه، تا زمانی که مطمئن نشدهام، آن را انجام ندهم. قناعت: با امکاناتی که دارم بهترین استفاده را بکنم و در عین حال برای پیشرفت تلاش کنم. صبر: بدانم هر نتیجهای به زمان، تلاش و استمرار نیاز دارد و هیچ موفقیتی یکشبه به دست نمیآید. پرهیز از تجسس، قضاوت و غیبت: به جای دخالت در زندگی دیگران، روی اصلاح خودم تمرکز کنم. پسانداز: چه از نظر مالی و چه از نظر معنوی، همیشه برای آینده ذخیره داشته باشم. توکل، رضا و تسلیم: وظیفه خودم را با تفکر و تلاش انجام دهم، نتیجه را به خداوند بسپارم و به حکمت او اعتماد داشته باشم. یکی دیگر از پیامهای مهم این وادی این است که هر عملی ابتدا در ذهن شکل میگیرد. اگر افکار خوب فقط در ذهن باقی بمانند و به اجرا نرسند، هیچ تغییری در زندگی ایجاد نمیشود؛ بنابراین باید ساختارهای ذهنی را به عمل تبدیل کنیم. برداشت من از این وادی این است که تغییر واقعی از خودم آغاز میشود. اگر بخواهم آرامش، تعادل و حال خوب داشته باشم، باید هر روز یکی از آموزشها را در زندگی اجرا کنم، نه اینکه فقط درباره آن صحبت کنم. وقتی آموزشها را عملی کنم، بهتدریج شخصیت، رفتار و زندگیام نیز تغییر خواهد کرد.
همسفر روناک رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
از وادی اول تا وادی چهارم گفته میشود: «تفکر کن؛ تو بیهوده نیستی.» اما در وادی پنجم بیان میشود که تا اینجا تفکر کردهای، حالا باید آن را به مرحله اجرا درآوری و به سمت هدفت حرکت کنی؛ زیرا فکر کردن بهتنهایی کافی نیست و باید آن را عملی کرد. برای رسیدن به آرامش، باید اندیشه و تفکر ما سالم باشد تا گفتارمان نیز سالم شود و در ادامه، کردار سالمی داشته باشیم. برای رسیدن به این مرحله، لازم است خودمان را پالایش و تزکیه کنیم که این مسیر شامل هفت پله است: ۱- برگشت از ضد ارزشها: از انجام کارهای ضد ارزشی مانند دروغ گفتن، تجسس کردن و قضاوت کردن دوری کنیم. ۲- خودداری: زمانی که نمیدانیم کاری که میخواهیم انجام دهیم درست است یا نادرست، از انجام آن خودداری کنیم. ۳- قناعت: از طبیعت الگو بگیریم و با کمترین امکانات، بهترین شرایط زندگی را فراهم کنیم.۴- صبر: برای رسیدن به اهدافمان تلاش کنیم و صبور باشیم؛ زمان را تحمل کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. ۵- دوری از تجسس، قضاوت و غیبت: در زندگی دیگران تجسس نکنیم، کسی را مورد قضاوت قرار ندهیم و غیبت نکنیم؛ زیرا ممکن است روزی خودمان نیز مورد قضاوت قرار بگیریم. بهتر است تمرکزمان را روی زندگی و رشد خودمان بگذاریم. ۶- پسانداز: پسانداز فقط مادی نیست، بلکه معنوی هم هست. باید برای آینده ذخیره داشته باشیم تا بتوانیم در زمان نیاز به دیگران نیز کمک کنیم. ۷- توکل، رضا و تسلیم: تلاش کنیم، حرکت کنیم، به خداوند ایمان داشته باشیم و نتیجه را به او بسپاریم.
همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
صبر، یعنی تحمل سختیها همراه با تلاش و کوشش، نه فقط سکوت و منتظر ماندن. همانطور که یک درخت برای رشد به خاک، آب، نور و مراقبت نیاز دارد، انسان هم برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید صبر، تلاش و مراقبت از مسیر زندگی را در کنار هم داشته باشد. در مسیر آموزش یاد میگیریم که تجسس، قضاوت و غیبت باعث دور شدن از خود و ورود به تاریکی میشود؛ چون معمولاً بر پایه اطلاعات ناقص و ظاهری شکل میگیرد. باید از این رفتارها دوری کنیم و انرژی خود را صرف رشد خودمان کنیم. پسانداز کردن هم یکی از آموزشهای مهم است؛ حتی با قدمهای کوچک، تا در شرایط سخت بتوانیم روی توانایی خودمان حساب کنیم و وابسته به دیگران نباشیم. در پایان، توکل، رضا و تسلیم سه مرحله رشد نفس هستند. توکل، یعنی تلاش کردن و در کنار آن اعتماد به خداوند داشتن.
