English Version
This Site Is Available In English

حرکت، حلقه گمشده تفکر است

حرکت، حلقه گمشده تفکر است

 دوازدهمین  جلسه، از دوره شصتم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر حبیب و دبیری مسافر فرزاد با دستور جلسه:
(وادی پنجم، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید)
روز یکشنبه ۲۸تیرماه ۱۴۰۵، راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر،
شکر می‌کنم که یک بار دیگر توفیق حاصل شد و توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا منِ مصرف‌کننده به اینجا بیایم، به درمان برسم و به تعادل دست پیدا کنم.

همچنین از مسئول OT، آقا جلال، و مسئول سایت تشکر می‌کنم که امروز لژیون خدمت OT و سایت بود و لطف کردند و به بنده گفتند که در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.

یک تشکر ویژه نیز از راهنمای محترم خودم، آقا حبیب، دارم که هرچه دارم از ایشان است. اگر امروز می‌توانم به کنگره بیایم، خدمت کنم و دیدگاهم نسبت به زندگی باز شده است، همه را مدیون زحمات و راهنمایی‌های ایشان هستم.

همچنین از آقا محسن عزیز، راهنمای درمان سیگارم، تشکر می‌کنم که ازهیچ‌گاه راهنمایی‌های ایشان را فراموش نمی‌کنم و همیشه قدردان زحماتشان هستم.

در رابطه با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من»، همان‌طور که همه عزیزان در نظر دارند، کنگره هیچ کاری را بدون برنامه و هدف انجام نمی‌دهد. کنگره می‌گوید هر کاری که می‌خواهید انجام دهید، ابتدا تفکر کنید.

در چهار وادی قبلی، ما تفکر کردن را یاد گرفتیم. وادی اول به ما می‌گوید: «با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد.» ساختار چه چیزی را می‌خواهم بسازم؟ ساختار رهایی را؛ ساختار رهایی از مواد مخدر را.

در کنگره، موضوع فقط قطع مصرف نیست؛ ما برای رهایی تلاش می‌کنیم. رهایی مورد نظر کنگره به ما می‌گوید از تمام دره‌هایی که از طریق آن‌ها وارد اعتیاد شده‌ایم، باید یکی‌یکی خارج شویم. برای خارج شدن از جهان تاریکی و اعتیاد، نیاز به تفکر و پیدا کردن راه داریم. خدا را شکر که همه ما این راه را پیدا کردیم و به کنگره آمدیم؛ چه سفر اولی‌هایی که در حال سفر هستند و چه سفر دومی‌هایی که مسیر زندگی را پیدا کرده‌اند.

در وادی دوم به ما گفته می‌شود: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد.» یعنی چه؟ یعنی منِ محسن، قبل از ورود به کنگره، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتوانم برای کسی غیر از خودم کاری انجام دهم. همیشه تصور می‌کردم اگر قرار است برای کسی کاری انجام بدهم، حتماً باید در قبال آن پولی دریافت کنم.

سبک زندگی و کسب‌وکار به من این را آموخته بود که کار مجانی انجام ندهم؛

اما کنگره ۶۰ روی این تفکر خط کشید و به من آموخت که علاوه بر اینکه باید به درد خودمان بخوریم، باید برای جامعه نیز مفید باشیم. اگر من بگویم در داخل یا خارج از کنگره به درد هیچ‌کس نمی‌خورم و فقط به فکر خودم هستم، این یک تفکر اشتباه است.

در وادی سوم، همان‌طور که همه دوستان در جریان هستند، آمده است که: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.»

در سی‌دی‌های اخیر که استاد امین درباره وادی‌ها صحبت می‌کنند و آن‌ها را برای ما می‌شکافند، مرتب به ما یادآوری می‌شود که مسئولیت کارهایمان بر عهده خودمان است. مسئولیت درمان من بر عهده خودم است. اگر می‌خواهم درمان شوم، آیا باید همه خانواده بسیج شوند یا خودم باید مسئولیت درمانم را بپذیرم؟ باید مسئولیت را بر عهده بگیرم، در کنار خانواده درمان شوم و هیچ توقعی هم از دیگران نداشته باشم.

در وادی چهارم، به تدریج بار مسئولیت کاملاً بر دوش خودمان قرار می‌گیرد. می‌گوید: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.»

