ابتدا از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ و در رأس، آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی میکنم. خدا را شکر میکنم که از کارگاههای آموزشی و سیدیها استفاده میکنم و روزبهروز به دانش و آگاهیام افزوده میشود.
در وادیها، وقتی به وادی پنجم میرسم، زمان حرکت است؛ چرا که بهاندازه کافی تفکر کردهام و در چهار وادی اول، چارچوب تفکر من مشخص شده است و حتی آن مسئله را در جهان ذهنیام نیز حل کردهام. البته این مقوله پیوسته در زندگی روزمره من بارها اتفاق افتاده و خواهد افتاد، چون جهانبینی کنگره ۶۰ کاربردی است. اگر تحت آموزش باشید و در مسیر کنگره ۶۰ حرکت کنید، متوجه میشوید که در مواجهه با مسائل، «شناخت» بسیار مهم است و آن هم با تفکر به دست میآید؛ اما پس از شناخت، نوبت به حرکت میرسد.
حال میپردازیم به جهان ذهنی؛ جهان ذهنی، مقدمه برنامهریزی یا تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهانهاست. ساختارهای این برنامهریزی بهوسیله تفکر به وجود میآید که قبلاً در وادیهای یکم تا چهارم به شرح آن پرداخته شده است. برای مثال، وقتی تصمیم میگیریم یک ساندویچ بخوریم، اول بایستی تمامی مراحل، از چگونگی تهیه تا خوردن ساندویچ را در ذهن خودمان برنامهریزی کنیم. گاهی در اجرای مراحل ذهنی متوجه میشویم که پول نداریم یا در مکانی که هستیم ساندویچفروشی وجود ندارد؛ در این صورت، بلافاصله آن ساختار لغو شده و به ساختار دیگری میپردازیم و گزینههای دیگر را بررسی میکنیم.
بنابراین در این وادی، اگر نتوانیم ساختار ذهنی و تفکر خود را به ساختارهای عملیاتی تبدیل کنیم، هیچگاه به نتیجه نمیرسیم. به عبارت دیگر، همیشه ساختار ذهنیِ ساندویچ را فراهم میکنیم، ولی هرگز به مهمترین بخش عملیاتی و لذتبخش آن که خوردن ساندویچ است نخواهیم رسید؛ و به قول قدیمیها، با «حلوا حلوا» گفتن، دهان شیرین نمیشود.
پس ما در این وادی تمرین میکنیم تا ساختارهای تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم و به آن دسته از افکارمان که منطقی هستند اجازه دهیم وارد مرحله اجرایی و عملیاتی شوند تا ساختارهای عملی جدیدی به وجود آوریم. برای به اجرا درآوردن این ساختارهای فکری و تبدیل آنها به ساختارهای عملی، بایستی از حالت اضطراب، ترس، عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شویم تا به مرحله آرامش قدم بگذاریم. برای رسیدن به این آرامش، بایستی پاکسازی و سازندگی را از خودمان آغاز نماییم و برای اصلاح اخلاق، رفتار، کردار و منش خود، سه اصل «پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم» را همیشه در نظر داشته باشیم. چون وقتی اندیشه و تفکرات ما سالم باشد، بهصورت خودکار گفتار ما هم سالم خواهد شد و زمانی که گفتار ما سالم شود، به طرف کردار سالم یا عمل صالح و صلحآمیز هدایت خواهیم شد.
اکنون برای خروج یا صعود از اضطراب، نگرانی، پریشانی، ناامیدی، بیماری و غیره، بایستی این پلهها را بهمرور زمان طی کنیم:
۱. برگشت از ضد ارزشها
۲. خودداری
۳. قناعت
۴. صبر
۵. تجسس، قضاوت، غیبت (دوری از این موارد)
۶. پسانداز (دانه دانه است غله در انبار)
۷. توکل، رضا، تسلیم
در آخر، این را میدانم که تمام آموزشها و وقتگذاشتنِ راهنماها و اساتیدم برای درک و فهم و افزایش آگاهی من است تا بتوانم زندگی با حالِ خوش را تجربه کنم.
دلنوشته: راهنما لژیون پنجم همسفر اسد
بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
13