رضا یعنی پذیرفتن اتفاقات بدون غر زدن و باور به اینکه در هر مسیر حکمتی وجود دارد. تسلیم، یعنی اعتماد کامل به قدرت مطلق و رها کردن نگرانیها پس از انجام وظیفه. امیدوارم با صبر، تلاش، توکل و پذیرش مسیر زندگی بتوانیم به جایگاههای بالاتر برسیم.
همسفر شادی رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون سوم)
در وادیهای گذشته یاد گرفتم که چهطور فکر کنم و مسئولیت زندگیام را بپذیرم. اما وادی پنجم به من نهیب زد که تا کی فقط میخواهی حرف بزنی و فکر کنی؟ من متوجه شدم که بزرگترین مشکل من، تئوریهای قشنگی بود که هیچوقت اجرا نمیشدند. وادی پنجم به من یاد داد که برای رسیدن به تعادل، باید از دنیای ذهن به دنیای عمل بیایم. در این مسیر، پلههای پاکسازی برای من حکم نقشه راه را داشتند. مثلاً یاد گرفتم که تا وقتی در حال «تجسس» در زندگی دیگران هستم، فرصتی برای اصلاح خودم ندارم یا فهمیدم «قناعت» به معنای فقر نیست، بلکه هنر استفاده درست از داشتههایم برای رسیدن به حال خوش است. امیدوارم بتوانم با کاربردی کردن این وادی، فاصله بین «دانستن» تا «عمل کردن» را به حداقل برسانم تا در تمام ابعاد زندگیام به صلح و آرامش برسم.
همسفر زهرا (ج) رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
وادی پنجم به نوعی تکمیلکننده وادی اول تا چهارم است. من در وادی اول تا چهارم آموختم که چگونه در مورد مشکلاتی که شاید خود با تفکر اشتباه باعث به وجود آمدن آنها شدهام بیندیشم و مسئولیت مشکلاتم را به دوش دیگران یا خداوند نیندازم. وقتی به وادی پنجم رسیدم متوجه شدم با تفکر تنها چیزی درست نمیشود؛ بلکه باید ساختارهای فکری خود را به ساختارهای عملی و اجرایی تبدیل کنم و به افکار منطقی اجازه دهم تا اجرایی و عملیاتی گردند. برای این کار باید به دو نکته توجه کرد: ۱ _ تفکر و تشکیل ساختار مناسب ذهنی ۲ _ به اجرا درآوردن ساختار ذهنی و عمل. اگر نتوانم تفکراتم را تبدیل به ساختار عملیاتی کنم هیچگاه به نتیجه نمیرسم، یعنی دانستن تنها بدون اینکه دانستهها مورد استفاده عمل قرار گیرند، هیچ ارزشی ندارد. برای رسیدن به این امر لازم است از حالت اضطراب، ترس، عدم اعتمادبه نفس، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شوم و برای رسیدن به آرامش باید پاکسازی و سازندگی را از خودم شروع کنم و برای این کار باید ۳ اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه مدنظر داشته باشم.
همسفر گلاره رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
در ۴ وادی نخست آموختم که چگونه درست فکر کنم و مسئولیتپذیر باشم. وادی پنجم به من گلاره هشدار داد که فقط به حرف زدن و دانستن اکتفا نکنم، بلکه قدم اول را بردارم؛ از دنیای ذهن و رویاپردازی خارج شوم و وارد مرحله عمل شوم. این وادی به من آموخت که با تزکیه و پالایش، از ضدارزشها فاصله بگیرم تا زمانی که درگیر تجسس در کار و زندگی دیگران باشم، فرصت کافی برای شناخت و اصلاح خودم پیدا نخواهم کرد. در این وادی، قناعت کردن، پسانداز کردن، صبر داشتن و توکل کردن را یاد گرفتم. امیدوارم با تفکر سالم و عمل سالم بتوانم مسیر بهتری را برای خودم و خانوادهام بسازم و زندگی سرشار از آرامش و موفقیت داشته باشم.
راهنما همسفر زهرا:
وادی پنجم درسهای زیادی به من میدهد، ولی من میخواهم راجع به یکی از درسهای بزرگی که به من داده است، صحبت کنم. روزهای اولی که وارد کنگره شدم، بینهایت عجول بودم. فکر میکردم برای رسیدن به خواستهها باید بدوم؛ مثلاً درمان اعتیاد را دوست داشتم چند ماهه تمام شود یا سفر خودم را دوست داشتم سریع تمام کنم، چون برایم سخت میگذشت؛ ولی وقتی به این وادی رسیدم، فهمیدم که صبر و تحمل کردن کار آسانی نیست. این وادی به من گفت: درخت صبر تلخ است، ولی میوه شیرینی دارد و نیازمند زمان است و تو باید در آن زمان برای خواسته خودت تلاش کنی و زحمت بکشی. این کار را باید در تمام سطوح زندگیات مدنظر داشته باشی، حتی طبیعت هم همینطور است؛ درخت برای میوه دادن نیاز به زمان دارد و باید صبر کند تا زمانش فرا برسد.
همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
وادی پنجم به ما میآموزد که تفکر بهتنهایی قدرت حل مسائل را ندارد؛ بلکه تفکر زمانی کامل میشود که همراه با حرکت، تلاش و رسیدن به هدف باشد. یعنی باید اندیشهها و افکار خود را از مرحله ذهنی خارج کنیم و با عمل کردن، ساختارهای جدید و سازندهای در زندگی خود به وجود آوریم. زمانی که روان انسان به ضد ارزشها آلوده میشود، دچار بیقراری، اضطراب و ناآرامی میگردد. برای رسیدن به آرامش، لازم است یاد بگیریم چگونه با امکانات موجود، بهترین شرایط را برای زندگی فراهم کنیم. همه انسانها از بستر طبیعت به وجود آمدهاند و باید هماهنگ با قوانین آن حرکت کنند. یکی از این قوانین، قناعت است. قناعت به معنای کمداشتن یا نداشتن نیست؛ بلکه یعنی از کمترین امکانات، بهترین بهره را ببریم و با داشتههای خود، شرایطی مناسب برای رشد و پیشرفت ایجاد کنیم. وادی پنجم به من یادآوری میکند که برای تغییر و رسیدن به آرامش، تنها فکر کردن کافی نیست؛ بلکه باید اندیشههای درست را به عمل تبدیل کنم و با حرکت در مسیر ارزشها، زندگی بهتری بسازم.
همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
در این وادی توضیح داده میشود که برای درمان اعتیاد و رسیدن به تعادل، لازم است مثلث درمان که شامل جسم، روان و جهانبینی است به تعادل برسد. برای رسیدن به این هدف، ضروری است که تا وادی چهارم را بهخوبی فرا گرفته باشیم؛ زیرا تا این مرحله، به نوعی روشهای صحیح تفکر کردن را میآموزیم. اما زمانی که به وادی پنجم میرسیم، زمان آغاز حرکت فرا میرسد. تا وادی چهارم، ما یاد گرفتهایم که چگونه درست فکر کنیم و مسیر صحیح را تشخیص دهیم. در واقع با تفکر درست و کلیدی، راه واقعی درمان، یعنی مسیر کنگره ۶۰، را از بیراههها و روشهای نادرست دیگر شناختهایم. اکنون دیگر زمان آن است که از مرحله تفکر عبور کرده و قدم در مسیر عمل و حرکت بگذاریم. این حرکت تنها به درمان اعتیاد محدود نمیشود، بلکه در تمام بخشهای زندگی ما تأثیرگذار است. در کنگره ۶۰ و مسیر درمان اعتیاد، حرکت کردن شامل قرار گرفتن در مسیر برنامه و رعایت اصول است؛ مانند حضور بهموقع در جلسات و لژیونها، مصرف منظم و دقیق داروی OT برای مسافران، نوشتن و گوش دادن به سیدیها، آموزش گرفتن و در مجموع، فرمانبردار بودن از اصول و قوانین مسیر درمان. البته در تمام طول این مسیر، یک عامل بسیار مهم و کلیدی وجود دارد و آن صبر است. صبر نقشی اساسی در تمامی مراحل درمان و حتی در تمام بخشهای زندگی انسان دارد؛ زیرا رسیدن به تعادل و تغییرات پایدار، نیازمند زمان، استمرار و حرکت درست در مسیر است.
همسفر زیبا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
وادی پنجم میگوید: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکنیم.» ۴ وادی گذشته بیشتر در زمینه تفکر و درست فکر کردن بود. در وادی اول یاد گرفتیم که با تفکر، ساختارها شکل میگیرند و برای آغاز هر کاری ابتدا باید درست فکر کنیم. در وادی دوم آموختیم که هیچ مخلوقی بدون دلیل پا به این جهان نمیگذارد. در وادی سوم یاد گرفتیم که هیچکس به اندازه خود انسان نمیتواند درباره خودش فکر کند و مسئولیت زندگیاش را بر عهده بگیرد. در وادی چهارم نیز مسئله مسئولیت انسان در برابر خودش، خداوند و هستی مطرح شد. اما در وادی پنجم، زمان حرکت از مرحله تفکر به مرحله عمل فرا میرسد. زیرا تنها فکر کردن کافی نیست. اگر اندیشهها و آموختههای خود را به عمل تبدیل نکنیم، هیچ تغییری در زندگی ما ایجاد نخواهد شد. تفکر بدون عمل مانند داشتن یک کیلو طلاست که آن را زیر خاک دفن کنیم و هیچ استفادهای از آن نبریم؛ در این حالت، ارزش و فایدهای برای ما نخواهد داشت. یا همانطور که گفته میشود: «عالم بیعمل به چه ماند؟ به زنبور بیعسل.» بنابراین دانستن و آگاهی زمانی ارزشمند است که بتوانیم از آن استفاده کنیم و آن را در زندگی خود به اجرا درآوریم. باید آنچه را در ذهن خود طراحی و تصور کردهایم، به دنیای واقعی منتقل کنیم و برای رسیدن به اهدافمان حرکت کنیم.
در وادی پنجم، ما از جهان ذهن به جهان عمل قدم میگذاریم؛ یعنی ساختارهایی که در ذهن خود ایجاد کردهایم، باید از مرحله تصور خارج شوند و در زندگی واقعی به اجرا درآیند. مهندس در این وادی مطرح میکنند که انسان در ظاهر فکر میکند فقط در یک جهان زندگی میکند، اما در حقیقت ما در چند جهان حضور داریم. نخست، جهان فیزیکی است؛ همین جهانی که در بیداری در آن زندگی میکنیم. دوم، جهان خواب است که گاهی تجربههایی در آن داریم که حتی در بیداری نیز به یاد نمیآوریم. اما جهان سوم، جهان ذهن است؛ جهانی بسیار پیچیده، گسترده و شگفتانگیز که شناخت آن برای انسان بسیار دشوار است. جهان ذهن مانند قله کوهی عظیم است که در برابر ما قرار دارد، اما هنوز نتوانستهایم تمام عظمت و ابعاد آن را درک کنیم. همانطور که وقتی به یک انسان نگاه میکنیم، در ظاهر فقط یک جسم را میبینیم که راه میرود و صحبت میکند؛ اما وقتی به عمق وجود او نگاه کنیم، متوجه پیچیدگی عظیم بدن انسان و میلیونها سلول و ساختارهای شگفتانگیز آن میشویم. جهان ذهن نیز چنین است؛ دنیایی بسیار مهم که نقش اساسی در برنامهریزی، تصمیمگیری و چگونگی زندگی ما در جهان فیزیکی دارد. ذهن، مقدمه حرکت و عمل در جهان خاکی است و آنچه امروز در ذهن خود میسازیم، میتواند فردای ما را شکل دهد. بنابراین در وادی پنجم میآموزیم که برای تغییر و رسیدن به تعادل، باید از مرحله فکر کردن عبور کنیم و با حرکت درست، آموزش گرفتن، عمل کردن و صبر، مسیر تغییر را ادامه دهیم.
رابطین خبری: همسفر روناک رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)، همسفر زهرا (ج) رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم) و همسفر شادی رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر فریبا نگهبان سایت
ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
20