در مسائلی که به حیات، جسم و ماده مربوط می‌شود، ما به کمک و لطف خداوند نیاز داریم؛ اما راه رفتن و حرکت کردن را باید خودمان انجام دهیم. به‌تدریج آماده ورود به وادی پنجم می‌شویم.

آقا حبیب همیشه در لژیون می‌گفتند اگر بخواهیم از اعتیاد خارج شویم، در سفر اول باید پنج وادی اول را کاربردی کنیم. اگر فقط بنشینم و فکر کنم که امروز می‌خواهم به کنگره بروم، فردا دارویم را منظم مصرف کنم، پس‌فردا ورزش کنم یا جلسه بعد سی‌دی بنویسم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. باید حرکت کنم.

در چهار وادی اول، تفکر، امید و مسیر را یاد گرفتیم؛ اما در وادی پنجم به منِ محسن می‌گوید: حالا که دارو را مصرف کردی، بلند شو و حرکت کن. اولین حرکت، رفتن سر کار و انجام مسئولیت‌های زندگی است.

در سفر اول قرار نیست به بهانه درمان، از کار و زندگی دست بکشیم و در خانه بمانیم. یکی از مهم‌ترین تأکیدهای کنگره این است که در کنار درمان و سفر، به خانواده و مسئولیت‌های خود نیز رسیدگی کنیم و خانواده را در کنار خود حفظ نماییم.

آنچه من از وادی پنجم یاد گرفتم این بود که نشستن، آه و ناله کردن و فقط فکر کردن را کنار بگذارم و از همان دره‌هایی که وارد اعتیاد شده بودم، یکی‌یکی خارج شوم.

من از مسیر ضد ارزش‌ها وارد اعتیاد شدم؛ از غیبت، دروغ، تجسس، قضاوت و بسیاری از رفتارهای نادرست دیگر. آقا حبیب همیشه می‌گفتند از دیدگاه یک سفر اولی، من آمده‌ام تریاک، گل یا هروئین خودم را درمان کنم؛ این چه ارتباطی به غیبت، قضاوت یا تجسس دارد؟

اما واقعیت این است که
ما در بخش جسم، با داروی OT و آموزش‌ها در حال درمان سیستم بیوشیمی بدن خود هستیم؛ اما در بخش صور پنهان و روان، که اهمیت بسیار بیشتری دارد، با آموزش دیدن یاد می‌گیریم چگونه از جهان تاریکی اعتیاد خارج شویم.

افکار منفی که به سراغ منِ محسن می‌آمد و به من می‌گفت در کار دیگران دخالت کن، یا اگر می‌توانی پولی را به ناحق به دست بیاوری این کار را انجام بده، باید کنار گذاشته شوند تا بتوانم از آیتم‌های وادی پنجم عبور کنم.

دوری از ضد ارزش‌ها و بازگشت به ارزش‌ها، مهم‌ترین بخش سفر اول است. حتی اگر فقط بتوانم از ضد ارزش‌ها دوری کنم، بخش بزرگی از مسیر را طی کرده‌ام.

از میان آیتم‌های وادی پنجم، دو مورد بیش از همه به من کمک کرد: صبر و پس‌انداز.

من همیشه فکر می‌کردم فقط کسی می‌تواند پس‌انداز کند که پول زیادی داشته باشد و منی که دستم خالی است، امکان پس‌انداز ندارم. اما مهندس می‌فرمایند کسی می‌تواند پس‌انداز کند که حتی اگر روزی یک نان درآمد دارد، بخشی از آن را کنار بگذارد.

در زندگی، پس‌انداز کردن و قناعت از مهم‌ترین عواملی هستند که به ما کمک می‌کنند از تاریکی‌ها و مشکلاتی که در سفر اول و حتی در ادامه سفر دوم ممکن است با آن‌ها روبه‌رو شویم، عبور کنیم.

باقی آیتم‌های وادی پنجم را نیز آمده‌ام تا در کنار شما عزیزان یاد بگیرم و از مشارکت دوستان استفاده کنم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ؛ مسافر حامد
عکس؛ مسافرمعین
تنظیم؛ مسافر علی
( مسافران نمایندگی پروین اعتصامی)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .