"به نام قدرت مطلق الله"
لژیون ویلیام وایت با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با دستور جلسه "وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید) و تاثیر آن روی من" یکشنبه 28 تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
امیدوارم حالتون خوب باشه، حال من هم خوبه، دستور جلسه امروز وادی پنجم: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید و تأثیر آن روی من میباشد.
خودِ سیستم کنگره۶۰ برای خودش یک جهانی است که هر کدوم از انسانهایی که به این جهان میآیند و زندگی میکنند، یا در جهانی که اسمش را گذاشتیم کنگره۶۰، همه با انواع مشکلات میآیند که ده تا یازده ماه مشکلاتشان را بصورت خوبی حل میکنند و بعد دوباره وارد یک جهان جدیدی میشوند که در کنگره۶۰ بهش میگویند سفر دوم.
ما در کنگره۶۰ سه بخش داریم که باید سه سفر انجام داد، سفر اول و سفر دوم و سفر سوم؛ ما در سفر اول مبدا و مقصد را مشخص میکنیم، در سفر دوم مقصد را مشخص میکنیم، از قطع مواد تا رسیدن به خود و در سفر سوم از رسیدن به خود تا قدرت مطلق یا خالق خود.
ما که در سفر اول هستیم آیا به سفر دوم خودمان اصلا فکر کردهایم که سفر دوم ما چه شکلی خواهد بود و باید چه کار بکنیم؟
آيا در سفر اول خودمان را برای سفر دوم آماده میکنیم یا نه؟
فقط هدفمان این هست که در سفر اول به درمان برسیم؟
بعدش چه میشود؟
وادی پنجم میگوید در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.
با خودم گفتم تمام خدمتی که کنگره۶۰ به من کرده و میکند، من برای کنگره۶۰ چه کردهام؟
آیا تا بحال خدمتی گرفتهام؟
دبیری، نگهبانی، سایت، نشریات، ولی من در سفر اول خودم؛ خدمت دبیری، نگهبانی و استادی را برای خودم برنامهریزی کرده بودم تا بهش رسیدم، این تفکرات ادامه داشتند که در ادامه مرزبان شدم، راهنما شدم، نگهبان شدم، نگهبان لژون سردار شدم، خدمتگزار در قسمت سایت شدم و بعد ایجنتی و بعد راهنمایی و همه در مراحل مختلف اتفاق افتاد.
در کجا این اتفاق افتاده بود؟
در سفر اول که نیوفتاده بود!؟
تمام این اتفاقات در سفر دوم افتاد، در سفر دوم این خدمتها و لژیونها و برنامهریزیها و چیزهایی که بهش فکر میکردم اتفاق افتاد، همهی این اتفاقاتی که در سفر دوم افتاده تا امروز کنار شما توی لژیون نشستهام، مبدأ کجا بود؟
سفر اول، یعنی اگر انسانی در سفر اول خوب عمل نکند، در سفر دوم هیچ اتفاقی نمیافتد.
حالا میگه در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، قدرت مطلق کجاست؟
دنیایی که در آن زندگی میکنیم یک جهان است، در وادی پنجم ما باید به یک جایی رسیده باشيم، در این مرحله اینقدر نباید فکر کرد، باید همراه با فکر کردن انجام عمل هم داشته باشیم و به آن رسیده باشيم، میگه چی؟ تفکر قدرت مطلق حل نیست، رفتن و رسیدن، در وادی پنجم تحرک آمده، توی وادی اول احیا و القا میشود، شاید هم تفکر در ذهن ما بوجود آمده باشد، مثلا آقای مهندس مثال ساندویچ را که میگویند، اگر به فکر خوردن ساندویچ باشيم اول فکرش میآید، ولی تا حاضر نشویم و از منزل بیرون نرویم و مغازه ساندویچی را پیدا نکنیم و خرید انجام ندهیم و هزینهاش را پرداخت نکرده باشیم، هیچ اتفاقی نمیافتد، باید بلند بشویم و به دنبال مغازه بگردیم، بعد از پیدا کردن مغازهی ساندویچی، ساندویچ سفارش بدهیم و بعد از پرداخت مبلغ بیاوریم منزل یا همونجا بخوریم. اگر این مسیر را طی نکرده باشیم، هزاران سال هم که بگذرد اصلا به ساندویچ دست پیدا نمیکنیم، باید هزینه کرد تا نتیجه گرفت.
ممنون از شما که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
تایپ: مسافر مرتضی لژیون یکم
تهیه و نتظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
29